به مامانم می گم می خوام خودمو از پنجره پرت کنم پایین. می گه نه... توری پاره می شه پشه میاد تو!
 

با فک و فامیل نشستیم اسم فامیل بازی کردیم، دائیم برای میوه با «ی» نوشته یه کیلو خیار!

 

 این فیلما که مادر پدرا قبل از رفتن تو اتاق بچه شون در می زنن اجازه می گیرن، اینا همش کلک سینماییه، جلوه های ویژه ست!

 

یعنی حجم فکری که قبل خواب تو کله من میاد اگه وسط روز می یومد الان چندتا اختراع تو کارنامه م داشتم!

 

 روبهی به زاغی گفت: بیاااااا
زاغ گفت: پنیرو می خوای؟
روباه گفت: نه
زاغ گفت: پس چی؟
روباه گفت: بیا دوری کنیم از هم!

 

شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز می کردیم، می بردیم سر کلاس چنان پز می دادیم انگار درخت نارگیل سبز کردیم!

 

هرگز به دو چیز تکیه نکنید:

دیوار تازه رنگ شده
آدم تازه به دوران رسیده...

 

دخترا وقتی ازدواج می کنن یه دغدغه به دغدغه هاشون اضافه می شه اونم اینه: حالا شوهرم چی بپوشه؟!

 

 یکی از مزیت های 206 اینه که نمی تونی بفهمی طرف مایه داره یا معمولی...

 

 به یارو میگن زورت به چند نفر میرسه؟
می گه آجر به اندازه باشه، تعداد مطرح نیست!

 

پشت یه پیکان نوشته بود: من پیکان نیستم، بنز یه بچه فقیرم.

 «دیدی درد نداشت؟»
جمله نوستالژیک پدر و مادرها بعد از آمپول زدن به بچه هاشون درحالی که بچه داره خون گریه می کنه! یعنی اون همه اشکی که ریخته اشک شوق بوده؟

 

مشکلات از جایی شروع شد که به هر کی گفتیم نوکرتیم فکر کرد واقعا اربابه...

 

 یکی از فانتزیام اینه که یه قوطی نارنجی بخرم و توش اسمارتیز بریزم تو جمع غریبه ها ادای آدم مریض ها رو درآرم یکی ازم پرسید چی شده؟ بگم چیزی نیست، همون سردردهای همیشگی، بعدم چندتاشو بخورم بگم آآآآآآه... لامصب اند کلاسه!

 

دوستای عزیزی که می رین باشگاه، تو رو خدا رو همه قسمت های بدنتون متناسب کار کنین ... بعضیا بالاتنشون اندازه گودزیلاست پاها عین ملخ مزرعه!

 

 روز تولد بابام با کلی ذوق و شوق پولامو جمع کردم و یه ساعت مچی بهش کادو دادم، برگشته می گه ممنونم پسر گلم ولی احتیاجی به این کارا نبود، همین که سعی کنی تو زندگیت آدم باشی برای من باارزش ترین هدیه س!

 

 هر کس فیس بوک را نشناسد، نیمی از عمر خود را به فنا داده است؛ و هر کس بشناسد، تمام آن را!

 

اعتماد به نفس بعضی ها رو اگه عمو قناد داشت، الان مجری برنامه امریکن آیدل شده بود!

 

 به کافه چی گفتم همان همیشگی، نگاه سنگینش را به من انداخت و گفت زر نزن بابا! اینجا تازه یه هفته س افتتاح شده!

 

دیگه به درجه ای از عرفان رسیدم که واسه خودم یه چیزی تعریف می کنم می خندم، تازه آخرش هم از خودم می پرسم جان من؟!

 

 بهترین مکان برای خواب خونه خود آدمه
راحت ترین توالت، توالت خونه خود آدمه
راحت ترین لباس، لباس خود آدمه
خوش فرمون ترین ماشین، ماشین خود آدمه
بهترین جزوه، جزوه خود آدمه
تمیزترین دست، دست خود آدمه
بامزه ترین بچه، بچه خود آدمه
ولی خوشبوترین ادکلن، ادکلنه کسیه که تو خیابون از کنارت رد می شه!

 

به نمک روی آلوچه قسم، خانومه اومده می گه:
ببخشید شما که کامپیوتری هستی، نرم افزار free space داری؟ هر چی میخوام کپی کنم رو هاردم می گه free space نیاز داری! خدا به سر شاهده قلبم گرفت اصلا!

 

 یه سوالی ذهنمو درگیر کرده، خوب من که سنی ندارم، کی وقت کردم این همه بدبخت شم؟

 

 بابام تا یه جایی بیشتر ساعتو بلد نیست. وقتی می رم بیرون از یه ساعتی به بعد هی زنگ می زنه می گه می دونی ساعت چنده؟!

 

 تو خیابون لم داده بودیم به یه ماشین مازراتی یک میلیارد و 200 میلیونی، یه پسره اومد بهم گفت ماشین خودته یا بابات؟
نیم نگاهی بهش کردم و گفتم دوست داشتی تو هم یکیشو داشتی؟ سوئیچشو درآورد سوارش شد و رفت. درجا افسردگی گرفتم الانم تحت درمانم!



تاريخ : دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢ | ۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون - مهاباد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.