مجری: فامیل دور چرا ناله میکنی؟
فامیل: آقای مجری این کفشای جدیدم پدرم رو درآوردن!
مجری: این چه کفشیه؟
فامیل: کفش "من ماک"،تو تلوزیون میگن هرکی این کفشارو بپوشه چشماش رنگی میشه
مجری: نخیر،امکان نداره تلوزیون از این حرفا بزنه،تو تلوزیون هیچوقت دروغ نمیگن
فامیل: بله حق با شماس،راستی امروز اخبار کانال یک میگفت حقوق بازنشسته هارو هفته پیش واریز کردن،شما گرفتین؟
مجری: نه بابا من همین الآن حسابمو چک کردم خبری نبود،حالا تو چشم رنگی میخوای چیکار؟
فامیل: میخوام بازیگر شم!
مجری: مگه بازیگر شدن به چشم رنگی داشتنه!؟
فامیل: نه با پول هم میشه بازیگر شد ولی حقوق شمارو که ندادن هنوز!
مجری: کسی بازیگر میشه که بتونه نقش بازی کنه!
فامیل: آقای مجری اگه بازیگر شدن به نقش بازی کردن بود که نصف مسئولین میرفتن بازیگر میشدن!




تاريخ : سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

طرف برای آمارگیری اومده به بابام میگه چندتا بچه داری؟
بابام میگه:هیچی
آمارگیره میگه: توشناسنامه که اسم یکی نوشته؟
بابام میگه:آها اینو میگی؟این دکوریه،هروقت اینترنت قطع بشه میاد تو حال یه دورمیزنه و میره تواتاق،درهمین حد...



تاريخ : سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳ | ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻋﺼﺎﺏ
ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﯾﺸﺶ ﺑﻠﻨﺪﻩ ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ
ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ
ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺷﺪﻩ ﻭﻗﺘﯽ
ﺳﺮﺵ ﻫﻤﺶ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﯿﺸﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﺷﺒﺎ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ
ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ
ﮐﻨﺎﺭ !!!
ﺩﻧﺒﺎﻝ ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﻮﺏ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ
ﺑﺎﺷﺨﺼﯿﺖ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﺒﺎﺯ ﺑﯽ ﺗﻮﻗﻊ
ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﻭﺳﺖ
ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺷﺎﻫﺪﻩ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﭼﻪ ﺷﮑﻠﯿﻪ
ﺍﺻﻼ ؟!



تاريخ : سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


گرگ هم که باشی
عاشق بره ای خواهی شد،
که تو رابه علف خوردن وا می دارد
ورسالت عشق این است:
شدن آنچه نیستی... !!!



تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

خش خش 
صدای پای خزان است، یک نفر
در را بـــه روی حضــرت پاییــــز
وا کند...




تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﺪﻡ ﭘﺸﺖ ﭘﯿﮑﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
Go With With
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯽ ﺗﺤﻗﯿﻖ ﻭ ﺗﻔﺤﺲ ﺩﺭ ﻣﺘﻮﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ
ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻫﺴﺖ :
... ﺑﺮﻭ ﺑﺎﺑﺎ !!
Go = ﺑﺮﻭ
With = ﺑﺎ
With = ﺑﺎ
ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ،ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﻮﺍﺑﻐﻪ



تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

دانشمندی میگه:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هر وقت زنت گریه میکنه میخواد خرت کنه !
هر وقت هم میخنده مطمئن باش خرت کرده !!!



تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
● 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

این نقطه ضعف منه 
خودم گفتم ولی سو استفاده نکنیدها
اون نقطه گنده رو میگما
اون کوچیکا نقاط قوتمه !!


تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

پسری ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭﺵ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻟﮑﺴﻮﺯ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ
ﺟﻤﻌﻪ ﻣﯿﺮﻓﺖ .
ﺩﺭ ﯾﮏ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﻤﺴﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ
ﮐﻪ ﻟﻨﮓ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺖ .
ﭘﺴﺮ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﻗﻞ ﺍﻧﺪﺭ ﺳﻔﯿﻪ ﺑﻪ
ﻟﻨﮓ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻔﺖ : ﺍﻻﻥ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﺳﺖ
ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﻭﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ
ﭘﺴﺮ ﻟﻨﮓ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ , ﻣﻦ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﻋﺒﺎﺩﺕ
ﻣﯿﮑﻨﻢ ,
ﺷﮑﻢ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺻﺮﺍﻁ ﺍﻟﻤﺴﺘﻘﯿﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ
ﺍﺩﺍ ﮐﻨﺪ ,
ﺳﻼﻡ ﻣﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺳﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ
ﻟﻨﮓ ﻧﻤﯽ ﺧﺮﯼ ....



تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

عروس خانوم رفتن گل بچینن!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بعله از بیرون اشاره می کنن که باغبون شاسی بلند داشت با اون رفت!!



تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

اگر می دانستم که آخرین دقایقی ست که تو را می بینم، سخت در آغوش می فشردمت و از خدا می خواستم حافظ روح تو باشد.
اگر می دانستم آخرین دقایقی ست که تو را می بینم می گفتم که " دوستت دارم "، با اینکه می دانستم از قبل می دانی.
همیشه فردایی هست و زندگی فرصتی دوباره به ما می دهد تا کارهای زیادی انجام دهیم و اگر اشتباه نکنم و اگر همین امروز را داشته باشم، مایلم به تو بگویم که چقدر دوستت دارم و این که هیچگاه فراموشت نخواهم کرد.
فردا برای هیچ کس تضمین شده نیست، چه پیر، چه جوان.
شاید امروز آخرین روزی باشد که کسی را که دوست داری می بینی.
منتظر نباش، اقدام کن. چرا که اگر فردا نیاید، بی شک حسرت یک لبخند، یک نوازش، یک بوسه به دلت خواهد ماند، چون برای انجام چنین کارهایی سرت خیلی شلوغ بوده است .

 

 



تاريخ : دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

روزی اسب کشاورزی داخل چاه افتاد . حیوان بیچاره ساعت ها به طور ترحم انگیزی ناله می کرد .

بالاخره کشاورز فکری به ذهنش رسید . او پیش خود فکر کرد که اسب خیلی پیر شده و چاه هم در هر صورت باید پر شود .

او همسایه ها را صدا زد و از آنها درخواست کمک کرد . آن ها با بیل در چاه سنگ و گل ریختند

اسب ابتدا کمی ناله کرد ، اما پس از مدتی ساکت شد و این سکوت او به شدت همه را متعجب کرد .

آنها باز هم روی او گل ریختند . کشاورز نگاهی به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه ای دید که او را به شدت متحیر کرد با هر تکه گل که روی سر اسب ریخته می شد اسب تکانی به خود می داد ، گل را پایین می ریخت و یک قدم بالا می آمد همین طور که روی او گل میریختند ناگهان اسب به لبه چاه رسید و بیرون آمد

زندگی در حال ریختن گل و لای بر روی ماست . تنها راه رهایی این است که آنها را کنار بزنیم و یک قدم بالا بیاییم .

هریک از مشکلات ما به منزله سنگی است که می توانیم از آن به عنوان پله ای برای بالا آمدن استفاده کنیم با این روش می توانیم از درون عمیق ترین چاه ها بیرون بیاییم .




تاريخ : یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

نان را از من بگیر، اگر می خواهی،
هوا را از من بگیر، اما
خنده ات را نه.

 پابلو نرودا



تاريخ : یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۳ | ٢:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

سلامتی پسری که وقتی مامور جلوشو گرفت گفت خانوم کی باشن؟

سرشو گرفت بالا گفت:خانوم!؟

مامور : آره دیگه  جواب بده ...خانوم کی باشن ؟

پسر :خانوم نیست که این دوستم قاسمه.زیر ابروهاشو برداشته و موهاشو یه ذره بلند کرده!!



تاريخ : شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد.
دوســـتش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشـــه می
خواست من را عـــوض کند.
مرا وادار کرد سیگار را ترک کنم...
لباس بهتر بپــــوشم، قماربازی نکنم، در سهام ســــرمایه‌گذاری کنم و حتی...
مرا عادت داده که به موسیقی کلاسیک گوش کنم و لذت ببرم!
دوستــــش گفت: این ها که می‌گـــــویی که چیز بــــدی نیست!
مرد گفت: ولی حالا حس می‌کنم که دیگر این زن در شـــان من نیست!!!

 




تاريخ : جمعه ٢۸ شهریور ۱۳٩۳ | ۳:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


ﯾﻪ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﮐﺎﻣﻞ ﺷﺎﺭﮊ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﻬﺖ ﺧﺒﺮ ﻣﯿﺪﻩ .
ﻣنم ﺍﯾﻨﻮ ﻧﺼﺐ ﮐﺮﺩﻢ ﺭﻭﮔﻮﺷﯽ ﻭ ﺷﺐ ﺯﺩمش ﺑﻪ
ﺷﺎﺭﮊ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪم .
 ﺳﺎﻋﺖ ۳ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﯾﮑﯽ
ﻣﯿﺎﺩ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺑﮑﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ! ﺑﮑﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ !
ﻳﻬﻮﻛﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺗﻮﺍﺗﺎﻗﻢ؛
ﺍﻵﻥ ﮔﻮﺷﻴﻢ ﺷﺎﺭﮊ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﻧﺰﻧﻢ ﺗﻮ ﺷﺎﺭﮊ ﻳﻬﻮ
ﺷﺐ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ :
ﺑﻜﻦ ﺗﻮ! ﺑﻜﻦ ﺗﻮ !






تاريخ : پنجشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه ...
اگه گفتی بچشون چی میشه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بچه دار نمیشن .تو رو خدا براشون دعا کن و این رو به اشتراک بزار

،امشب یک خبر خوب بهت میرسه.
برای ده نفر بفرست 
لطفا کوتاهی نکن
زندگیشون داره از هم میپاشه !!




تاريخ : پنجشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند چند ساعت دوام میارند،
حداکثر زمانی رو که تونستند دوام بیارند ۱۷ دقیقه بود.

سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر ۱۷ دقیقه می تونند زنده بمونند به همون استخر انداختند،
اما این بار قبل از ۱۷ دقیقه نجاتشون دادند.

بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه کردند دوباره اونها رو به استخر انداختند....
حدس بزنید چقدر دوام آوردند؟
۲۶ساعت !!!

پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که علت زنده بودن موش ها این بوده که اونها امیدوار بودند تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستند این همه دوام بیارن.

گاهى با ۱ قطره،لیوانى لبریزمیشه.

گاهى با ۱ کلام، قلبى آروم میشه.

گاهى با ۱ بى مهرى، دلى میشکنه.

پس مراقب این ۱ هاباشیم درحالى که ناچیزند، همه چیزند...

 



تاريخ : پنجشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

یه روزی یه بنده‌خدایی مدیر یه کارخونه‌ای میشه مدیر قبلی میاد بهش میگه توی کشوی میزت سه تا کارت هست هرموقع که کارگرها شکایت کردن از وضعیتشون یکیش رو بردار بخون!
بعد از چندوقت کارگرها اعتصاب می‌کنن مدیر یه کارت رو برمی‌داره بازش می‌کنه روش نوشته بود:«همه تقصیرها رو بنداز گردن مدیر قبلی»
اینم میره واسه کارگرها سخنرانی میکنه و شروع میکنه به بدگویی و انداختن تقصیرها گردن مدیر قبل و کارگرها آروم میشن و برمیگردن سر کار
دوباره بعد از چندوقت کارگرها اعتصاب می‌کنن و مدیر کارت دوم رو برمی‌داره روش نوشته بود:«وعده بده! وعده بده تا چندوقت دیگه درست میشه»!
مدیر هم وعده داد و کارگرها برگشتن سر کار!
بار سوم که کارگرها اعتصاب می‌کنن میره سراغ کشو و کارت سوم رو برمیداره میخونه روش نوشته بود: «استعفا بده و سه تا کارت بنویس بذار توی کشو واسه مدیر بعدی»

 



تاريخ : پنجشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۳ | ٢:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﯾﺎﺭﻭﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﮑﺲ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ , ﻧﻮﺷﺘﻩ ﻣﻨﻮ
ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ ﺟﺪﯾﺪﻡ ...!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺯﺩﯼ از آب ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﻻﻥ ﺯﻧﺪﺍﻧﻪ!!

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

دانشمندان به تازگی دریافته اند ، که هفته ای دو بار قطعی اینترنت در کنار خوردن ماهی 

برای سلامتی و جلوگیری از ابتلا به زخم بستر مفید است !



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


اگر ما ایرانی ها 
این همه سال به جای دشمنی با امریکا 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به صورت دوستانه به هر یک از خانواده ی آن ها 
یک پراید میدادیم حالا نسلشون منقرض شده بود !!!



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


دختر : عزیزم دوستم داری ؟‌
پسر : آره خیلی
دختر : بهم ثابت کن
پسر : چجـوری ؟
دختر : برو با اون شیر بجنگ !
پسر : عزیزم آخه من اگه با شیر بجنگم منو تیکه تیکه میکنه و میخوره دیگه چیزی ازم نمیمونه یه چیز دیگه بگو
دختر : گوشیتـــو بده پیام هارو بخـــونم
پسر : کــو ؟‌ کجاس این شیــر پدر سگ ؟ بگو برم پاره پارش کنم !!



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

در خانه، مرد خوب، مرد مغرور نیست. مردی است که در کارهای منزل به همسرش کمک کند.

اما چگونه در کارهای منزل به زن‌مان کمک کنیم؟

۱- در خوردن غذا با او همکاری کنید.

۲- کانال‌های تلویزیون را ، شما عوض کنید.

۳- موقعی که همسرتان مشغول تمیز کردن زمین و جارو کردن است، پایتان را بلند کنید که زیر پایتان را نیز جارو بکشد.

۴- با آواز خواندن در حمام، موجبات شادی همسر دلبندتان را فراهم آورید.

۵- وقتی همسرتان در آشپزخانه مشغول پخت غذاست، گاهی به آشپزخانه سرزده و با ناخونک‌زدن به غذا به او در پخت غذای خوشمزه‌تر و لذیذتر مشاوره دهید.

۷- برای هر بار آب خوردن، یک لیوان بردارید و در آن آب بخورید تا همسر شما بهانه‌ی کافی برای آب‌بازی داشته باشد.

۸- موقع پاک کردن سبزی، زن‌تان را تنها بگذارید تا بتواند در آرامش و با تمرکز، سبزی‌ها رو پاک کند.

من از همین‌جا از همه‌ی آقایونی که اینقدر تو خونه به خانوماشون کمک می‌کنند، تشکر می‌کنم.
رسانه باشید و نشر دهید تا همه‌ی مردان به وظایف خود آشنا شوند.
نخند! منتشر کننده این پیام باش



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

یه پشه مشاهده کردم تو اتاق.رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادم

و باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا.اونم قبول کرد و رفت !




تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۳:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

دوستی تعریف می کرد :

چند وقت پیش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که بزنه تو صورتم...! 
منم یهو رفتم تو فاز هندی گفتم:

بزن بابا..! 
بزن ! 
بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه...! 
بزن که بفهمم هنوز بی صاحاب نشدم...! 
بزن بابا!

و در نهایت ناباوری بابام زد تو گوشم...

آخه چرا بابام فکر کرد تو فیلم هندیا اینجوریه؟!! 
من توقع داشتم منو بغل کنه جفتمون بزنیم زیر گریه!!!!



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳ | ٢:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مورد داشتیم 
دختره ..................
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واسه دست انداز بوق زده بره کنار ...
دست انداز از خنده صاف شده!!!!



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


چقدر چاق شدی چیست ؟
.
.
.
.
.
جمله ای که میتونه درجا جنس مونث رو از پا دربیاره و
در طولانی مدت باعث افسردگی اون شخص بشه...

البته بگم که گفتن اینکه
چه دماغ بزرگی داری که دیگه ضربه فنی میکنه!



تاريخ : دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

فال حافظ می گیری از می و باده و لب و زلف و پروپاچه یار میگه...
.
.
.
.
.
.
.
بعد میری تو تفسیرش میبینی نوشته نمازتو اول وقت بخون!!!!!



تاريخ : دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

عکس های خنده دار و بسیار طنز (106)



تاريخ : دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

حالا خدا رحم کرده رو سر کسی نریخته ضربه مغزی شه !


عکس های خنده دار و بسیار طنز (106)



تاريخ : دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

خوش بــه حال ِ انارها و انجیـرها ...

دلتنگ که می شـوند،

مــی تـرکـنــد ...

************
مهدی اخوان ثالث



تاريخ : یکشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟

اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ داد : چه بگویم امروز از زور گرسنگی مجبور شدم کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم....

حکیمی زمزمه کرد: خدا روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و اینگونه ناسپاسی میکنی!!



تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

صبح ها برای رفتن به محل کار تنبلی نکنید.

به این حقیقت بیندیشید که در خواب نمی شود کار کرد

اما ...

در محل کار می شود خوابید.



تاريخ : شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

آیا می دانید ...
که ما جزو معدود کشورهایی هستیم که منشی مطب ،خودش رو بیشتر از دکتر برای مریض و بستگانش می گیره؟؟
با پوزش از خانم ها و اقایون منشی که خودشونو واسه مریض های بخت برگشته نمی گیرند .
.
آیا می دانید :
دکمه آسانسورو هر چی پشت هم تند تند بزنید ، آسانسور زودتر می آد !
اگر باور ندارید از کسانی که این کارو پشت سر هم انجام می دن ، بپرسید !

آیا می دانید : 
در بیمارستان های ایران مریض رو بیدار می کنند تا قرص خوابشو بخوره !!
با عرض معذرت از پرستارایی که اینکارو نمی کنند .

آیا می دانید :
در ایران هنگام رد شدن از خیابان های یک طرفه اگر دو طرف را نگاه نکنید می میرید!!

آیا می دانید :
تمام بانکهای خصوصی ایران، نخستین بانک خصوصی ایران هستند؟
اگر شک دارید تیزر تبلیغات بانک ها را با دقت گوش کنید !

آیا می دانید : زنی که برای اولین بار عبارت " همه مردا عین همند ! "رو بکار برد یه زن چینی بود که شوهرش رو تو بازار گم کرده بود!!
.
آیا می دانستید که بزبزه قندی اولین بز دیابتی تاریخ است!!
.
ایا می دانید...
خواص خاویار چیست؟؟
من که بلد نیستم هرکی می دونه بگه ما هم بدونیم...!!

شما هم چیزی بیافزایید ، تا ما هم بدانیم .



تاريخ : جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳ | ٤:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

ﺁﺩﻣﯽ ﺍﮔﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ، ﺯﯾﺮﺍ:
ﺍﮔﺮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺍﺣﻤﻖ ﺍﺳﺖ !

ﺍﮔﺮ ﮐﻢ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺗﻨﺒﻞ ﺍﺳﺖ !
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﺸﺶ ﮐﻨﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺍﻓﺮﺍﻁ ﻣﯿﮑﻨﺪ !

ﺍﮔﺮ ﺟﻤﻊ ﮔﺮﺍ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﯿﻞ ﺍﺳﺖ !
ﺍﮔﺮ ﺳﺎﮐﺖ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﻻ‌ﻝ ﺍﺳﺖ !

ﺍﮔﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻭﺭﯼ ﮐﻨﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﺭﺍﺝ ﻭ ﭘﺮ ﮔﻮﺳﺖ !
ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﺮﺁﺭﺩ ﻭ ﺷﺒﻬﺎ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ، ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺭﯾﺎ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺖ !

ﻟﺬﺍ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﺣﻤﺪ ﻭ ﺛﻨﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﺟﺰ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ.

ﭘﺲ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ.

ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺩﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺷﻮﺩ.

 




تاريخ : جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳ | ٤:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد
اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آنها از هم جدا شدند

طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی است

اما به نظر می‌رسد که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است
عده‌ای آدم فضول در اطراف از او می‌پرسند : فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات زیباتر بود؟

دوستم با قاطعیت به آنها جواب می‌دهد: نه! اصلاً!
اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید

اما همسر کنونی‌ام این طور نیست
به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است
وقتی این حرف را می‌زند دوستانش می‌خندند و می‌گویند : کاملا متوجه شدیم

زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند.

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند
سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند
اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید

اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت
زیرا “حس زیبا دیدن” همان عشق است

نوشته:حسن ریوندی



تاريخ : پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

آنک قصابان‌اند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون‌آلود
روزگارِ غریبی‌ست، نازنین
و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

شاملو



تاريخ : پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮ ﻫﺎ ﻣﯿﮕﻦ:
ﻋﺮﻭﺱ ﻣﺜﻞ ﻟﯿﻤﻮ ﺷﯿﺮﯾﻨﻪ
ﺍﻭﻟﺶ ﺷﯿﺮﯾﻨﻪ، ﺁﺧﺮﺵ ﺗﻠﺨﻪ!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭﻟﯽ یکی نیست بهشون بگه خب خانووم محترم ﻟﯿﻤﻮ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﺩ ﺑﻪ ﺟﯿﮕﺮﺵ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﻪ



تاريخ : پنجشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

امروز زنی‌ را دیدم که بوسه‌ از لبش می‌‌چکید! 
خدا را شکر 
پس
هنوز مردی است که عاشقانه می‌‌بارد.

بهرنگ قاسمی

 



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﺩﺭ یک سمینار رمز موفقیت ، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ ؟
حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ : ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪﻧﺪ

سخنران : ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ؟
حضار : ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪ

سخنران : ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ؟
حضار : ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪ

سخنران : ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ؟
حضار : ﻧﻪ ! ﻧﺸﺪ

سخنران ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ ؟
ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ ، ﺳﭙﺲ یکی از حاضران ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺍلاﻥ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ !

سخنران ﮔﻔﺖ : ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ !!!



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گفتم:
عاشق دو نفرم، پت و مت!

گفت :
حتما به خاطر اینکه خیلی خنده دارن،

گفتم نه،
بخاطر اینکه دنیا رو هم خراب کنن، هم دیگه رو خراب نمیکنن



تاريخ : دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net

مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net

مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net



تاريخ : دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

یه روز آفتابی یه خانم انگلیسی روی عرشۀ کشتی در سواحل مکزیک به دریا نگاه میکرد که ناگهان انگشتر الماس گرانبهایش از انگشتش سر خورد و افتاد توی آب و زن با ناراحتی این سفر را سپری کرد.

پس از 15 سال که به شهر مکزیکو سیتی رفته بود در یک رستوران کنار ساحل سفارش خوراک ماهی داد، وقتی داشت ماهی رو میخورد یه جسم سفت و سخت زیر دندونش حس کرد...

و وقتی در آورد
.
.
.
دید
.
.
.
استخوان ماهیه ...
.
.
.
.
نکنه فکر کردی انگشتره؟!

بابا تو دیگه خیلی تخیلت قویه!



تاريخ : دوشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩۳ | ٢:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

یادمــه اولش می رفتیم تو حمومی که نه آب سردش معلوم بود نه گرمش؛ یهو آب میشد 20 درجه زیر صفر ، یه وقتا هم 60 درجه بالای صفر.....

بعد مادر گرامی با شامپوی راول یا پاوه چنان میوفتاد رو سرمون به طوری که تموم سلولهای مغزمون 3 سانتیمتر جابجا میشد....هر چقدر جیغ و داد می زدیم انگار نه انگار؛ بدترین مرحله وقتی بود که با کیسه ی ضخیم و سفت با روشور میفتاد به جونمون....

خدا شاهــده یعنی قشنگ دو لایه از پوستمون کنده میشد و مامان که فکر میکرد چرکه ، بیشتر ادامه میداد...

بماند که اون وسطا یه کتکی هم می خوردیم...وقتی هم حموم تموم میشد ، کلّی لباس تنمون می کرد و یه یقه اسکی هم روش....بعدش از شدت درد و خستگی و سوزش ناشی از بلند شدن لایه پوستمون خوابمون می برد...

2تازه اونوقت مامان یه نفسی چاق می کرد و به بابا می گفت:
آخییییییییی ، نیگاش کن...چه راحــت خوابیده !!!



تاريخ : یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

میگن درد رو از هر طرفی بخونی میشه درد...
ولی درمان رو از اخر بخونی میشه نامرد
مواظب باش واسه دردت به هر درمانی تن ندی



تاريخ : جمعه ۱٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

شهامت می خواهد
سرد باشی
اما گرم لبخند بزنی !

فروغ فرخزاد



تاريخ : جمعه ۱٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ طرف ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ :

ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﺎﺷﯽ ؟

ﺯﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﮐﻪ می خوام ،

مرد ﻣﯿﮕﻪ : ﭘﺲ ﻟﻄﻔﺎ 150کیلومترﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻭﺭ ﺷﻮ!!



تاريخ : پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

دوست کچلم میگه :

یکی از بدبختیهای ما کچلها اینه که ، اگه توی جمع فقط تو کراوات زده باشی باز هم وقتی میخوان به آدم اشاره کنن ،
میگن : اون یارو ! کچله !

حالا این تو سرشون بخوره !

اگه به شخص بغل دستی شما کار داشته باشن ،
میگن : اون یارو که بغل کچله نشسته !

عجب مکافاتی داریم ! ما کچلها



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﻣﺸﺮﻭﺑﺶ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻌﺪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﺩﺍﺭﻩ آیت الکرسی ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﻪ .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﻭ ﻣﺘﺪﯾﻨﯿﻦ !!



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ | ٢:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


در کتابی آورده اند که روزی پیرمردی دانا و مهربان ﺗﺨﻢ ﻋﻘﺎﺑﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﻻﻧﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻋﻘﺎﺏ در لانه مرغان بدنیا آمد و در زیر سایه ی پر مهر پیرمرد پرورش یافت وقتی ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺷﺪ اول جوجه ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﺳﭙﺲ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﻫﻢ گند زد ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ی ﻣﺎ !



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ | ٢:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

طرز صدا کردن مامانم 
زمانی که غذا امادست ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تخم مرغ:عزیزم الهی مادر فدات بیا غدا حاضره 
کوکو:عزیزم غذا امادست 
خورشت:بیا دیگه غذا یخ کرد 
مرغ:ما الان میخوریم جمع میکنیم اومدی اومدی 
کباب:اصن صدا نمیکنه بعد میگه هرچی صدا کردیم نیومدی !



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

تو داروخونه بودم. یه آقایی اومد گفت: کرم ضد سیمان دارین؟

فروشنده با تمسخر ازش پرسید ایرانیشو میخای یا خارجیشو؟؟؟

مرده گفت از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نمیتونم صورت دخترمو ناز کنم. خارجیشو بده.



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

1- هرگز سیگار نکشید و اگر میکشید ، نیمه آخر آن را هیچ وجه نکشید.

2- در حمام هیچگاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است.

3- هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن رابه برق وصل کنید. بهتر است موبایل خاموش باشد.

4- چای بیشتر از یک روز مانده را اصلا ننوشید.

5- هنگام روشن کردن کولر اتومبیل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقیقه پنجره ها را باز بگذارید و در پمپ بنزینها کولر را خاموش نمایید.

6- غذای خود را بیشتر از یکبار در مایکروفر گرم نکنید و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بریزید.

7-با حیوانات خانگی تعامل مثبت داشته باشید. آنها ممکن است از خیلی از انسانها سالمتر و تمیزتر باشند. عوامل مشترک زیاد آنها با انسانها میتواند به شکل واکسن در بدن عمل کند.

8- هنگام غذا بین هرلقمه حداقل 1 دقیقه فاصله بگذارید و دو ساعت قبل
و بعد از غذا و هنگام آن نوشیدنی ننوشید.

9-هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنید تا هوا بصورت
باد وارد مجاری تنفسی نگردد.

10- لوازم آرایشی را بیشتر از 5 ساعت برروی پوست خود باقی نگذارید.سلولهای پوستی نیاز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نیز تا حد امکان ازلباسهای گشاد ، راحت و باز استفاده نمایید.

11- موهای خود را بیش از یکبار در شبانه روز شانه نکنید.مراقب ورود شوره سر (حتی بصورت نامرئی) به چشمها و مجرای تنفسی خود باشید.

12- هنگام دویدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهدارید.هنگام نشستن وخوابیدن برعکس سر خود را پایین نگهدارید.

13- توجه بیش از حد به وزن، سودمند نیست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار میزان ورودی، جذب و میزان دفع را تنظیم نماید.

14-اگر نیاز مالی ندارید، لازم نیست روزی 8 ساعت کار کنید. بهترین تعداد ساعات کاری بین 5 الی 6 ساعت میباشد.

15- افراط در هر چیز بلای سلامت است.

16-هرگز پشت مانیتور (های قدیمی) که روشن هستند قرار نگیرید. ضرر آنهااز خیلی از دستگاههای عکسبرداری بیشتر است.

17-ورزش و تحرک در ابتدای صبح نه تنها سودمند نیست بلکه خطرناک نیز هست. سعی کنید آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بیداری و یا عصر انجام دهید.

18- توجه بیش از حد به امور سیاسی، ورزشی و اقتصادی برای سلامت روان مضربوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات روانی میگردد.

19- معجزه جواهر آلات برای خانمها را فراموش نکنید. حتی اگر صرفا به دیدن آنها باشد.

20- هیچگاه به پهلو نخوابید. سعی کنید در جهت عمود بر محور مغناطیسی زمین بخوابید.

شاد باشید .



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

دوستی تعریف می کرد :

سوار تاکسی بودم ،
دیدم یه دختر زیبا و سنگین جلو نشسته
پیاده شد ، دست کرد تو کیفش ،

گفتم مهمون ما باش خانوم 
دیدم از تو کیفش یه قبض در آورد داد به راننده گفت :

" این قبض و بگیر، بابا , وقت برگشتن برو عکسهای منم از آتلیه بگیر "
از خجالت گند زدم به خودم ،
هی سرخ و سفید می شدم ، خواستم جمعش کنم، گفتم :
" دخترتون هستن ،

ماشالا چقد حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود "
راننده گفت " بیخود شیرین زبونی نکن ،
الان مهمون کردنو بهت نشون میدم



تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﻻﺯﻣﻪ که .............
ﺗﮑﻠﯿﻔﺘﻮ با ﺧﻮﺩﺕ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﯽ، 
ﺭﻭﺩﺭﻭﺍﯾﺴﯽ ﻫﺎ ﺭﻭﺑﺬﺍﺭﯼ ﮐﻨﺎﺭ، 
ﻣﺜﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﻗﻮﯼ ﺑﺎﺷﯽ، 
ﻗﺎﻃﻊ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺯ ﺟﻠﻮﯼ ﻟﭗ ﺗﺎﭖ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺸﯽ ﻭ
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﺮﯼ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ!!!
آفرین دیدی تونستی ...



تاريخ : یکشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


مورد داشتیم 
از دوست دخترش دعوت کرده برن زیر بارون قدم بزنن 
خیر سرش یه خاطره دونفره زیر بارون داشته باشه... 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آرایش دختره پاک شده !
اکنون از اون مورد ما 
تنها یاد و خاطره اش مانده ... 
طفلکی زیر بارون سکته زد و مرد!!!



تاريخ : یکشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ :
.
.
.
.
.
.
.
.
ﯾﻪ ﺩﻭست ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺭﻡ
ﮐﻪ ﻧﻪ هیکل ﺩﺍﺭﻩ ﻧﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻭ ﻧﻪ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﻪ ﻭ ﻧﻪ ﺟﺬﺍﺏ ...
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﮐﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﻋﻮﺿﺶ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
ﭼﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﯾﻪ ﺩﻝ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﺩﺍﺭﻩ

ﯾﻪ فراری 458 ﻗﺮﻣﺰ ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﭼﭙﺶ ﯾﻪ ﺧﻂ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ خط و ﺧﺶ ﺍﯾﻨﻘﺪ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﯿﺲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺑﻄﻤﻮﻥ ﺧﺪﺷﻪ ﺍﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻪ !!



تاريخ : یکشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

عکس نوشته های خنده دار و بسیار طنز (105)



تاريخ : یکشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net

مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net



تاريخ : یکشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

روزی در یک دهکده کوچک، معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصویری از چیزی که نسبت به آن قدردان هستند، نقاشی کنند.

او با خود فکر کرد که این بچه های فقیر حتماً تصاویر بوقلمون و میز پر غذا را نقاشی خواهند کرد. ولی وقتی یکی از دانش آموزان نقاشی ساده کودکانه خود را تحویل داد، معلم شوکه شد.

او تصویر یک دست را کشیده بود، ولی این دست چه کسی بود؟

بچه های کلاس هم مانند معلم از این نقاشی مبهم تعجب کردند. یکی از بچه ها گفت: "من فکر می کنم این دست خداست که به ما غذا می رساند. یکی دیگر گفت: شاید این دست کشاورزی است که گندم می کارد و بوقلمون ها را پرورش می دهد

هر کس نظری می داد تا این که معلم بالای سر داگلاس رفت و از او پرسید: این دست چه کسی است؟

وی در حالی که خجالت می کشید، آهسته جواب داد: خانم معلم، این دست شماست. معلم به یاد آورد از وقتی که این دانش آموز پدر و مادرش را از دست داده بود، به بهانه های مختلف نزد او می آمد تا خانم معلم دست نوازشی بر سر او بکشد.



تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

دختر : شغلت چیه عزیزم ؟

پسر : خوانندگی !

دختر : وای خدای من چقدر رمانتیک ، چی میخونی حالا ؟

پسر : صفحه نیازمندی روزنامه کثیر الانتشار....



تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

عکس نوشته های خنده دار و بسیار طنز (105)



تاريخ : جمعه ٧ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

خانمه 206 رو زده بهتیر چراغ برق نصفش کرده بعد به افسره میگه ینی من مقصرم
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.

افسره بنده خدا گفت نه باعث تصادف خواب آلودگی تیر چراغ برقه



تاريخ : جمعه ٧ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مورد داشتیم پسره رفته پمپ بنزین یارو بهش گفته:آزاد یا دولتی؟ پسره گفته پیام نور شعبه ممسنی استرآباد!!

دونفر سکته کردن یک نفر غش کرده دولتم سهمیه بنزینه جایگاه قطع کرده!!



تاريخ : پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺭﻧﮕﻢ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﯿﺎﺩ.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺼﯿﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻃﻮﺳﯽ



تاريخ : پنجشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net



تاريخ : چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﻣﺎﺭﺍﺩﻭﻧﺎ ﯾﮏ ﻣﺪﺕ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺮﮎ
ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺑﻮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺧﺺ ﺷﺪ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺯﺩ:
" ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﺍﻧﺪ، ﯾﮑﯽ
ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﭼﻪ ﮔﻮﺍﺭﺍ ﻫﺴﺘﻢ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﯾﮑﯽ
ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﮔﺎﻧﺪﯼ ﺍﻡ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭﻟﯽ
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﺭﺍﺩﻭﻧﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻫﻤﻪ ﺑﻬﻢ
ﻣﯽﺧﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﯿﮕﻦ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﺎﺭﺍﺩﻭﻧﺎ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﻭ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺧﻮﺩﻡ
ﺁﻭﺭﺩﻡ



تاريخ : چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


دختره اومده آپاراتی باد چرخاشو تنظیم کنه به یارو گفت آقا باد خارجی بزنیدلطفا.
من که شوکه شدم پمپ باده که از خنده بادش نمیومد ....
اوستاهه که اینکاره بود گفت نگران نباشیدتو کل منطقه فقط ماییم که باد خارجی میزنیم بقیه یا چینیه یا ایرانی الان براتون صورتیشو زدم!!
دختر : وا چرا صورتی؟ این ماشینه بابامه !!



تاريخ : سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


خنده بر هر درد بی درمان دواست 







.
.
.
.
.
.
به غیر از اسهال !
بخندی کار تمومه !



تاريخ : سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


دختر همسایمون 
تو کنکور امسال بیستا مونده به آخر شده 
باباش داشت شیرنی پخش میکرد... !
میگم چرا؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میگه: فکر نمیکردم 
بیست نفر از این خنگ ترم تو ایران باشه!!



تاريخ : سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


یکی از مزایای منحصربفردی که 
پراید داره وبقیه ماشینا ندارن 
اینه که :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه دختری باهات دوس بشه 
حداقل مطمئنی که به خاطرماشینت نبوده !!!



تاريخ : سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

دوس دخترم بهم گفت :
نفسم یه جمله بگو قلبم بلرزه ؟؟!! 









.





گفتم بابات پشت سرته ...
بدبخت دو سه ساعت مثل سگ میلرزید !!!
تونستم قلبشو بلرزونم و هیجان رو
بهش هدیه بدم!!



تاريخ : دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


1_اینکه تمام عشقت را به کسی بدهی، 
تضمینی بر این نیست که او هم همین کار را بکند ....
2_بدون عشق می توان ایثار کرد
اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.... 
3_عشق در زمان سختی، 
بزرگتر و باشکوه تر می شود....
4_واقعاً حیف می‌شود که بمیری 
و مزه‌ی هم آغوشی توأم با عشق را نچشیده باشی..



تاريخ : دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


1:سایپا مطمئن !!!
2:دانشگاه آزاد اسلامی !!!!
3:اینترنت پرسرعت ایران !!!!!
4:بانکداری اسلامی!!!!!!!!!!!!



تاريخ : دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

دختر: عزیزم دوستم دارى؟

پسر: اره خیلى

دختر: بهم ثابت کن

پسر: چجورى؟!

دختر: برو با اون شیر بجنگ!

پسر: عزیزم اخه من اگه با شیر بجنگم منو تیکه تیکه میکنه و مى خوره بعدش دیگه چیزى ازم 
نمیمونه... یه چیز دیگه بگو؟!

دختر: گوشیتو بده پیام هارو بخونم 

پسر: کو؟ کجاس این شیر پدرسگ؟! بگو برم پاره پارش کنم!!



تاريخ : دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

آن که رقص و شادی را کفر محض می داند
گو بنال و زاری کن، من دو گوش کر دارم



تاريخ : دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ﺑﻪ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻯ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻬﺶ ﻋﻼﻗﻪ
ﺩﺍﺭﻯ
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺑﺮﺍﺵ ﺍﺭﺯﺵ ﻗﺎﺋﻞ ﻫﺴﺘﻰ
ﭼﻮﻥ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺪﻯ
ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﻠﻨﺪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺰﻧﻰ
ﺍﻭﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﺻﺪﺍﻳﺖ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﻨﻴﺪ


ﭘﺎﺑﻠﻮ ﻧﺮﻭﺩﺍ



تاريخ : یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺍﻣﺸﺐ میخوام همه را ببخشم 
ﺧﺐ ﺑﺎ ﻛﺪﻭﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﻨﻢ ؟!
.
.
.
.
آهـــا✔✔
 ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﻭﻧﻜﻪ ﺑﻬﻢ میگفت ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺖ ﺑﺎ ﻳﻜﻲ دیگه و ﺍحساسمو ازم گرفت ؟ 
عیب ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺑﺒﺨﺸﺶ ...✔
ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻧﻢ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻓﻴﻘﻤﻮ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﻡ ﺑﻮﺩ ؟
ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻣﻨﻮ ﻓﺮﻭﺧﺖ بخاطر جنس مخالف ؟
آره ؟!
ﺑﺒﺨﺸﺶ ...✔
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻳﻜﻲ دیگه ﺑﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﻣﻴﺸﺪ دست ﻣﻴﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﺿﻌﻔﺎﻡ ؟!
ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﺷﺪﻡ یه آدم ﻛﻴﻨﻪ ﺍﻱ !!!
ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺒﺨﺶ ...✔
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺑﻬﻢ ﺩﺭﻭﻍ گفتن ؟
ﻣﻨﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻮﻥ نیاﻭﺭﺩﻡ ﺗﺎ ﺭﻭ ﺑﺸﻪ ؟!
ﺑﺒﺨﺸﺸﻮﻥ ... ✔
 خدا جونم این خاصه ... 
یادته اون که عاشقش بودم حتی احساسمو یه لحظه هم بروش نیاورد ؟
طوری نیست ... اونم ببخش ...!✔
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻣﻦ ﺑﺨﺸﻴﺪﻡ ...
ﺣﺎﻻﺗﻮ ﺑﺒﺨــﺶ 
تو ببخش ﻛﻪ ؛
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻳﻪ آﺩﻡ ﺑﻲ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﻛﻴﻨﻪ ﺍﻱ ﻭ ﺑﻲ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻣﺰﺧﺮﻑ ﺳﺎﺧﺘﻦ ...!!
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﻴﺨﻨﺪﻳﺪﻡ ؟
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻡ دوست ﺩﺍﺷﺘﻨﻮ ؟
خدﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻣﻨﻢ ﺧﻮﺏ بودنو بلد ﺑﻮﺩم ؟
بــــد ﺷﺪﻡ
خدایا به خاطره بعضی ها من الان خیلی بد شدم ...!!!
ﺗﻮ ﺑﺒﺨـــﺶ ... ؛ من این نبودم !!!



تاريخ : یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

سیمین بهبهانی‌:

وصیت کرده ام بعد از مرگم؛ همراه من
دوتا فنجان چای هم دفن کنند!!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید...
بهرحال دلخوریها کم نیست ازبندگانش ...
همانهایی که بی اجازه واردشدند
خودخواهانه قضاوت کردند
بی مقدمه شکستند
وبی خداحافظی رفتند!



تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مجله آنلاین ایران‌سان | www.IranSun.net



تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()