با سلام به دوستان آینده ام که قراره از این سایت دیدن کنند.راستش من قبلا هم وبلاگی با نام (بخند . لطفا !) داشتم که بدون هیچ دلیل موجه یا حداقل توضیحی از جانب مدیریت محترم پرشین بلاگ مسدود شد. در کلیه مطالب سایت کوچکترین موردی خلاف اخلاق یا مقررات سایت درج نشده بود.خیلی افسرده شدم.امیدوارم به سرنوشت وبلاگ قبلیم با بیش از هزار مطلب جالب با همین موضوع گرفتار نشود.من که هنوز هم نفهمیدم چرا بستاندنش! مگه خنده هم بستنی ست؟! باز هم امیدوارم.


دیشب اومدم خود کشی کنم رفتم از سوپر سره کوچمون تیغ خریدم رفتم نشستم تو حموم، وقتی که اومدم تیغ رو بکشم رو رگم یه هو دیدم که خودمون تو حموم تیغ داریم اینقدر اعصابم خورد شد که هیچی دیگه، خود کشی نکردم! (از دفتر خاطرات یک خسیس)

 
چوپونه با گوسفنداش لج میکنه،می برتشون چمن مصنوعی..
 

"آخرش هیچی نمیشی" چیست؟ نوید آینده ای مبهم از سوی والدین به فرزندان !
 

پلیسه به یارو میگه : گواهینامه داری؟ میگه : بزار داشبورد رو ببینم شانس بیاری که داشته باشم ، کارت راه بیفته
 

چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟ . . .
۷% : بخاطر نور خورشید
۲۳% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن
۷۰% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن
 

عدم امنیت یعنی: توی یه توالت باشی که فاصله سنگ توالتش تا در، بیش از ۱ متر باشه، درش قفل نداشته باشه، و رو به بیرون باز بشه، همش باید نیم خیز و آماده، مثل خط شروع دوی سرعت حالت بگیری!
 

حیف نون می ره دکتر، می گه آقای دکتر! من فراموشی گرفته‌ام. دکتر می گه: چند وقته این بیماری رو دارین؟ حیف نون می گه: کدوم بیماری؟
 


از حیف نون می پرسن این شعر از کیه؟ “سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز” می گه نمی دونم یه راهنمایی بکنید… می گن اسم شاعر توی خود شعر هست. می گه: آهان فهمیدم، جواد نکونام!
 


حیف نون زنگ می زنه به مخابرات می گه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش!
 

دیگه به من زنگ نزن
حالا شناختمت
من نمیتونم دیگه با تو باشم
ازت بدم میاد
بی لیاقت
خداحافظ
“این آخرین جمله ای بود که همسایمون به شوهرش گفت”
میخاستم تو ام در جریان باشی عزیزم !

غضنفر تو قطار میشینه به صندلی روبرویی میگه:
به سلامتی دارین برمیگردین؟!

 

معلم: اگه ۱۰۰۰ تومن داشته باشی و از بابات هم ۱۰۰۰ تومن بخوای،
چه قدر پول داری؟
دانش آموز: ۱۰۰۰ تومن
معلم: هیچ چی از ریاضی حالیت نیست
دانش آموز : تو هم بابای منو نمیشناسی !



موضوعات مرتبط:

تاريخ : دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۱ | ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()