بگم بخندی؟!

آن که رقص و شادی را کفر محض می داند . گو بنال و زاری کن، من دو گوش کر دارم https://t.me/negaahamkon

عسلم!
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

 

اومدم توی چت به دختر خالم بگم «salam khoobi»
دستم خورد به «a» شد «asalam khoobi»
.
.
.
.
.
.
.
.
.

الان خبر دادن از ذوق غش کرده،
بهش سرم وصل کردن.
مادرش اینام اومدن خونمون تاریخ عقد رو مشخص کن!!!


 
تصور کن بابامو!
ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

دیشب به دوست دخترم اس دادم گفتم :چی شام خوردی عشقم؟
گفت عدس پلو با ماست
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

دیدم شامش چقدر شبیه شام ما بوده 
نگاکردم دیدم اشتباه به بابام اس دادم !!!


 
چنین بزرگان باده پرستی داریم ما
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: طنز

 

من نمی فهمم غرق در بوسه کردن چه صیغه ای است؟ مگر صورت طرف باتلاق گاوخونی است که بوسه های ما عین گل بنفشه توی آن غرق شود. بوسه باران کردن که تکلیفش از همان اول معلوم است. یعنی چلپ چلپ با لبهامان صورت معشوق را خیس کنیم! یعنی چه اینها؟ بوسه را بر سر و روی یار با دقت می نشانند، به سمتش پرت نمی کنند. درست مثل یک خاتم کار. یک جواهر ساز.

اگر این کار را بلد نیستید و نیاز به تمرین دارید همین فردا صبح به اولین خرازی که رسیدید یک مشت ستاره کوچک رنگی بخرید، پشت هر کدام یک کم چسب مایع بزنید بعد سعی کنید با دقت هرچه تمامتر به کمک لبهایتان آن را روی کاغذی که به دیوار زده اید بچسبانید! همینطور گتره ای نه. هر ستاره را اول ببینید. حسش کنید. با آن ارتباط برقرار کنید بعد آرام روی لبهایتان بگذارید و بچسبانید درست تنگ ستاره قبلی. پهلو به پهلو! هیچ جای صفحه نباید خالی بماند.

وقتی خوب در این کار استاد شوید متوجه خواهید شد که بوسیدن صورت معشوق/معشوقه با این کیفیت چه انرژی مضاعفی به هر دوتان می دهد. شک نکنید که جای هر بوسه، یک گل می شکفد و آنقدر از بوی آن مست می شوید که فکر میکنید از کودکی مست به دنیا آمده اید. حافظ هم همینطور می بوسیده که سروده: 
چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید / ز باغ عارض ساقی هزار لاله بر آید

 

 


 


 
کوه یخم من که رو آب شدم شناور
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
نحوه ی شب بخیر گفتن دخترا !
ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

 

ﺩﺧﺘﺮ :  ﺑﺮﻭ بخواب ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﺧﺴﺘﻪ ﺍﯼ!

ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮ.

ﺩﺧﺘﺮ : ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ 

ﭘﺴﺮ : ﻣﻨﻢ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ، ﺷﺐ ﺧﻮﺵ 

ﺩﺧﺘﺮ : ﺧﻮﺏ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﭘﺴﺮ : ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ 

ﺩﺧﺘﺮ : خواب منو ببینیا 

ﭘﺴﺮ : ﺧﺐ..

ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﯼ؟!

ﭘﺴﺮ : ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ!

ﺩﺧﺘﺮ : ﺑﺎﺷﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﺨﻮﺍﺏ. ﻗﺮﺑﻮﻥ ﭼﺸﺎﯼ ﻧﺎﺯﺕ ﺑﺮﻡ! 

ﭘﺴﺮ : ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﯽ ﺷﺪﯼ؟ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯼ؟

ﭘﺴﺮ : ﻧﻪ، ﻭﻟﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺸﺘﺎﻗﻢ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ!

ﺩﺧﺘﺮ : ﺁﺧﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺩﯼ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺷﺪﻡ!

ﭘﺴﺮ : ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ ﻋﺰﯾﺰﻡ. ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮ

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ، ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮ 

ﭘﺴﺮ : ﻣﻨﻢ 

ﺩﺧﺘﺮ : ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯼ؟

ﭘﺴﺮ : ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﺮﺍ جواب نمیدی؟!

ﭘﺴﺮ : ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﭼﺮﺍ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺧﺎﻣﻮﺷﻪ؟!

ﭘﺴﺮ : ...

ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺷﺪﻡ ﺍﻻﻥ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ!!!

 

 



 
حرفی برای گفتن
ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: متن ، آموزنده

 

وقتی تصمیم می گیری یک احساس را به سرانجامی به نام " ازدواج " برسانی، اولین حرکت مفید این است که از خودت بپرسی :

" آیا واقعاً باور داری که تا سنین پیری از سخن گفتن با این زن، لذت 
خواهی برد ؟ " 
" سخن گفتن " و نه " همخوابگی " !
تمامی مسائل دیگر در ازدواج موقت و گذرا است.
تا زمانی که دو نفر حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن دارند، می شود به عمر ارتباطشان امید داشت ...

فردریش نیچه

 

 

 


 
الرژی فصلی
ساعت ٤:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

اخه دیگه یه الرژی فصلی چیه مردم با اونم کلاس میزارن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

طرف با یه لحنی میگه الرژی فصلی دارم انگار به تنهایی قهرمان سه دوره از جام ملت های اروپاست!!!!

 

 




 
زندگیِ جهنمی
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: متن ، احساس

مهم نیست چه چیز به یک زن بدهی، هر چه بدهی آنرا بهتر می‌سازد:
نطفه‌ای به او بده فرزندی به تو خواهد بخشید
خانه‌ای به او بده، از آن کاشانه‌ای خواهد ساخت
لبخندی به او بده، قلبش را به تو خواهد بخشید 
زن آنچه را به او بدهند تکثیر می‌کند. و پژواک می‌بخشد.
پس اگر به او یک زندگیِ جهنمی بدهی، تعجب نکن که از آن جهنمی بزرگتر برایت بسازد!!

 

 



 
آدم شریف
ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: جملات ، آموزنده

خودت را به یک آدم شریف تبدیل کن،
در این صورت می توانی مطمئن باشی 
که یک آدم رذل در جهان کم تر خواهد شد.

توماس کارلایل

 

 

 


 
دیدی؟ تموم شد!
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

گفتم: من بلد نیستم دروغ بگم.
گفت: بلدی نمیخواد که، چشماتو ببند و دهنتو باز کن.
یهو یاد مامانم افتادم، اون موقعا هر وقت میخواس اون شربت قرمز بدمزه ها رو بریزه توو حلقمون میگفت: چشماتو ببند، جلو دماغتم بگیر. بعد اون قاشقو میبرد توو دهنم و یه جوری میریخت که مزه اش نپیچه توو دهنم بلافاصله هم لیوان آب میچسبوند به لبامو و میگفت: دیدی؟ تموم شد!

 

 



 
زندگی را دست نخورده برای مرگ مگذار !
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: احساس ، جملات

زندگی را ورق بزن ...
هر فصلش را خوب بخوان ،
در فصل کاشت با بهار برقص ،
در فصل داشت با تابستان بچرخ ،
پس از برداشت در پاییز ،
روی برگها قدم بزن ...
با زمستان کنار کرسی بنشین ،
شاهنامه بخوان ...
استکان استکان چای را ،
به سلامتی نفس کشیدنت بنوش !
مبادا مبادا مبادا ...
زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری ... !

 

 


 


 
به چشمای تو...
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: شعر ، احساس

بعضی از آدم ها زیادی غلط دارند و بعضی غلط های زیادی!
از روی بعضی از آدم ها باید مشق نوشت
و از روی بعضی آدم ها باید جریمه نوشت
و با بعضی از آدم ها هیچ وقت تکلیفِ ما روشن نیست.

بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنیِ آن ها را بفهمیم و
بعضی از آدم ها را باید نخوانده دور انداخت...

قیصر امین پور

 


 
ﭼﻪ ﺩﻳﺪﮔﺎﻫﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﻴﺎﻧﻤﻮﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ؟
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: داستان ، آموزنده

بزرگ مردی ایرانی ﻣﻴﮕﻔﺖ:
ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ
ﻓﻴﻠﻴﭗ، ﻛﻪ ﻧﻤﻴﺸﻨﺎﺧﺘﻤﺶ ﻫﻤﮕﺮﻭﻩ ﺷﺪﻡ . ﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ:
ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺭﻭ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ؟
ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ :
ﺁﺭﻩ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ﮔﻔﺘﻢ:
ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻲ
ﮔﻔﺖ:
ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴﻜﻲ ﺗﻨﺶ ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﮔﻔﺘﻢ:
ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ؟ ﮔﻔﺖ:
ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻛﻴﻒ ﻭ ﻛﻔﺸﺶ ﺭﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ ! ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ تن ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻳﻜﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺩﻳﮕﻪ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﺮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ...
ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻪ ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﻭﺭﻱ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ...
ﺁﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﻭ ﻧﻘﺺ ﻫﺎ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻪ ... ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﻳﺪﻥ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ، ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺗﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﻣﻴﭙﺮﺳﻴﺪ ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ؟
ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ:
ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻟﻪ ﺩﻳﮕﻪ !!
ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩﻡ ، ﺧﻴﻠﻲ ﺧﺠﺎﻟﺖ
ﻛﺸﻴﺪﻡ ...

 

 



 
پرش یک پلنگ به داخل یک حوضچه پر گل و لای برای شکار ماهی
ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
نیمه پر لیوان!
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

قدیما خیلی باحال بود
ولی ما نبودیم
.
.
.
.
.
.
.
آینده هم خیلی باحاله
ولی ما نیستیم
.
.
.
الانم که ما هستیم،شاشیدن تو لیوان دادن دستمون هی میگن نیمه پر لیوانو ببین!!!

 

 



 
مادربزرگ من!
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

مادربزرگم 90 سالشه لباس ورزشی پوشیده داره ورزش میکنه
بهش میگم مادرجون لاینم میری؟

میگه :پ ن پ دوست دختری که الان تو لاین داری فکر کردی کیه؟
نابود شدم میفهمی نابود !

 

 



 
فقط میتوانم بگویم : فوق العاده است
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: شعر ، جالب

مَن اگر با مَن نباشم می شَوَم تنها ترین
کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین

مَن نمی دانم کی ام مَن ، لیک یک مَن در مَن است
آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن ، روشن است

مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن !
ای مَن غمگین مَن در لحظه های شاد مَن !

هرچه از مَن یا مَنِ مَن ، در مَنِ مَن دیده ای
مثل مَن وقتی که با مَن می شوی خندیده ای

هیچ کس با مَن ، چنان مَن مردم آزاری نکرد
این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد

ای مَنِ با مَن ، که بی مَن ، مَن تر از مَن می شوی
هرچه هم مَن مَن کنی ، حاشا شوی چون مَن قوی

مَن مَنِ مَن ، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست
هیچ کس با مَن مَنِ مَن ، مثل مَن درگیر نیست

کیست این مَن ؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر
این مَنِ مَن مَن کنِ از مَن کمی دیوانه تر ؟

زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست
ورنه مَن مَن کردن مَن ، از مَنِ مَن عار نیست

راستی ! این قدر مَن را از کجا آورده ام ،
بعد هر مَن بار دیگر مَن ، چرا آورده ام ؟

در دهان مَن نمی دانم چه شد افتاد مَن
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من !

 



 
ﻓﯿﻦ کن!
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ :
ﻭﻗﺘﯽ ﻓﯿﻦ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺩﯾگه ﻭﺳﻂ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﯿﻦ

ﮐﻤﺘﺮ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﺮﻭﺍﺭﯾﺪ ﻓﯿﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻪ!!!

 

 



 
سه خواهر در یک روز صاحب فرزند شدند؛ فرزند خواهر چهارم در راه است
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: جالب ، خبر ، عکس

در اتفاقی کم‌نظیر، سه خواهر ایرلندی فرزندان خود را در یک روز در بیمارستانی در شهر مایو واقع در شمال ایرلند به دنیا آوردند و خواهر چهارم نیز انتظار می‌رود طی ساعات آینده نوزادش را به دنیا بیاورد.

این اتفاق جالب در حالی افتاده که تاریخ پیش‌بینی‌شده‌ی زایمان این سه خواهر با هم متفاوت بود و گمان می‌رفت که آن‌ها در روزهای جمعه تا یکشنبه نوزادان خود را به دنیا بیاورند.

"مِرِد فیتزپاتریک" یکی از این سه خواهر در همین ارتباط می‌گوید: «ما هرگز تصور نمی‌کردیم که برای هرسه‌مان در یک روز اتفاق بیفتد. کریستینا (خواهر چهارم) هم قرار بود روز یکشنبه زایمان کند که هنوز این اتفاق نیفتاده امیدواریم که حداکثر تا بامداد فردا فرزند او نیز به دنیا بیاید.»

 

 
نقشی بکش
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: طنز ، شعر

گفتمش نقاش را نقشی بکش از باجناق!
بی شرف عکس ژیانی در دل صحرا کشید.
گفتمش نقشی بکش از خواهران همسرم
عکس گرگی با نقاب بره ای زیبا کشید !
گفتم از فامیل زن نقشی بکش در یک ورق
دسته ای کوسه میان بستر دریا کشید .
گفتم امشب در میان جمع فامیل زنم
در میان خارها شاخه گلی تنها کشید .
گفتمش من یکه و آنها همه پشت همند
نخبه ای را در میان جمله اسکل ها کشید.
گفتم از اوصاف این مادرزنان چیزی بگو
جام زهر آوردو نالان دست ازاین دنیا کشید!

 

 



 
خبر مرگش!
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

یارو رفیقش فوت میشه نمیدونه چطور خبرو به زن رفیقش بگه .

بهش میگه شوهرت رفته یک زن گرفت!!!

زن رفیقش:الهی جنازشو بیارن خونه!!

یارو:بچه ها جنازه رو بیارید!!

 

 



 
ﺧﻮﺷﺒﺨتی
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

ﺯﻥ: ﻋﺰﯾﺰﻡ! ﯾﺎﺩﺗﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﯽ، ﭼﯽ ﮔﻔﺘﯽ؟

ﺷﻮﻫﺮ: ﺁﺭﻩ، ﺧﻮﺏ ﯾﺎﺩﻣﻪ، ﮔﻔﺘﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﻨﻢ

ﺯﻥ :ﺧﻮﺏ، ﭘﺲ ﭼﯽ ﺷﺪ؟

ﺷﻮﻫﺮ: ﺧﻮﺏ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ.

ﺯﻥ: ﮐﯿﻮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﯼ؟

ﺷﻮﻫﺮ: ﻫﻤﻮﻥ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻪ!!!

 

 



 
یادش بخیر...
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

جواب نصف سوالای جغرافی این بود:
اب کافی.خاک حاصلخیز و اب و هوای مناسب!

تاریخ میشد:
بی کفایتی پادشاهان.خیانت درباریان و انگلیس!

اجتماعی میشد:
ایجاد هرج و مرج !

دینی جوابش میشد:
ایمان .تقوا.عمل صالح !!!
 
 
 
 

 
سیب
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک
ﺳﯿﺐ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﺩﻡ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ،
ﺷﺪ شیطون !

ﺑﻪ ﻧﯿﻮﺗﻦ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ،
ﺷﺪ ﮐﺸﻒ ﺟﺎﺫﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ !

ﺑﻪ ﺍﺳﺘﯿﻮ ﺟﺎﺑﺰ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ،
ﺷﺪ ﺍﭘﻞ !

ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎن ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ،
ﺷﺪ ﺗﻨﺒﺎﮐﻮ !!!
 


 
بازی کودک غزه ای در یک آغل
ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
حرف کاملاً منطقی !
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

به بابام میگم : پول بده لباس بخرم میخوام برم پیش دوست دخترم لباسام تکراری شدن !!!

میگه: دوست دخترت را عوض کن خب !!!

 

 



 
نامه ای برای خدا
ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: آموزنده ، طنز ، احساس

 

روزی یک کارمند پست وقتی به نامه های آدرس نامعلوم رسیدگی می کرد متوجه نامه جالبی شد. روی پاکت این نامه با خطی لرزان نوشته شده بود: «نامه ای برای خدا!» با خود فکر کرد: «بهتر است نامه را باز کنم و بخوانم.»
در نامه این طور نوشته شده بود: «خدای عزیز! بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می گذرد. دیروز کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدیدند. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام، اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...»
کارمند اداره پست که تحت تاثیر قرار گرفته بود نامه را به همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت تا این که نامه ای دیگر از آن پیرزن به اداره پست رسید. روی نامه نوشته شده بود: نامه ای به خدا!
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را بخوانند. مضمون نامه چنین بود: «خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند !!!

 

 



 
تو میخوای چه کاره شی؟!
ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

 

از کودکی پرسیدند :
بزرگ شدی میخواهی چکاره شوی؟
گفت :
میخواهم خوشحال شوم! 
گفتند :
ظاهرا مفهوم سوال را نفهمیدی... 
کودک گفت  : گویا شما مفهوم زندگی را 
نفهمیدید...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه  تا میخورد بچه رو زدن !
تا اون باشه دیگه از این غلطای اضافه  نکنه ! 
مث بچه آدم بگو میخوام دکتر یا مهندس شم!!!

 

 



 
نظرسنجی سالانه گالوپ: ایرانی‌ها و عراقی‌ها عصبانی‌ترین مردم جهان هستند
ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: خبر ، متن




بر اساس نظرسنجی موسسه گالوپ، مردم ایران در کنار عراقی‌ها «عصبانی‌ترین» مردم جهان به شمار می‌آیند. 
در نظرسنجی این موسسه آمریکایی که نتایج آن جمعه ششم شهریور در نشریه ایندیپندنت منتشر شده، این هم آمده که مردم عراق، ایران و کامبوج، دارای بالا‌ترین میزان «تجربه‌های منفی روزانه» در جهان نیز هستند. 

ایرانی‌ها و عراقی‌ها «عصبانی‌ترین» مردم جهان به شمار می‌آیند. ۴۹ درصد پاسخ‌دهندگان این دو کشور گفته‌اند که به تازگی عصبانی شده بودند. 

موسسه نظرسنجی گالوپ ۱۰ سال است که نظرسنجی خوشحال‌ترین و ناراحت‌ترین مردم جهان را برگزار می‌کند.
بر این اساس، پاراگوئه خوشحال‌ترین مردم جهان را دارد. پس از آن به ترتیب مردم کلمبیا، اکوادور، گواتمالا، هندوراس، پاناما، ونزوئلا، کوستاریکا، السالوادور و نیکاراگوئه قرار دارند. 
مردم سودان، تونس و بنگلادش نیز به ترتیب، ناراحت‌ترین مردم جهان با کمترین میزان تجربه‌های مثبت روزانه هستند. 
در نظرسنجی سال گذشته گالوپ هم مردم ایران در کنار مردم عراق از جمله «غمگین‌ترین» مردمان جهان توصیف شده بودند.
در سال ۱۳۹۲ نیز پژوهشگران دانشگاه کوئینزلند استرالیا، مردم ایران را جزو افسرده‌ترین مردم جهان شناسایی کردند.

 



 
شناگری!
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

ﺍﺯ یارو ﻣﻴﭙﺮﺳﻦ ﻧﻈﺮﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺁﺏ ﭼﻴﻪ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﻴﮕﻪ: ﺍﮔﻪ ﺁﺏ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻴﻢ ﺷﻨﺎ کنیم 
ﻭ ﺍﮔﻪ ﻧﺘﻮﻧﻴﻢ ﺷﻨﺎ کنیم ﻏﺮﻕ ﻣﻴﺸﻴﻢ !!!

 

 

 


 
گرفتن آزمایش خون از یک اورانگوتان 2 ساله – تایلند
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
در قفس را باز بگذار پرنده اگر عاشقت باشد روی شانه ات مینشیند
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: احساس ، عکس


 
رمز موفقیت
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

تو زندگی مهمترین چیز اینه که شلوارتو خوب بکشی بالا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چون به هر موفقیتی که برسی میگن این همونیه که نمیتونست شلوارشو بکشه بالا 
جان خودم راست میگم!
البته مراقب اب دماغتونم باشید این مورد هم زیاد استفاده میشه!!!

 

 



 
کرایه تاکسی
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: طنز

 

ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ! ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن !
ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ..
ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ
ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !
بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟

 

 



 
آدم شدن
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: شعر ، آموزنده

پدری با پسری گفت به قهر:
که تو آدم نشوی جان پدر!

حیف از آن عمر که ای بی سر و پا
در پی تربیتت کردم سر

دل فرزند از این حرف شکست
بی‌خبر از پدرش کرد سفر

رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگى گشت به کامش چو شکر

عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر

چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر

پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر

پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افکند به سراپای پدر

گفت: گفتی که تو آدم نشوی!
تو کنون حشمت و جاهم بنگر!

پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته برون شد از در

من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر

"جامی"

 
 

 
داستان ازدواج
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: داستان ، طنز

شهین خانم و مهین خانم توی خیابون به هم رسیدن ،بعد از کلی احوالپرسی و چاق سلامتی ، شهین خانم پرسید :راستی از دخترت چه خبر؟ دوسالی باید باشه که ازدواج کرده ، از زندگیش راضیه ؟ بچه دار شد؟

مهین خانم یه بادی به غبغب انداخت و گفت :

آره جونم ،این پسره ، شوهرش ، مثل پروانه دور سرش می چرخه ، اون سال اول عروسی که دایم مسافرت بودن ، همه جا رو رفتن دیدن ، عید اون سال هم رفتن اروپا برای من هم یه پالتوی خیلی قشنگ آورده بود ، تو کار های خونه هم نمی گذاره دست از سیاه به سفید بزنه ،وقتی هم که حامله بود دیگه هیچی ، اینقدر بهش می رسید حالا هم که بچه اشون به دنیا اومده تا پوشک بچه رو هم این عوض میکنه ، آره شکر خدا خوشبخت شد بچه ام .

شهین خانم گفت شکر خدا ، ببینم پسرت چیکار میکنه از زنش راضیه !؟

مهین خانم یه آهی کشید و یه پشت چشم اومد که ای خواهر نگو که دلم خونه ، پسر بد بختم هر چی در میاره همش خرج مسافرت این دختره میکنه ، انگار زمین خونه اشون میخ داره اون سال اول که اصلا توی خونه بند نبودن ،اصلا فکر نمیکرد که بابا این بدبخت خرج این همه سفر رو از کجا بیاره ، بعدش هم عیدیه رفتن دبی ،دختره برا ننه اش رفته بود یه پالتو خریده بود 100 دلار، پسره شده حمال خونواده زنش، طفلک بچه ام توی خونه عین یه کلفت کار میکنه ،زنه دست از سیاه به سفید نمی زنه ، حامله که شده بود این پسره دیگه رسما شده بود زن خونه،بعد هم که زایمان کرد حتی پوشک بچه اش رو میده این پسر بد بخت عوض میکنه ،
آره خواهر طفلکم بدبخت شد !

 

 



 
نقاشی دیواری سه بعدی – روستای لویوان در چین
ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
چنین زنی را عاشق مشو !
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عاشقانه ، شعر ، احساس

عاشق زنی مشو

که می اندیشد،
که می داند،
که داناست،
که توان پرواز دارد،
به زنی که خود را باور دارد!
عاشق زنی مشو که
هنگام عشق ورزیدن، می‌خندد یا می‌گرید،
که قادر است جسمش را به روح بدل کند،
و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"!
(اینان خطرناک‌ترین‌ها هستند)
و یا زنی که می‌تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد،
و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد!
عاشق زنی مشو که
پُر،
مفرح،
هشیار،
نافرمان
و جوابده است!
پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی؛
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می‌شوی،
چه با تو بماند یا نه،
چه عاشق تو باشد یا نه،
از اینگونه زن
بازگشت به عقب، هرگز ممکن نیست!

"مارتا ریورا گاریدو"
شاعر معاصر دومینیکن

 

 
 

 
خودکار قرمز
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: داستان ، طنز

میگن زمان جنگ سرد یکی از اروپای غربی برای بررسی وضعیت اجتماعی کمونیسم میره شوروی و به همکارهاش میگه چون سانسورچی ها نامه ها رو کنترل میکنن اگر نامه را با خودکار آبی نوشتم یعنی حرفهام واقعیت داره و ولی اگه با خودکار قرمز نوشتم کلا دروغه!
بعد از چندوقت یه نامه کلا با خودکار آبی مینویسه که:
" اینجا همه چی عالیه، آزادیِ کامله، شرایط اقتصادی و سیاسی مردم هم عالیه و مردم همه تو ناز و نعمت هستن. همه جور کالا گیر می آید و . . . . .
ولی لامذهب اینجا فقط خودکار قرمز پیدا نمیشه!


 
بیماری پرواز
ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: جملات

پرندگانی که در قفس به دنیا آمده اند، پرواز را بیماری می دانند!

فردریش نیچه

 

 

 

 


 
جشنواره گوجه بازی ! در اسپانیا
ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس

                                                                                                                


 
"عشق به مادر" هر غیر ممکنی را ممکن میکند .
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: خبر ، احساس ، متن

 

"چن شین یین" که ساکن "چونگ کینگ" در جنوب غربی چین است زمانی که هفت سال بیشتر نداشت در اثر برق گرفتگی دو دستش را از دست داد. از آن زمان او یاد گرفته که کارهایش را با پا انجام دهد. او با پاهایش غذا درست می کند، کشاورزی می کند و از همه مهم تر از مادر ۹۱ سالۀ پیر و بیمار خود مراقبت می‌کند. پدر چن وقتی او ۲۰ ساله بود از دنیا رفت و بسیاری از کارهای خانه به دوش او افتاد و مادر چن هم در سال‌های اخیر به دلیل کهولت سن ضعیف و از انجام امور خانه عاجز شد. یک ماه قبل مادر پیر چن کاملا زمین گیر و از انجام کارهای روزمره ناتوان شد و او با وجود معلولیت دو پا از او هم مراقبت می‌کند. 
گرچه چن در حال حاضر در شرایط سختی قرار دارد ولی حاضر نیست از کسی کمک بخواهد؛ او اکنون علاوه بر رسیدگی به کارهای مزرعه و دام‌ها و انجام امور خانه خودش غذا درست می کند حتی بدون داشتن دست در حالی که قاشق را با دندان هایش گرفته غذا در دهان مادر می گذارد. 
انجام امور روزمره با پا برای این معلول چینی چندان هم بدون دردسر نیست؛ او هیچگاه نمی تواند جوراب به پا کند و این در موقع زمستان و سرد شدن هوا برای او مشکل ساز می شود و حتی در انجام کارهایش نیز اخلال ایجاد می‌کند.

 

 

 


 
تنهایی
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: جملات ، احساس

وقتی انسان ها از تنهایی می نالند،
منظورشان این نیست که اطرافشان خلوت است،
بلکه منظورشان این است که هیچ کس نمی فهمد چه می گویند...

 آیزایا برلین


 
نیشگون چیست؟
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

نوعی حمله کماندویی زنان ایرانی که بطورناگهانی گوشت بدن کودک راگرفته و۳۶۰درجه میچرخانندتاباعث تسلیم او وگفتن جمله”غلط کردم”شود!!!

 

 



 
عشق واقعی!
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

 

بهش گفتم من خیلی پول ندارم، 
خانه و چند تا ماشین و ویلا مثل دوستم علی ندارم، 
وﻟﯽ واقعا دوستت دارم و عاشقت هستم.

اشک تو چشماش جمع شد 
من رو محکم بغل کرد انگار دیگه فردایی نیست، 
گفت اگه منو واقعا دوست داری......
منو به دوستت علی معرفی کن!!!

 

 



 
فراموش کردن محاله!
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس

آنقدرها هم فراموش کردنت طول نکشید، قده... محو شدن رد کش جوراب از روی پا!

 

 



 
عشق خرکی !
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: طنز

یک نوع عشق هست که خاص ایران است :" عشق خرکی". عشق خرکی به نظر من یکی از بی ریا ترین و خالص ترین عشق هاست ، بی ریا چون عاشق ماجرا جوری عشقش را ابراز می کند که معلوم است کوچکترین تلاشی برای خودنمایی ندارد و خالص چون کلا عشق یعنی بی عقلی و در این نوع چون کلا مغز عاشق پاره آجر است و رفتار، خرکی، پس یک عشق کامل است. نمونه های این نوع عشق را من زیاد می بینم مثلا زن و شوهر موتور سوار که مرد کلاه کاسکت را گذاشته روی سر زن و خودش بی کلاه زیگزاگ می راند خب معنی اش این است که اگر قرار است بمیریم بگذار تو زنده باشی و من نه یا مادرهایی که عین گنجشک می نشینند کنار طرف غذا و پس مانده ها را می خورند یا این مردهایی که با زن شان وارد واگن متراکم و مردانه مترو می شوند و رو به زن خیمه می زنند و ماتحت را دم درب واگن عینهو دربان هتل جوری قرار می دهند که به هر راهی بزنی باز هم باید سقلمه ای، تنه ای گوشه سامسونتی، نوک چتری چیزی دخیل بیچاره کنی یا مردهایی که در جنگلی، کنار خیابانی ، بوستانی، جایی، برای باد زدن جوجه روی منقل برای زن و بچه آنقدر کج شده اند که چاک باسنشان هویداست اینها همه مظاهر عشق خرکی است و فوق العاده زیبا اما برخلاف عشق های شسته رفته و شمع و گل رز و زانو زدن و حلقه را بالا بردن و اینجور مقولات این نوع عشق ها بحث تبلیغاتش ضعیف بوده عینهو برخی محصولات با کیفیت وطنی چوب بسته بندی نامناسب را خورده!

نوشته :سهند ایرانمهر

 



 
زنده باد چهل سالگی!
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: متن ، جالب ، احساس

 

نوشته ای از”اوریانا فالاچی” در وصف چهل سالگی:
من از اینکه چهل ساله هستم کیف میکنم.
چهل سال زندگیم را مثل مشروب خوشمزه مینوشم.
چهل سالگی سن زیبایی است.
چهل ویکسال، چهل و دو سال، چهل و سه ،چهار، پنج... همه زیبا هستند. برای اینکه آدم احساس آزادی میکند. احساس میکند یاغی شده است. برای اینکه اضطراب انتظار تمام شده. غم سراشیبی هم هنوز شروع نشده. احساس روشنی میکنیم.
عاقبت در چهل سالگی حس میکنیم که مغزمان کار میکند.
اگر در آن سن، مذهبی هستیم، دیگر مذهبی هستیم.
اگر اعتقاد نداریم، نداریم.
اگر شک و تردید داریم، بدون خجالت شک و تردید داریم.
از تمسخر جوانها واهمه نداریم، چون ما هم جوان هستیم.
از سرزنش بزرگها وحشت نداریم، چون ما هم آدم بزرگ هستیم.
از گناه نمیترسیم چون درک کرده ایم که گناه فقط یک نقطه نظر است.
از اطاعت نکردن وحشت نداریم، برای اینکه فهمیده ایم اطاعت کردن کار احمقانه ای است.
از تنبیه نمیترسیم، چون به این نتیجه رسیده ایم که دوست داشتن عیب نیست.
وقتی قرار است عاشق شویم میشویم،
وقتی از هم جدا میشویم، آنرا با منطق قبول میکنیم.... زنده باد چهل سالگی

 

 



 
آی دریا...
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
دست
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: شعر ، عاشقانه ، احساس

زین دست که دیدار تو دل می‌برد از دست
ترسم نبرم عاقبت از دست تو جان را

سعدی

 

 

 

 

 

 


 
درد را مادر میکشد...
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
قول مردان!
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮاﻧﺪﻡ . ﮐﻠﯽ ﺍﺯ ﺿﺮﺭﻫﺎﯼ سیگار ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ.

 ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ....

یعنی ترسم در حدی بود که به خودم قول دادم ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻧﺨﻮانم !!!

 

 


 
به کجا می نگری؟
ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس


 
خوشبختی...
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: جملات ، احساس

وقتى گرسنه اى،یه لقمه نون خوشبختیه ..

وقتى تشنه اى،یه قطره آب خوشبختیه ...

وقتى خوابت میاد،یه چرت کوچیک خوشبختیه...

 

 

  


 
دنیای متفاوت زوجها
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

دخترا وقتی ازدواج میکنن سیم کارتشونو عوض میکنن،

.
.
.
.
.
.
.
.
.

ولی پسرا گوشیشونو میفروشن یه دوسیم کارتشو میگیرن !!!

 

 


 


 
قضاوت
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: اس ام اس ، جوک

 

مرده داشت روز نامه میخوند..زنش با ماهی تابه زد تو سرش...

مرده گفت : چرا اینجوری میکنی؟

زنش گفت : سامانتا کیه؟ اسمش رو این کاغذه نوشته شده...تو شلوارت پیدا کردم.......

مرده گفت: دو روز پیش تو مسابقه اسب سواری سر یه اسب شرط بندی کردم..اسمش سامانتا بود.....

نتیجه اخلاقی: زنها زود قضاوت میکنند...

روز بعد مرده باز مشغول روزنامه خوندن بود که ایندفه زنش با قابلمه کوبید تو سرش..

مرده گفت :دوباره چی شده؟

زنش گفت: اسبت زنگ زده بود.....!!!

نتیجه اخلاقی: زنها همیشه درست حدس میزنند!

 

 



 
شما هم دلتون میخواد؟!
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس ، عاشقانه ، احساس

    


 
رواداری
ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: خبر ، عکس ، جالب

ملیسا نولِن ، عکاس حیوانات، به تازگی تصویری را در حومه جنوب‌غربی لندن ثبت کرده که در آن دو زاغ بر روی سر یک آهو نشسته‌اند.
او در توضیحی برای این عکس نوشته که زاغ‌ها به دنبال کنه می‌گردند و آهو با رواداری به آن‌ها این اجازه را می‌دهد.

 

 


 
"ثروتمند زندگی کنیم به جای آنکه ثروتمند بمیریم"
ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: داستان ، احساس ، آموزنده

چارلی چاپلین می گوید : با پدرم سیرک رفته بودیم توی صف خرید بلیط زن وشوهری با چهار فرزندشان جلوی ما بودند که با هیجان زیادی درمورد شعبده بازی هایی که قراربود ببینند،صحبت می کردند.
وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند،متصدی باجه، قیمت بلیط ها را به آنها اعلام کرد.

ناگهان رنگ صورت مرد تغییرکرد و نگاهی به همسرش انداخت.معلوم بود که مرد پول کافی نداشت و نمی دانست چه بکند و به بچه هایی که با آن علاقه پشت او ایستاده بودند چه بگوید.ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس صد دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. سپس خم شد و پول را از زمین برداشت به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد! مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که بهت زده به پدرم نگاه می کرد گفت: متشکرم آقا.
مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد
بعد از این که آنها داخل سیرک شدند، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم. آن سیرک زیباترین سیرکی بود که به عمرم نرفته بودم.

 

 




 
دستگیری‌ یک طوطی به‌ خاطر فحاشی!
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: خبر ، جالب

یک زن 85 ساله در هند از یک طوطی به دلیل استفاده از حرف های توهین آمیز شکایت کرد و پلیس این طوطی را دستگیر کرد.  
   این طوطی که اسمش "هریل" است 2 سال است توسط صاحبش تمرین دیده که به نامادریش فحش بدهد. این خانواده اختلافات زیادی دارند و مدت ها است جدا زندگی می کنند.  
   نامادری 85 ساله که از طوطی شکایت کرده گفت: 2 سال است که من توسط این طوطی مورد آزار و اذیت قرار گرفته ام، هر بار که این طوطی من را می بیند از کلمات بد استفاده می کند و به من فحاشی می کند. اینها باعث شد که من در این 2 سال 3بار شکایت کنم و این دفعه پلیس پسر خوانده ام و طوطی اش را به دفتر خود برد.  
بازرس پلیس دنگره به خبرنگاران گفت: اختلافات مالی بین مادر و فرزند خوانده وجود دارد که منجر به این اتفاقات شد. پس از شکایتی که شد ما طوطی را مشاهده کردیم اما هیچ حرفی نزد. پلیس طوطی را به گروه جنگلداری فرستاد. 

 
حقیقت تلخ دنیای مدرن به زبان کاریکاتور
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤  کلمات کلیدی: عکس