بگم بخندی؟!

آن که رقص و شادی را کفر محض می داند . گو بنال و زاری کن، من دو گوش کر دارم https://t.me/negaahamkon

در دل م انگار کسی هر روز مرا زخم می زند...
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: اس ام اس ، عاشقانه ، شعر

 

1 : کمی بیش تر نخ بده، دورتر بروم؛ فکر کنم آزادم!

تو را از یاد برده ام
باران را، نه.

گفته بودی در باران می آیی!

2

درها و پنجره ها را بسته ام ولی
هنوز سردم است.
یا تو رفته ای، یا...

نه، گزینه ی دیگری نیست
حتمن تو رفته ای!

3

باران
نام دیگر تو بود.
به شهر که می آمدی
هوا پر می شد از بوی خوش
خیابانها،
از ازدحام نگاه ها و ماشین ها !

 برای از تو نوشتن، با کلمات بازی نمی کنم...

1

گفتی: تا آخر دنیا با توام.

و من،
ندانستم نام دیگر تو
تنهایی است!

2

ناکوک شده استْ این دل.

چه زخم بزنی، چه زخمه
فرقی نمی کند!

3

گفتی: بمان، باز می گردم

ماندم، بازگشتی:
یک مشت خاکستر، میان تابوت!

آه!
من فقط نبودن ت را آه کشیده بودم...

 یلدا؛ بلندترین شب چشم های توست...

1

خودکشی در خانه ی مان ارثی بود!

پدربزرگ
ماشه را در دهان ش چکاند
پدر، در شقیقه اش
من
در میان چشم های تو!

2

آن قدر از تو پرم
که بایستم مقابل باد
پشت سرم،
جهان مست می شود!

3

بی هوده می پیچد باد
بر شاخه های پاییز
وقتی تمام برگ ها
به سوگ رفتن ت
بر زمین نشسته اند!

4

شمع نیست م رفتن ت را بسوزم،
فقط نمی دانم چرا
وقتی می ایستم مقابل باد
پشت سرم، جهان شعله می کشد!

در دل م انگار کسی هر روز مرا زخم می زند...

1

یک شب با تو تنها بودم
یک عمر بی تو
تنها !

2

سال هاست رفته ای و من
هنوز به خودم می لرزم
درست مثل شاخه ای که چند لحظه قبل
پرنده اش پریده باشد!

3

آرام شده ام
مثل درختی در پاییز
وقتی تمام برگ هایش را
باد برده باشد!

4

میان خنده و گریه
همیشه معلق استْ دلقک،
درست مثل اناری شکفته
به وقت چیده شدن!

 رنج می کشم عشقی را که نمی فهمی!

1

دیگر خبری نیست در شهر
الا این که: تو رفته ای و
روزنامه ها همه، سفید چاپ می شوند!

2

چند وقتی ستْ برگشت می خورند نامه هام.
حالا منْ به درک!
این پستچی بدبخت که گناهی نکرده است!

3

دورم بپیچ
بالا بیا
مثل یک پیچک
به بوسیدن آفتاب.