بگم بخندی؟!

آن که رقص و شادی را کفر محض می داند . گو بنال و زاری کن، من دو گوش کر دارم https://t.me/negaahamkon

مامانم اومده میگه یه پست سرکاری بذار چهارتا فحش به عمت بدن بخندیم.
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

اینو امروز کشف کردم:
همیشه نفر جلوییت تو صف پمپ بنزین، دست و پا چلفتی ترین و تنبل ترین آدمه روکره زمینه، قبول دارید؟

 

تبلیغ رنگ مو داش نشون میداد تو تلویزیون ایران:
زنه اول روسریش مشکی بود؛ بعد استفاده از رنگ مو روسریش قهوه‌ای شد.

 

دیدین شبا که خونه ساکت میشه اسباب وسایل تو خونه شروع میکنن به صدا درآوردن؟
الهی بگردم ؛ خستگی در میکنن!
عاشق صدای قلنج شکوندن تلوزیونم.

آقا ازدواج هم خیلی سخت شده ! خدمت مامانم عارض شدم دنبال یه دختر باش داداش نداشته باشه.
هی میپرسه چرا؟
توضیح دادنش سخته ولی نمیخوام زنم عمه باشه!

 

تو خونه دانشجویی که 90درصد وعده های غذایی رو کنسرو خوراک لوبیا وتخم مرغ تشکیل میده، احساس نیاز به فن دستشویی از نون شبم واجب تره.

 

 

گوگل پسر بود یا دختر؟
خب اون بدون شک دختره،
چون اجازه نمی ده یه جمله ای رو کامل کنی،
از همون اول شروع می کنه به حدس زدن،
و همچنان حدس زدن،
لامصــب بعضی وقتا حدسایی میزنه که دهن آدم وا میمونه،
مخصوصاً وقتی یکی کنارت نشسته باشه!!!

 

به قلبم گفتم: شب‌ها خواب به چشمم نمی‌‌آید،
قلبم گفت: از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی، زر نزن، بیخودم ادای عاشق ها رو در نیارا!


بچه که بودم بابام منو برد بهداری واکسن بزنم، تا چشمم خورد به آمپول خون گریه میکردم، التماس میکردم، چند نفر گرفته بودنم، منم زجه میزدم (بار روانیش خعلی زیاد بود)، الکل رو که زد به بازوم گفتم تمومه کارم به عنوان آخرین حرفم گفتم: *یـــــــا حـسیــــــــــــــــــن شهیــــــد*
آقا همه پرسنل بهداری از خنده موزاییک میخوردن.

 

یه روز سوار تاکسی بودم داشتم میرفتم سر کار کنار دستم یه زنه نشسته بود یه بچه 4-5 ساله هم تو بغلش بود! تمام مسیر این بچه عرعر میکرد و داد میزد میگفت: ساندیس میخوام! راننده تاکسی هم اومد آرومش کنه گفت: پسرم گریه نکون، الان پیاده میشید مامانت برات میخره! بچه هم نه گذاشت نه برداشت به راننده گفت: تو دیگه گُ...ه نخور!!!

 

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه “عِـه رفت رو پیغامگیرشون” و سریعاً تلفن رو قطع کنه :خخخخخ

 

بچه خواهرم 5 سالشه نه گذاشته نه ورداشته برگشته پرو پرو به بابام نیگا کرده میگه: بابابزرگ یه میمون (منظورش عروسک بود) خریدم قد تو، بابام کم نیاورد گفت: این دفعه خواستی بری بخری سایز بابای الدنگتو بخر بچه.
بعد دید من دارم زیرزیرکی میخندم یه پس گردنی هم به من زد.

 

یه وختایی نمیرم دمه یخچال که پیشه من شرمنده نشه... خدا هیچ یخچالی رو شرمنده صاحبش نکنه.

کاش وقتی یه چیز جدید به یخچال اضافه میشد واسمون یه نوتیفیکیشن میومد !

از این به بعد میخوام یه دستکش آشپزخونه باد کنم هر شب از زیر لحاف بذارم بیرون تا این پشه ها باهاش مشغول باشن سرویس بشن.

 

دانشجوی عزیز !
دوست تحصیل کرده من !
شمایی که فردا میخواین دکتر مهندس این مملکت بشین !
وااااقعاً نمیدونی تو کلاس باید موبایلت رو خاموش کنی؟
نمی بینی خوابیم!!!


موقع امتحان سوالاتی رو که بلدیم با خط نستعلیق می نویسیم، ولی اونایی رو که بلد نیستیم با بدترین خط می نویسیم!