پس از اینکه چند وقت پیش، یکی، دو نفر از مردان زیادی محترم در خارجه حامله شدند و در نقش یک مادر مهربان زاییدند، با خبر شدیم مجلس شورای اسلامی در حال بررسی طرحی‌ست که پیرو آن به آقایان یک ماه مرخصی زایمان داده می‌شود! به هر حال مجلسی‌ها معتقدند کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند. گویا قرار است زن و شوهر هر دو در خانه استراحت کنند تا بعد از یک ماه مشخص شود این‌بار زحمت وضع حمل روی دوش کدام‌یک خواهد افتاد!
« خانمم؟ همسر؟ عزیزم؟ مهربون؟ جیگیلی؟! کجایی تو؟»
« ای مرض، درد، حناق، کوفت؛ این لوس‌بازی‌ها چیه توی این سن وسال؟ چته دوباره؟»
«عزیزم گمونم داره لگد می‌زنه!»
« چی؟ دردت شروع شده؟ فکر می‌کنی وقتشه؟»
« وا... من که تجربه اولمه، اما یه چیزایی احساس می‌کنم... پدر سوخته مثل اینکه دختره!»
« تو که تجربه اولته از کجا می‌دونی دختره؟ ها؟ نانجیب، نکنه قبلا هم...»
«نه به‌خدا. آخه همچین داره چنگ می‌زنه، فکر کردم دختره؛ اصلا اگه دختر دوست نداری پسره. عزیزم می‌شه یه کمی زغال اخته برام بیاری؟ (با لبخند ملیح) فکر کنم ویار کردم!»
« پاشو بس کن مرد. یه نگاهی به خودت بنداز جلو آینه، خجالت نمی‌کشی با این سیبیل و دم و دستگاه ویار می‌کنی؟»
«آخه دست خودم که نیست، ویاره دیگه. پس لطفا یه تیکه چیپس فلفلی برام بیار.»
«اونم نمی‌آرم. دیگه؟» 
« لااقل یه لیوان آب بده بخوریم.»
« پاهات که نشکسته، چشمت کور برو خودت بردار.»
«باشه عزیزم، حالا چرا داد می‌زنی؟ توی روحیه بچه تاثیر می‌ذاره‌هاااا»
«مرده‌شور تو رو ببره با اون بچه‌ات، دلم خوش بود شوهر کردم. همین یه کار از دست شما مردا بر نمی‌اومد که اینم از ما گرفتین. پاشو برو از جلوی چشمم خفه شو. بچه ما رو دزدیدین، دارین باهاش پز می‌دین؟ چهار تا شکم زاییدم، صدام در نیومده، حالا ببین چه کولی‌بازی در ‌می‌آره سر دو هفته... راستی، اصلا تو سر دوهفته چه‌جوری مدعی شدی که لگد می‌زنه؟! هااااا؟»
«آخه دلم می‌پیچه. می‌دونی، حس عجیبی دارم. بدنم شل شده، کرخت شدم، احساس می‌کنم بدنم خیس شده.»
« ای مرده‌شورببره اون دلتو... پاشو گنده‌بک، پاشو برو خودتو بشور خرس گنده؛ تو حامله نیستی، اسهال گرفتی! چقدر بهت گفتم کمتر هندونه بخور، آخرش گند زدی به زندگیم؟!»


تاريخ : چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون - مهاباد | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.