بگم بخندی؟!

آن که رقص و شادی را کفر محض می داند . گو بنال و زاری کن، من دو گوش کر دارم https://t.me/negaahamkon

عیالم گفت:خواهان منی تو و یا خواهان آن مست چمانه؟
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: شعر ، طنز

 

گز و خربزه و پشمک که دارم ز هر یک خاطراتی جاودانه

شب یلدا بــود یا شـام یغما و یا هنگام اجرای ترانه

به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـش چنگ و چغانه

پس از صرف طعام و چای و میوه تقاضـا کردم از عمه سمانه

که از عهـد کهن با ما بگوید هم از رسم و رسوم آن زمانه

چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گل کرد چانه

نمی دانم چـرا یک دفعـه نام- “جنیفر لوپز” آمد در میانه

عیالم گفت:خواهان منی تو و یا خواهان آن مست چمانه؟

به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجازه، هـر دوانه!

نمی دانی چه بلوایی به پـا شد از آن گفتار پاک و صادقانه

به خود گفتم که”بانی” این تو بودی که دست همسرت دادی بهانه

خلاصه آنچنـان آشوب گردید که از ترسم برون رفتم ز خانه

ز پشت در زدم فریاد و گفتم: “مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!

و آن شب در به روی من نشد باز شدم چون مرغ دور از آشیانه

شب جمعه برای او نوشتم ندامت نامه، اما محرمانه

نمی دانم پس از آن نامه دیگر عیالم کینه بـا من داره یا نه

ولی بگذار- بـا صد بار تکرار- بگویم آخرین حرفم همانه!