داشتم با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...
اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف
یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا
با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه
گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد ...
 تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...
اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ...
 
 
دوست دخترم پریشب مسیج داده :
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻡ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ، ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ 
ﻣﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 1 ﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻭ ﻓﻼﻥ ﻭ اﯾﻨﺎ ﻭ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ ﺑﮕﻢ
ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻧﻮﺷﺖ ﻣﺚ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﺕ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﻠﻮﻏﻪ ﻭ ﺑﺮﻭ با ﻫﻤﻮﻧﺎ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ ﺑﺎﯼ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯽ ﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺣﻞ ﺷﺪ
ﺩﯾﺸﺐ ﻣﺴﯿﺞ ﺩﺍﺩ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻡ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﻭ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ 
ﻣﻨﻢ ﺳﺮﯾﻊ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻭ ﻓﻼﻥ ﺷﺐ ﺑﺨﯿﺮ 
ﺩﯾﺪﻡ ﻣﺴﯿﺞ ﺩﺍﺩ ﻣﺚ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺳﺮﯾﻊ ﻣﻨﻮ ﺩﮎ ﻣﯿﮑﻨﯽ ، ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮐﺖ ﺑﺮﺱ , ﺑﺮﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻫﺮﺯﻩ ﻫﺎ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ , ﺑــــــﺎﯼ
من الان چی کار کنم 



تاريخ : یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٢ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون - مهاباد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.