صبح امروز ساعت 8:30 پس از اینکه مرد خانه برای 8 ساعت منزل راترک کرد
 زن 32 ساله اش به نام توران پس از اینکه از رفتن شوهرش مطمئن شد به اتاق 
بچه ها رفت و دید که هر دو کودک خردسالش در خواب هستند بعد بدون اینکه آنها
 را بیدار کند در اتاق را بسته و به آشپزخانه رفته و ظرف اسید که همسرش برای
 باز کردن لوله فاضلاب خریداری کرده بود را برداشته و اقدام به پاشیدن آن در کاسه
 توالت کرد که منجر به باز شدن گرفتگی توالت گردید!
 توران خیلی زن تمیزی است.آفرین توران
بچه ها توران رو تشویق کنید


موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٦ | ٢:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
به هرسلاح که 
خون مرا بخواهی ریخت

حلال کردمت الا،
به تیغِ بیزاری!


موضوعات مرتبط: شعر , عاشقانه

تاريخ : یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩٦ | ۱:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
درنگاه اول تصویر خرگوش و سگ و گربه می بینید....
اما وقتی تصویر را بزرگ می کنید متوجه زحمت عکاس میشوید.





موضوعات مرتبط: عکس , جالب

تاريخ : چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٦ | ٩:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مرضیه ابراهیمی قربانی اسید پاشی اصفهان.

عکس سراپا غرورو قدرت و سرشار از امید و زندگیست

به احترامش سر تعظیم فرود می آورم.

 

 




موضوعات مرتبط: عکس , احساس

تاريخ : چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٦ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
پسره میره خواستگاری بهش میگن شما شغل ثابت هم دارین؟

میگه امام جمعه تهران بعد از سی سال هنوز موقته تو از من شغل ثابت میخوای؟

میگن بابای عروس تا حالا اینجوری قانع نشده بوده الان واسه پسره پراید خریده


موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٦ | ٩:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

«هیچ حواسم نبود، دو فنجان ریختم …»
 
 آلیستر دانیل


موضوعات مرتبط: داستان

تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٦ | ٢:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



موضوعات مرتبط: عکس

تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٦ | ٢:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



موضوعات مرتبط: عکس

تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٦ | ۱:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
ﺍﺯ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ با یک خانم تماس میگیرن و ﻣﯿﮕﻦ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺟﻮﺍﺏ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ 
همسرتون ﺑﺎ یک نفر ﺩﯾﮕﻪ ﻗﺎﻃﯽ ﺷﺪﻩ ! ﺍﻻﻥ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﺷﻮﻫﺮﺗﻮﻥ ﺁﻟﺰﺍﯾﻤﺮ ﺩﺍﺭﻩ
 ﯾﺎ ﺍﯾﺪﺯ

خانم میگه : ﺧﻮﺏ ﺍﻻﻥ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ؟

ﺩﮐﺘﺮ : ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮﺕ ﺑﺮﻭ ﭘﺎﺭﮎ ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻓﺮﺍﺭﮐﻦ !!


موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : دوشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٦ | ٩:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



موضوعات مرتبط: عکس

تاريخ : شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٦ | ۳:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
رفتم دکتر تغذیه گفت: برنج روزی فقط یک قاشق !
منم رفتم اینو خریدم





موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩٦ | ٤:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
مردی پس از طلاق گرفتن از همسر خود با او تماس گرفت
و گفت: خانم ببخشیداشتباه کردملطفا مرا ببخشو به خانه برگرد
زن در جواب گفت : آیا در کنارت یک لیوان داری؟
مرد گفت: بله دارم!
زن گفت: اکنون آن را محکم بر زمین بکوب.
مرد چنان کرد که زن گفته بود.
سپس زن گفت: حالا که دیدی آن لیوان شکسته و هزار تکه شده، آیا میتوانی
 تکه هایش را جمع کنی و دوباره بسازی؟
مرد در پاسخ گفت: نه نشکسه لیوان استیل بود!!
و زن پاسخ داد: خدا لعنتت کنه.. عصر بیا دنبالم!!
 
 

Image result for ‫لیوان کریستال‬‎



موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٦ | ٩:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
سهند ایرانمهر

ننه، خدا بیامرز این آخریا مژه نداشت، بچه که بودم بهش گفتم :ننه! بابابزرگ
نمیترسه پلک بدون مژه رو می بینه؟" 
می گفت:"بترسه؟ کجایی ببینی چطور روزی صد تا ماچ ازین چشما میگیره". 

 

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه

تاريخ : جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩٦ | ٢:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان؟
یک تنگ شکر خواهم زان شکرِ قند ای جان
ای جانک خندانم من خوی تو می دانم
تو خوی شکر داری بالله که بخند ای جان
من مرد خریدارم من میل شکر دارم
ای خواجه عطارم دکان بمبند ای جان...

مولوی




موضوعات مرتبط: شعر , عاشقانه

تاريخ : جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩٦ | ٢:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

در نزدیکی روستای ملا نصرالدین مکان مرتفعی بود که شبها باد می وزید و فوق العاده سرد می شد.

دوستان ملا به او گفتند:

اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی، ما یک سور به تو می دهیم و گرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.

ملا نصرالدین  قبول کرد. شب به آنجا رفت و تا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که برگشت گفت: من برنده شدم و باید به من سور دهید.

گفتند یعنی از هیچ آتشی استفاده نکردی؟

ملا گفت: نه! نزدیک ترین شعله به من در یکی از دهات اطراف بود که گویا شمعی در آنجا روشن بود.

دوستان گفتند: همان آتش تو را گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.

ملا نصرالدین  قبول کرد و گفت: فلان روز ناهار به منزل ما بیایید.

دوستان یکی یکی آمدند اما نشانی از ناهار نبود.

گفتند: انگار نهاری در کار نیست.

ملا نصرالدین  گفت: چرا ولی هنوز آماده نشده، دو سه ساعت دیگر هم گذشت باز ناهار حاضر نبود.

ملا نصرالدین  گفت: آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم.

دوستانش به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید.

دیدند ملا نصرالدین  یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده.

گفتند: ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند.

ملا نصرالدین  گفت: چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند، شما هم بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود...!



موضوعات مرتبط: داستان , طنز

تاريخ : پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٦ | ۸:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

اومدم توی چت به دختر خالم بگم «salam khoobi»
دستم خورد به «a» شد «asalam khoobi»
.
.
.
.
.
.
.
.
.

الان خبر دادن از ذوق غش کرده،
بهش سرم وصل کردن.
مادرش اینام اومدن خونمون تاریخ عقد رو مشخص کن!!!



موضوعات مرتبط: اس ام اس , جوک

تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

دیشب به دوست دخترم اس دادم گفتم :چی شام خوردی عشقم؟
گفت عدس پلو با ماست
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

دیدم شامش چقدر شبیه شام ما بوده 
نگاکردم دیدم اشتباه به بابام اس دادم !!!



موضوعات مرتبط: اس ام اس , جوک

تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤ | ٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

من نمی فهمم غرق در بوسه کردن چه صیغه ای است؟ مگر صورت طرف باتلاق گاوخونی است که بوسه های ما عین گل بنفشه توی آن غرق شود. بوسه باران کردن که تکلیفش از همان اول معلوم است. یعنی چلپ چلپ با لبهامان صورت معشوق را خیس کنیم! یعنی چه اینها؟ بوسه را بر سر و روی یار با دقت می نشانند، به سمتش پرت نمی کنند. درست مثل یک خاتم کار. یک جواهر ساز.

اگر این کار را بلد نیستید و نیاز به تمرین دارید همین فردا صبح به اولین خرازی که رسیدید یک مشت ستاره کوچک رنگی بخرید، پشت هر کدام یک کم چسب مایع بزنید بعد سعی کنید با دقت هرچه تمامتر به کمک لبهایتان آن را روی کاغذی که به دیوار زده اید بچسبانید! همینطور گتره ای نه. هر ستاره را اول ببینید. حسش کنید. با آن ارتباط برقرار کنید بعد آرام روی لبهایتان بگذارید و بچسبانید درست تنگ ستاره قبلی. پهلو به پهلو! هیچ جای صفحه نباید خالی بماند.

وقتی خوب در این کار استاد شوید متوجه خواهید شد که بوسیدن صورت معشوق/معشوقه با این کیفیت چه انرژی مضاعفی به هر دوتان می دهد. شک نکنید که جای هر بوسه، یک گل می شکفد و آنقدر از بوی آن مست می شوید که فکر میکنید از کودکی مست به دنیا آمده اید. حافظ هم همینطور می بوسیده که سروده: 
چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید / ز باغ عارض ساقی هزار لاله بر آید

 

 


 



موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٤ | ٩:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



موضوعات مرتبط: عکس

تاريخ : یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤ | ٩:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

ﺩﺧﺘﺮ :  ﺑﺮﻭ بخواب ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﯼ!

ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮ.

ﺩﺧﺘﺮ : ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ 

ﭘﺴﺮ : ﻣﻨﻢ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ، ﺷﺐ ﺧﻮﺵ 

ﺩﺧﺘﺮ : ﺧﻮﺏ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﭘﺴﺮ : ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ 

ﺩﺧﺘﺮ : خواب منو ببینیا 

ﭘﺴﺮ : ﺧﺐ..

ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﯼ؟!

ﭘﺴﺮ : ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ!

ﺩﺧﺘﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﺨﻮﺍﺏ. ﻗﺮﺑﻮﻥ ﭼﺸﺎﯼ ﻧﺎﺯﺕ ﺑﺮﻡ! 

ﭘﺴﺮ : ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﯽ ﺷﺪﯼ؟ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯼ؟

ﭘﺴﺮ : ﻧﻪ، ﻭﻟﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺸﺘﺎﻗﻢ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ!

ﺩﺧﺘﺮ : ﺁﺧﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺩﯼ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺷﺪﻡ!

ﭘﺴﺮ : ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ ﻋﺰﯾﺰﻡ. ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮ

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ، ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮ 

ﭘﺴﺮ : ﻣﻨﻢ 

ﺩﺧﺘﺮ : ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯼ؟

ﭘﺴﺮ : ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﺮﺍ جواب نمیدی؟!

ﭘﺴﺮ : ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﺮﺍ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺧﺎﻣﻮﺷﻪ؟!

ﭘﺴﺮ : ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺷﺪﻡ ﺍﻻﻥ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ!!!

 

 




موضوعات مرتبط: اس ام اس , جوک

تاريخ : یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤ | ٤:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

وقتی تصمیم می گیری یک احساس را به سرانجامی به نام " ازدواج " برسانی، اولین حرکت مفید این است که از خودت بپرسی :

" آیا واقعاً باور داری که تا سنین پیری از سخن گفتن با این زن، لذت 
خواهی برد ؟ " 
" سخن گفتن " و نه " همخوابگی " !
تمامی مسائل دیگر در ازدواج موقت و گذرا است.
تا زمانی که دو نفر حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن دارند، می شود به عمر ارتباطشان امید داشت ...

فردریش نیچه

 

 

 



موضوعات مرتبط: متن , آموزنده

تاريخ : یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤ | ٤:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

اخه دیگه یه الرژی فصلی چیه مردم با اونم کلاس میزارن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

طرف با یه لحنی میگه الرژی فصلی دارم انگار به تنهایی قهرمان سه دوره از جام ملت های اروپاست!!!!

 

 





موضوعات مرتبط: اس ام اس , جوک

تاريخ : یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤ | ٤:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مهم نیست چه چیز به یک زن بدهی، هر چه بدهی آنرا بهتر می‌سازد:
نطفه‌ای به او بده فرزندی به تو خواهد بخشید
خانه‌ای به او بده، از آن کاشانه‌ای خواهد ساخت
لبخندی به او بده، قلبش را به تو خواهد بخشید 
زن آنچه را به او بدهند تکثیر می‌کند. و پژواک می‌بخشد.
پس اگر به او یک زندگیِ جهنمی بدهی، تعجب نکن که از آن جهنمی بزرگتر برایت بسازد!!

 

 




موضوعات مرتبط: متن , احساس

تاريخ : شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

خودت را به یک آدم شریف تبدیل کن،
در این صورت می توانی مطمئن باشی 
که یک آدم رذل در جهان کم تر خواهد شد.

توماس کارلایل

 

 

 



موضوعات مرتبط: جملات , آموزنده

تاريخ : شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤ | ٢:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گفتم: من بلد نیستم دروغ بگم.
گفت: بلدی نمیخواد که، چشماتو ببند و دهنتو باز کن.
یهو یاد مامانم افتادم، اون موقعا هر وقت میخواس اون شربت قرمز بدمزه ها رو بریزه توو حلقمون میگفت: چشماتو ببند، جلو دماغتم بگیر. بعد اون قاشقو میبرد توو دهنم و یه جوری میریخت که مزه اش نپیچه توو دهنم بلافاصله هم لیوان آب میچسبوند به لبامو و میگفت: دیدی؟ تموم شد!

 

 




موضوعات مرتبط: اس ام اس , جوک

تاريخ : جمعه ٢٠ شهریور ۱۳٩٤ | ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()