برخی مواقع، برخی ها، و مخصوصاً برخی از همین سایت های به اصطلاح تحلیلی و خبری ، برخی(!) اخبار معمولی را خیلی پراهمیت نشان می دهند!

مثلاً همین چند وقت پیش که اتوبوس دانش آموزان در جاده ها چپ شد؛ خب این همه حوادث جاده ای داریم، اینهم روش! مگه علی دایی تصادف نکرد؟! مگه ماشین وزیر راه چپ نکرد؟! مگه پوپک گلدره بوسیله همین حوادث جاده راهی دیار باقی نشد؟!... خب دانش آموزان چه فرقی با باقی اقشار جامعه دارن! بعدش هم! از قدیم گفتن: "لیوان واسه شکستنه! اتوبوس واسه چپ کردن!"؛ چرا الکی فضای جامعه را با پرداختن بیش از اندازه به این خبرها ملتهب می کنید؟!

 


 

یا اینکه چند وقت پیش در مشهد، چند دانش آموز که به اردویی می رفتند قصد رد شدن از پله برقی را داشتند که همگی سرنگون شدند و با سر و صورت خونی به بیمارستان منتقل شدند! بعد برخی مدعی بودند پله برقی خراب بوده و این حرف ها! اما مگر پله برقی هم خراب می شود؟! مطمئناً این بچه ها داشتن شیطونی می کردن، اینطور شده! اصلاً خیلی هم بهتر که اینطوری شد! بچه  می فهمه هر جایی نباید شوخی کنه! بعدشم سر و صورت چندتاشون خونی شده، نمُردن که اینقدر شلوغش کرده بودید!

و یا این مورد آخر که بهترین بهانه را به دست برخی ها داد: "سوخته شدن دانش آموزان در پیرانشهر": خب! "پیش اومده! پیش میاد!"، این دانش آموزها مگه تو خونشون خودشون رو با چی گرم می کردن که شاکی هستین چرا واسشون بخاری نفتی گذاشتیم توی کلاسشون؟!

اصلاً بیا و خوبی کن! خوب بود توی هوای به این سردی همین بخاری نفتی رو هم نمی ذاشتیم تا از سرما بلرزن؟! اصلاً مگه ما چقدر بودجه داریم؟! اصلاً تقصیر خودشون بود که توی روستا زندگی می کردن! ما که به روستاها نمی تونیم بودجه بدیم! اصلا از همه این حرف ها گذشته، چرا مادر و پدرهاشون "کمک به مدرسه"(اونهم بصورت داوطلبانه!) نکردن که مدرسه بتونه بخاری درست و حسابی بخره!

بعضی ها میگن چرا آقای وزیر آموزش و پرورش استعفا نمی ده! آقای وزیر که ابراز همدردی کرد! تازه از خدا براشون شفا هم خواست! دیگه چیکار کنه؟! نمی تونه که استعفا بده! خودش هم بخواد نمی تونه! توی مملکت ما صندلی ها به مسئولین می چسبه! وقتی یکی یک صندلی ای رو تصاحب می کنه، نمیشه به این راحتی ازش جدا کرد!

بعدشم! شما تا حالا وزیر نشدی! ... آخه نمی دونی وزیر بودن چه حالی داره! هم خودِ شما بودی به خاطر سوخته شدن صورت چندتا دانش آموز می اومدی استعفا بدی؟! ... ای بابا! باز میگه اگه این اتفاق تو ژاپن بود الان مسئولش رو محاکمه هم می کردن! ... ببین! اینجا فرق می کنه! اگه هر مسئولی بخواد به خاطر هر اتفاق کوچیکی استعفا بده، هر یکی دوماه یکبار، اکثر هیات وزیران باید جای خودش رو به هیات وزیران جدید بده!

مثلا فکرش رو بکن وزیر مسکن به خاطر مقاوم سازی نشدن خانه ها در تبریز و کشته شدن هموطنان با یک زلزله کوچیک، استعفا می داد؛ وزیر راه به خاطر حوادث جاده ای می رفت؛ وزیر اقتصاد به خاطر گرونی ها استعفا می داد ... وزیر بهداشت به خاطر رها کردن دو بیمار در بیابان و همچنین کشته شدن جوان 15 ساله هموفیلی به خاطر نبود دارو باید از این وزرات می رفت... رئیس بانک مرکزی به خاطر نوسانات دلار استعفا می داد، رئیس فدراسیون فوتبال به خاطر نتایج ضعیف می رفت ... اون وقت کی می موند تا کارهای مملکت رو اداره کنه؟! ... راستی صحنه زورگیری 4 نفر با قمه رو توی روز روشن و در یک خیابان پرتردد در تهران دیدی؟! حتما با اتفاقی اینچنینی رئیس پلیس تهران هم باید استعفا می داد! توقعاتی دارین ها!



تاريخ : دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون - مهاباد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.