یه بارم زنگ زدم خونه دوس دخدرم باباش جواب داد منم الکی گفتم منزل جعفری اومد زرنگی کنه گفت بفرمائید با کی کار داشتید ؟!!
گفتم مرتیکه پول نداری توحسابت چک میکشی یا تاظهر پول میریزی حساب یا مامور میارم جلبت میکنم
همینجوری که داد میزدم دیدم میگه اقا بخدا حواسم نبود ، اشتبا گرفتید منزل جعفری نیس یهو گوشیو قطع کرد...
بیخود نیس میگن بهترین دفاع حملس !!!



سلامتی دخترای پاکستانی وقتی میفهمن دوست پسرشون بهشون خیانت کرده نمیرن با رفیق فاب دوست پسرشون بریزن روهم، میرن یه گوشه بغض میکنن منفجر میشن



روی سنگ قبر پاکستانیا نمینویسن تاریخ وفات . مینویسن تاریخ انفجار !



دختره زنگ زده
برداشتم میگم الو!
قطع کرد
اس داد گفت :
به قرآن اشتباه گرفتم!
گفتم : اوکی پیش میاد دیگه
جواب داد :
خواهش میکنم مزاحم نشو اشتباهی شد دیگه تمومش کن لطفأ ، من نامزد دارم!!
5 دقیقه بعد اس داد : شمارمو پاک کن لطفأ
10 دقیقه بهد اس داده: داداشم لاته ها میاد میکشتت
ملت دارن از دست میرن. مسئولین چرا بیکار نشستن؟


تاريخ : جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

زدم به یه ماشینه
پیاده شدیم ببینیم چه خبره
دیدم صورت یارو خونیه
گفتم آقا اونقدم دیگه شدید نبودا
گفت دستم تو دماغم بود!

عصر حجر ... عصر اطلاعات ... عصر ارتباطات ... عصر فن آوری ... عصر دیجیتال ... همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته ... و از صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی نمیرسه ...!!! بعله


امروز دست خط خودمو بردم دارو خونه 
بهم دارو داد !



ﻫَـــﻤﺴﺎﻳﻤﻮﻥﻋﻄﺮ ﻣﺸﻬﺪ ﺳﻮﻏﺎﺕ ﺍﻭﺭﺩﻩ ﺭﻳﺨﺘﻤﺶ ﺗــﻮﻯ ﮐﻮﻟﺮ
ﺣﺎﻟﻮﻫﻮﺍﻯ ﺍِﻣﺎﻣﺰﺍﺩﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ
ﻓﻀﺎﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺷﺪﻩ.
ﻧﺎﺋﺐﺍﻟﺰﻳﺎﺭﻩ ﻫﻤﺘﻮﻥ ﻫﺴﺘﻢ!



این آهنگ معروفه هست که جیپسی کینگ خونده، توش میگه: آمامیو و فلان، یک کلمه اش رو هم نمی فهمم چی میگه، اما به خدا راست میگه، دنیا خیلی نامرده...



یکی از ظلمهایی که در حق دخترا شد...
عکس دار کردن شناسنامه‌ها تو 16 سالگی بود ...
با اون سیبیلا...



یه دستشو لاک آبی پررنگ زده
یکی رو اصلن لاک نزده،
میپرسم جدیده؟
میگه نه،
با این دست کارت دانشجوییم رو میدم دست حراست!



دقت کردین بعضی وقتا پشه ها یه جایی از بدنمونو نیش میزنن که خودمونم نمیدونستیم همچین جایی داریم ؟!!!!!!!!!



یکی از فانتزیـام ایـنـه که وقتی یه ماشین ِ "مازاراتی" دیدم با عجله سوار شم بگم: چرا دیــر اومدی ؟؟؟؟؟ بعدش رو بکنم طرف راننده و بگم: ااااوه اوه بـبخشید فک کـردم بابـامه؛ بعـد پیــاده شم!



ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﭘﯿﺶﺑﺮﻩ ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ، ﭼﺎﭖ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕﻣﯿﺸﻪ!


تاريخ : جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢ | ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻱ یک نفر ﺭﻓﺖ ﭘﯿﺶ پیشنماز شهرشون ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺯﻧﻢ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﻤﯿﺨﻮﻧﻪ ، ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ؟؟؟؟
پیشنماز: ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻓﻀﻴﻠﺖﻫﺎﻱ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ، ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﻭﯼ ﺭﻭﺡ ﺁﺩﻡ ﺗﺎﺛﻴﺮ
ﻣﺜﺒﺖ ﺩﺍﺭﻩ .
+ﮔﻔﺘﻢ، ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ، ﻭﻟﻲ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﻩ .
پیشنماز : ﻭﻋﺪﻩﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻬﺸﺖ ﻭ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎﻱ ﺍﻭﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ ﻭ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ
ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﻧﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﺗﻮﯼ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺷﻪ.
+ﮔﻔﺘﻢ! ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺍﻏﺮﺍﻕ ﻛﺮﺩﻡ . ﻭﻟﻲ ﺑﻲﻓﺎﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
پیشنماز : ﺍﺯ ﻫﻮﻝ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﺟﻬﻨﻢ ﻭ ﺳﺨﺘﻴﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺨﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻪ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﮕﻮ.
+ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻭﻟﻲ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ !
پیشنماز (ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﻴت) : ﺁﺧﻪ ﺣﺮﻑ ﺣﺴﺎﺑﺶ ﭼﯿﻪ !؟
+ﻫﻴﭽﻲ، ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﻮﻥ ﺗﺎ ﻣﻨﻢ ﺑﺨﻮﻧﻢ !!!!


تاريخ : جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢ | ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

www.ROZANEHONLINE.com
نام : کمال

کلاس : دبستان
موضوع: ازدواج
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود.
ولی من موتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود!
چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
در ازدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در ازدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاق کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید.
من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.
دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.
خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد.
البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است، هم خوشمزه تر است تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.
زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین!
اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید.
ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم.
اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است.
اما بعدا فهمیدم که قهر بهتر از دعواست.
آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!
البته زندان آدم را مرد می کند. تازه ازدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با ازدواج مرد بشود خیلی بهتر است تا برود زندان که آیا مرد بشود یا نشود!

این بود انشای من ...
 


تاريخ : جمعه ۱ آذر ۱۳٩٢ | ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
غضنفر به البرادعی رئیس اژانس انرژی هسته ای میگه:
تو واقعا دکتر هستی؟
اونم با افتخار می گه:بله من دکتر هستم.
غضنفر میگه:خوب بدبخت پس چرا تو آژانس کار میکنی؟

غضنفر قاضی میشه، یکی میره پیشش بهش میگه من از همسایه ام شکایت دارم به من میگه گه نخور .
میگه غلط کرده ! به اون چه ربطی داره برو بخور 

به غضنفر میگن خسته نباشی میگه اگه باشم ، چه غلطی میکنی ؟!


غضنفر مادرزنش را میبره دکتر میگه: آقای دکتر ، سم خورده مسموم شده.
دکتره میگه: چرا بدنش کبوده ؟
میگه: آخه به زبون خوش که نمیخورد ! 



غضنفر میخواسته بچه اش رو نصیحت کنه! میگه: چند سالته؟
میگه: 16 سال !
میگه : خاک بر سرت الان هم سن و سالات 30 سالشونه !


غضنفر داشته یکی رو بدجور میزده و هی داد میزده: کمک کمک!
بهش میگن بابا تو که داری اینو می زنی، چرا کمک می‌خوای؟
میگه: آخه گفت اگه بلند شم لهت می کنم !
 



غضنفر میره جوراب فروشی میگه جوراب می خوام .
فروشنده میگه مردونه؟
غضنفر دست میده میگه مردونه !


غضنفر میره جبهه فرداش بر میگرده ..
میگن پس چرا برگشتی؟
میگه پدرسوخته ها به قصد کشت میزدن ! 



غضنفر داشت گریه می کرد. باباش پرسید چی شده؟
گفت: عاشق شدم!
باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟
گفت: هر کسی که شما صلاح بدونی!


به غضنفر می گن بیا اینجا به انگلیسی چی می شه ؟
میگه : کام هیر.
میگن حالا برو اونجا به انگلیسی چی میشه ؟
طفلک بلد نبوده ؛ میگه: میرم اونجا میگم کام هیر! 



از غضنفر میپرسن ساعت چنده ،
نمیدونسته ؛ یه کم اینوراونورو نگاه میکنه میگه بدو بدو دیرت شده!


به غضنفر میگن تو که روزه نمی‌گیری، چرا سحری می‌خوری؟
میگه نماز که نخونم،... روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟... 



غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشکل زبان نداشتی؟
میگه: من نه،
ولی ژاپنی‌ها چرا!


به غضنفر میگن میزان تحصیلات؟
میگه . PHD میگن ا باریکلا ، دکترا داری؟ میگه: نه بابا
Passed Highschool with Difficulties... 



غضنفر با کُت و زیرشلواری تو خونشون نشسته بوده.
ازش می‌پرسند: واسه چی تو خونه کت پوشیدی؟
میگه: آخه شاید مهمون بیاد!
می‌پرسن: پس چرا دیگه زیرشلواری پوشیدی؟!
میگه: خوب شاید هم نیاد.


غضنفر به نامزدش می گه 4شنبه به 4شنبه دیره که همدیگر رو ببینیم،
بیا 2شنبه به 2شنبه همدیگر رو ببینیم.
 



به غضنفر میگن: اگه حالت تهوع, بهت دست بده چکار می‌کنی؟
میگه: منم بهش دست میدم...!


تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٢ | ٥:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ux5FmZFdvc.jpg



تاريخ : دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٢ | ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

OAqPiqTEpV.jpg



تاريخ : دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٢ | ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

دو چیز انتها ندارد:
1- ظرفیت مترو
2- وسعت کهکشان‌ها
که البته در مورد کهکشان‌ها مطمئن نیستم !



ماﺷﯿﻨﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻤﻮ ﺩﺯﺩ ﺑﺮﺩ
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﻧﺪﻥ ﻭ ﯾﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﻮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﻣﺎﺭﻭ ﺣﻼﻝ ﮐﻦ
ﯾﻪ ﺑﻠﯿﻂ ﻣﺸﻬﺪﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﺭﻓﺖ ﻣﺸﻬﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺩﯾﺪ ﺧﻮﻧﺸﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ !



ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﺩﻡ
ﮐﻪ ﯾﻪ ﺯﻧﯽ ﺑﺎ ﺳﮕﺶ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ اومد ، ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺳﮕﺶ ﮔﻔﺖ:
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﺮﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﺍﺭﻋﻤﻮ ﺭﺩ ﺷﻪ !
ﺍﻟﺎﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﺰﺕ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﯾﺎ ﺑﻬﻢ ﻓﺤﺶ ﺩﺍﺩ ! 



یارو دماغشو عمل کرده ، عکساش که هیچ
دیگه تو دستشوییم نیمرخ وِل میده !



ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﯽ :
ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻪ ﻗﺎﻃﯽ ﭘﺎﺗﯽ ﻣﻴﮑﻨﯽ ، ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﺎﺗﯽ ﺗﺎﺗﯽ ﻣﻴﮑﻨﯽ !



یه بیماری هست اسم نداره اما نتیجه ش
نگهداشتن شیشه عطرها و اسپری های تموم شده ست !



ﺩﺧﺘﺮ ﭼﻴﺴﺖ !؟
ﺣﺪ ﻓﺎﺻﻞ ﺑﻴﻦ ﭼﻜﻤﻪ ﻭ ﻛﻠﻴﭙﺲ را ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻮﻳﻨﺪ !



یه زمانی آرزوم این بود:
پادشاه بشم ، به نوکرام بگم واسم تخمه بشکونن ، من بخورم
تا اینکه مزمز با هزار تومن اومد گند زد تو آرزوم !



کی گفته گرونی شده ؟
من خودم به شخصه پارسال دو هزار تومن تُخمه میخریدم
امسالم دوهزار تومن تخمه میخرم!
فقط پارسال تو مُشما میداد امسال میگه جیبتو بیار جلو !



ﺩﯾﺸﺐ ﺍﻋﺼﺎﺑﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻫﯽ ﺻﺪﺍﻡ ﻣﯿﺰﺩ .
ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯿﻪ؟
ﮔﻔﺖ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺎﯾﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺘﻤﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﻪ ﮔﻮ*ﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﺩﯾﮕﻪ ! ﺍَﻩ !
ﮔﻔﺖ :ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺳﯿﺮ ﻧﮑﻨﯽ ! ﺁﺧﻪ ﺷﺎﻡ ﺣﺎﺿﺮﻩ



سیگار رو واسه مشکلای خارجیا ساختن
اگر میخواستن طبق استانداردای مشکلات ایرانی بسازنش
الان سیگار باید یک متر بود در قُطر ۵۰ سانت !



سلامتی ما معمولیا
که از پاییز نه خاطره های عاشقانه اش
که فقط خشکیِ لب و فین فینِ دماغش بهمون رسید !



ﺁﺩﻡ ۸۰۰ ﺗﺎ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﺑﺸﻮﺭﻩ ﺍﻣﺎ ﮔﯿﺮ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﻗﺎﺑﻠﻤﻪ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻧﯿﻮﻓﺘﻪ !
ﮐﺼﺎﻓﻂ ! ﺧﯿﻠﯽ ﻋﻮﺿﯿﻪ ﺍﺻﻼ ﺗﻤﯿﺰ ﻧﻤﯿﺸﻪ !



از باگ های انار خوری اینه که باید بعدش پاشی بری دستتو بشوری
هیچ راه در رو هم نداره لامصب !



فرانسویا میخان بگن متاسفم عذر میخام
میگن : ژ گیگقت اکسکوزه موا
اینقدر بهشون فشار میاد وقتی اینو میگن
سعی میکنن هیچ وقت کاری نکنن عذرخواهی بخواد !



وقتی سن یه خانومی رو میپرسی
اگه پرسید چند نشون میده؟
یعنی الان یه بمب دستت گرفتی که اگه سیمش رو اشتباه بچینی  !



قانون ایرانی جماعت اینه که هر چی از پول خوششون میاد
از پولدار خوششون نمیاد !



تاريخ : دوشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٢ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

*ﻣﻦ اصولا هیچوقت ﯾﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺭﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ 
6 ، 7 ﺑﺎﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ مطمئن ﺷﻢ قشنگ ﺭ...دﻡ!

* ما بچه که بودیم مامانمون یه دمپایی داشت که اگه تو دعوا پرت میکرد طرفت و جاخالی نمیدادی مرگ مغزی میشدی! 
حالا ماماناى امروزى میخوان تنبیه کنن میگن: آیپد جدید که اومد دیگه برات نمیخریم پسر بی تربیت، باید با همون آیپد قبلیت بسازى …

* طریقه عذرخواهی دخترها: ببخشید ولی تقصیر خودت بود!

* یکی از لوازم تحریرای لوکس زمان ما از این پاک کن هایی بود که یه سرش پاک میکرد اون یکی سرش جاروووو! 
حکم Apple 5 داشت …

* دو نفرو سخت میشه پیدا کرد: یکی کسی که درکت کنه و دومی کسی که بدونه کجای کمرت میخاره!

* ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻓﻬﻢ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﺪ ﻧﻔﻬﻤﯿﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺴﺖ!

* شانس زنگ در بقیه رو میزنه با کله میره تو! 
به ما که میرسه زنگ میزنه فرار میکنه …

* رفتم پرینتر قیمت کنم یه بچه ی 14 ساله با باباش اومده بود به یارو می گفت: Autodesk Maya که بهم دادین مشکل داره، ورژن جدیدش رو ندارین؟ محیط Google Android Studio رو دوست ندارم خیلی بچگانه س و ساده، چیز دیگه ای ندارین؟ 
اومدم خونه توی گوگل جستجو کردم تا فهمیدم اینا چی هستن؟!!
خدا میدونه من تا سن 14سالگی بزرگترین دغدغه ی تکنولوژیکیم این بود که چجوری می تونم هم زمان رنگ قرمز و آبی این خودکار چند رنگه هارو بدم پایین!!

* پسر: دردت اومد؟ 
دختر: واسه چی؟ 
پسر: مگه تو از آسمون نیفتادی زمین واسه من؟ 
دختر: وایی عشقم راس میگی؟ 
پسر: باور کن! کاملا مشخصه با صورت خوردی زمین!!

 



تاريخ : دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 


روزی زنی از یکی از حقوقدانان برجسته پرسید : تا کی می خواهید اجازه دهید مردان همسر دوم اختیار کنند ، نمی خواهید جلوی این وضع را بگیرید؟ حقوقدان گفت : تا زمانی که زنان بپذیرند همسر دوم مردی که زن دارد نشوند


ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺷﺪﻡ ، ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺱ ﺑﻘﯿﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ ﺻﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ ، . . . . ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺩﺭ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺒﻨﺪ


توی ایستگاه مترو بودم؛یه پسره میخواست به یه دختره شماره بده،یهــو یه پیرزنه برگشت بهش گفت: خجالت بکش! این جای خواهرته! پسره هم گفت: من نباید شمارۀ خواهرمو داشته باشم؟؟


میخوام روش قبولی تو امتهانارو براتون بزام : مراحل گام به گام توسل برای امتحان
اول خدا
بعد بغل دستی
بعد استاد
اگه جواب نداد عمه استاد



5 ساعت پیش یه آلو خوردم، هستش هنوز تو دهنمه
حال ندارم برم بندازم سطل آشغال
کسی می دونه چند ساعت طول می کشه تا با بزاق دهن تجزیه شه؟



بچه بودیم مارو می ذاشتن رو پاشون انقد تکون می دادن تا سرگیجه بگیریم بخوابیم!
الان دکترا می گن این کارو نکنین، مغز بچه جابجا می شه!
خب حالا تکلیف این مغز جابجا شده ما چیه؟ مغز ما کجامونه الان؟ رسیدگی کنین لطفا.



زندگی همیشه در جریانه، ولی مشکل اینجاست که ما رو در جریان نمی ذاره



داشتم رپ گوش می دادم بابام گفت: این کیه صداش مثل صدای لوله بخاریه؟
گفتم: �هیچکس�
یدونه زد پس گردنم گفت به پدرت جواب سربالا نده احمق بی تربیت!

امتحانات از آنچه فکر می کنید به شما نزدیکترند



مقصد مهم نیست. مسیر هم مهم نیست
حتی خود سفر هم چندان مهم نیست؛
این همسفره که خیلی مهمه



یارو پدرش تو بستر مرگ بوده می گه بیا بشین کنارم کارت دارم
بعد یه چوب می ده دست پسرش. پسره هم که می خواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو می شکنه. پدره سکته می کنه درجا می میره.
مامانش می گه خاک تو سرت این نی از هفت نسل قبل دست به دست به پدرت رسیده بود!



مگه عمر پشه سه چهار روز نیست؟ پس چطوری توی این چند روز می تونه یاد بگیره که مگس کش دید، باس قایم شه؟



پشت چراغ قرمز یه گدایی اومده کنار ماشین
می گم برو اونور پول ندارم، می گه نمی گفتی هم از قیافت معلوم بود!



به یارو گفتن بیا فلان شرکت، 15 روز کار 15 روز استراحت ماهی 400 هزار تومان. یارو یه کمی فکر کرد گفت: نمیشه اون 15 روز هم نیام ماهی 200؟!



طرف می ره خواستگاری واسه پسرش. پدر عروس می گه: آقازاده دانشگام میرن؟ طرف می گه: مسافر گیرش بیاد چرا که نه!
خدایا هیچ جوونی رو از در هیچ یخچالی ناامید برنگردون


اسپری خریدم روش نوشته مخصوص دفع حشرات مزاحم
تازه فهمیدم که یه سری حشراتم هستن که مراحِمن
حالا موندم واسه اونا چی بخرم که اذیت نشن



الان که نه کولر روشنه نه بخاری، باباها نمی دونن باس دقیقا چیکار کنن تو خونه؟ هی الکی راه می رن و در کابینتا رو باز و بسته می کنن

داداش دوستم رفته مسافرت ماشینشو یه هفته داده دست دوستم باشه. اونوقت داداش من وقتی می ره بیرون شلوارکشو قایم می کنه که نکنه من بپوشمش!
از داداش هم شانس نیاوردیم


شونه آدم که هیچی،
شونه تخم مرغم پیدا نمی شه، سرمونو بذارین روش یه کم گریه کنیم


قبل از ازدواج:
پدر: برو خونه شوهرت هر غلطی خواستی بکن!
بعد از ازدواج:
شوهر: فک کردی خونه باباته هر غلطی خواستی بکنی؟!

----------------------------------------------------------------------

به سگ ها که محبت می کنی باوفا می شن
به آدم ها که محبت می کنی هار می شن
اما به خر که محبت می کنی، اصلا براش فرقی نداره!
از بس که ثبات شخصیت داره این بزرگوار



جدیدا فیس بوک شده مثل داهات
همه همدیگرو می شناسن!



گفت وگوی کاملا جدی بین دو دختر در تاکسی:
اولی: مربی تئاترمون قبلا دستش تومور داشته
دومی: تومور مغزی؟!
اولی: نمی دونم ... اونشو نگفت
 


تاريخ : یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢ | ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

همیشه سعی کن عاشق یه گوساله ای بشی که وقتی بزرگ شد " گاو " نشه!


 

ﺩﺧﺘﺮِ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﺳﮓ ﺩﺍﺭﻩ
ﻫﻤﺶ ﺗﺎ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﺳﮕﺮﻭ ﺑﻐﻞ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﺒﻮﺳﻪ
ﻣﻨﻢ ﻣﯿﺨﺎﻡ ﯾﻪ ﺑُﺰ ﺑﺨﺮﻡ
ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮِ ﻣﯿﺎﺩ ﺍﺯ ﺑُﺰﻩ ﻟﺐ ﺑﮕﯿﺮﻡ



مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید:
میتونم بهت اعتماد کنم!!?
در تاریخ حتی یک بار هم جواب منفی ثبت نشده



این دخترایی که از سوسک میترسن
اصن خودشونو بدون آرایش تو آیینه دیدن؟



ﮔﻔﺘﻢ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ،ﮔﻔﺘﺎ ﻏﻤﺖ ﺳﺮ ﺁﯾﺪ،
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﺎﻥ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪ ،ﮔﻔﺘﺎ ﮔﺮﺍﻥ ﺗﺮ ﺁﯾﺪ،
ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﻧﺮﺥ ﻗﺼﺎﺏ ﻓﺮﯾﺎﺩﻣﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺳﺖ،ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﻢ ﺧﻮﺭ ﺗﺎ ﺣﺎﺟﺘﺖ ﺑﺮ ﺁﯾﺪ،
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻟﺐ ﺭﺳﯿﺪﻩ،ﮔﻔﺘﺎ ﺗﺤﻤﻠﺶ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﯾﺪ


ﺭﻓﯿﻘﻢ ﺑﻬﻢ ﭘﯿﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ : ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻧﺒﺎﺕ ﭼﻨﺪﻩ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﯾﺎ ﺍﺑﺎﺍﻟﻔﻀﻞ,ﻗﯿﻤﺖ ﻧﺒﺎﺕ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﭼﯿﮑﺎﺭ؟
گﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ !!!
ﮔﻔﺖ : ﻧﻘﻞ ﭼﯽ؟؟؟؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﯽ ﻧﻘﻞ ﻭ ﻧﺒﺎﺕ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ 
ﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ
ﭼﻨﺪﻩ؟!!!
.
ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﺍﺳﺘﻢ ﺑﻬﺖ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺮﯼ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺪﯾﻢ ﻣﯿﮕﻦ ﺧﺮ ﭼﻪ ﺩﺍﻧﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﻧﻘﻞ ﻭ ﻧﺒﺎﺕ

 

آقا من یه پیشنهاد دارم برای برطرف شدن خشکسالی هر روز ماشینتونو ببرین کارواش ببین چجور بارون میاد

 

فقط دارن آمار میدن سالیانه کلی آدم به خاطر الکل از دنیا میرن نمیگن چقدر آدم در سال به خاطر الکل به دنیا میان !!؟


 

ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮام هستند، ﻭﻗﺘﻲ ﻋﺼﺒﺎﻧﻲ ﻣﻴﺸﻦ ﻳﻪ ﻓﺤﺶ ﻫﺎﻳﻲﻣﻴﺪﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﻳﺪ بهشون گفت: ﻋﺰﻳﺰﻡ ﭘﺴﺮ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪﻣﺮﺍﻋﺎﺕ ﮐﻦ

 

ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ
اول راهنمایی : تو دیگه دبستانی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ
اول دبیرستان : تو دیگه راهنمایی نیستی ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ
ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ
ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ :ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ بابات ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ
ﻣﺠﺮﺩﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ
ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ
ﭘﯿﺮﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﺕ ﻟﺐ ﮔﻮﺭﻩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ
ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ ﮔﻤﺸﻮ ﺑﺮﻭ ﺟﻬﻨﻢ

 
 

تو مترو دختره با تلفن : من الان مترو میردامادم تا ۵ دقیقه دیگه میرسم. یه وقت نری رضا! پیرمرده داد زد: دروغ میگه رضا! مترو انقلابه! برو واینسا
این کمبود دوماد فقط مختص آدمها نیستا قربون خدا، دریا پر عروس دریایی اونوقت دریغ از یه دوماد دریایی


تاريخ : یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢ | ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
من موندم این خارجیها با اینهمه بحران های اقتصادی و فرهنگی و از بین رفتن انسانیت وفروپاشی بنیان خانواده ها و فسادهای عظیم مالی و از بین رفتن آزادی های اجتماعی هیچکدومشون به فکر مهاجرت به ایران نمیوفتن
 عقل ندارند اینها اصلا
 
چکیده ى توضیح المسائل: "کلا اگرطوری بشودکه انسان خوشش بیاید، حرام است!


واکنش آقایان به رنگ موی همسرشان:
انگلیسی ها: عزیزم مثل فرشته ها شدی!
آمریکاییها: عزیزم ماه بودی ماه تر شدی!
ایرانیها: هر چی من بدبخت کار کنم، بده گوه بمال به سرت...!

یادش بخیر قبلا میگفتن مرد و قولش..
حالا میگن مرد و پولش..


دخترای فیس بوکی هر روز دارن خوشگلتر میشن.
ناقلاها نرم افزار جدید پیدا کردین؟ 



دقت کردین میزان دوستی و محبت بین دو تا پسر از روی فحش هایی که بهم میدن کاملا مشخصه!! هر چی فحش ها رکیک تر رفاقت صمیمی تر؟!

 
 

انقد دوس دارم دنیا تغییر کنه......
کفترا و گنجیشکای محلمون ماشین بخرن برم برینم رو ماشینشون تا بفهمن که چه دهنی از ما سرویس کردن 


به فرزندانِ خود پرواز را یاد بدهید ، مملکت روو هواست . 


خیلی وقته برام سوال شده ...اولین کسی که شیر رو کشف کرد ، دقیقا داشت با گاو چیکار میکرد!!؟


یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه ، ازش یه غول اومد بیرون ...
بهم گفت آرزو کن , گفتم یه خونه میخوام , گفت خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه میخوابیدم!!؟؟

خیلی منطقی بود لامصب 



ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻧﻪ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻩ
ﻧﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ ،
ﻧﻪ ﺁﺷﭙﺰﯼ ﺑﻠﺪﻩ
ﺧﻼﺻﻪ ﺑﮕﻢ ﺻﻔﺮ ﺻﻔﺮ ..
ﺍﺯﺵ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﯼ؟
ﺑﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﮕﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻡ ﺑﻪ ﺗﻠﻪ ﻧﺪﺍﺩﻡ!
ﻻﻣﺼﺐ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﻠﻪ ﺍﯼ 



تاريخ : یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٢ | ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گروه اینترنتی روزنه



تاريخ : سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گروه اینترنتی روزنه

 



تاريخ : سه‌شنبه ٧ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گروه اینترنتی روزنه



تاريخ : شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢ | ٥:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
دوستت دارم هایت را به کسی نگو
نگه دار برای خودم
من جانم را برای شنیدنش کنار گذاشته ام


می ترسم کسی نه خودت را
که دوست داشتنت را از من بگیرد !


چیزی در کلامم نیست
جز دوستت دارم هایی که واژه نیستند
مثل دم در پی بازدم حیاتم را رقم می زنند


اگه نهایت دوست داشتن درقطره ی باران است
من دریا را تقدیمت میکنم


نمی‌دانم تا کی دوستم داری
هرجا که باشد
باشد
هرجا تمام شد
اسمش را می‌گذارم
آخر خط من
باشد؟


تو را بیشتر از
تعطیلی مدرسه دوست دارم !


آنقدر دوست داشتنى هستى
که ایستاده هم به دل مى نشینى


دوست داشتن زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل و نشانه نمی خواهد
دوست داشتن دل می خواهد و یک من و تو


با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !


انگار در دلم حرفی دیگر باقی نمانده تا برایت بگویم
تنها یک جمله!
هنوزم دوستت دارم


امروز یه کار ضرورى دارم و اون دوست داشتن توئه
دیروز هم همینطور بود
فردا هم همین طوره

گروه اینترنتی روزنه

بگو دوستت دارم
شهیدم کن
مالیات ندارد این گلوله ای که از دهانه لب های تو شلیک می شود


هی تو کمی نزدیکتر بیا
اما چیزی نگو
بگذار فقط
بگذار چشم هایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد


بانو !
آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا
من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم


باران می بارد !
به حرمت کداممان ؟
نمی دانم !
همین اندازه می دانم که صدای پای خداست !
شاید دلی در این حوالی گفته باشد دوستت دارم


ما به هم نمی رسیم
امّا بهترین غریبه ات می مانم
که تو را همیشه دوست خواهد داشت


می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم
یکی بود ، یکی
بی خیال
خلاصه اش می شود : دوستت دارم


تاريخ : پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
آموخته ام: کسی که یادم نکرد من یادش کنم شاید او تنهاتر از من باشد…
بی هیچ دلیلی به یادت هستم تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد 
 

شبیه خوابی تو ...
در عمق چشمهای منی ...
نزدیک ولی دور از دسترس ...


اگر کسی یکبار به تو خیانت کرد این اشتباه از اوست ، اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد این اشتباه از توست !



غمگین ترین جای خاطرات اونجاست کـه
احساس مـیکنی
چهــره اش داره از یادت مــیره …


ﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﻛﻠﻔــت ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎﺯﻭ ﻭ ﺳـﻴﻨﻪ ﻧﻴﺴﺖ ،
ﺑﻪ ﻣﺤﻜﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻛﻤﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺗﻪ ﻛﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﺮ ﻫﺮﺯﻩ ﺍﻱ ﻭﺍ ﻧﺸﻪ!


اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد
بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد
 

درشب فاصله ها ، خاطره ها مهمان من است
یاد تو روشنی کلبه ویران من است

گروه اینترنتی روزنه

ماهی هرگز با دهان بسته صید نمیشود
رازهایت را فاش نکن,
بعضی ها در آرزوی صید یک اشتباه در انتظارتو نشسته اند.
 

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست ، مرا شاد میکند
لبخند را به دنیایم هدیه میکند حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم . . .


دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت
تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم . . .


و من هنوز تو را مثل تمام شد مشق شبم دوست دارم . . .


دوستت داشتم
دوستت دارم
و دوستت خواهم داشت
از آن دوستت دارم ها
که کسی نمی داند
که کسی نمی تواند
که کسی بلد نیست !


توی ذهنم یک دنیا واست حرف دارم ولی توی دلم یک جمله بیشتر نیست : دوستت دارم 


با مداد کودکیم مى نویسم دوستت دارم چون کودکى هیچوقت دروغ نمى گوید !




ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
مطلب طنز زیر به قلم یکی از طنازترین و خوش قلم ترین وبلاگ نویسان ایرانی به نام "شراگیم زند" نوشته شده است.

فیزیولوژی بدن من به گونه ایست که به محض دولا شدن صرف نظر از اینکه شلوار کردی پوشیده باشم یا جین فاق کوتاه، خط باسنم پدیدار میشود… جالب است بدانید که این مشکل که نام علمی اش چاکومینتوزی می باشد به هیچ وجه ربطی به نوع پوشش فرد ندارد و از نظر هندسه اندامی اثبات شده است که اگر اندازه طول پاها ضربدر مجذور شعاع باسن تقسیم بر عدد پی از عددی که به ثابت خط باسنی معروف است بیشتر باشد در برخی زاویه های خمش، صرف نظر از نوع پوشش فرد، خط باسن ان شخص نمایان میشود.

این مشکل در افراد مبتلا به چاکومینتوزمادرزادی ست و درمانی هم ندارد. خانم شین تقریبا دو سال پیش متوجه این مشکل من شد و از آن موقع روشهای مختلفی را برای حل این مساله به کار برده است. پوشاندن تی شرتهای بلند بالای زانو، وصل کردن شورت با سنجاق قفلی به زیر پیراهنی، پوشاندن شلوارهای گشاد خمره ای و حتی لباسهای سرهمی، همه و همه کوششهایی بیهوده برای غلبه بر این مشکل بودند. شاید تعجب کنید ولی فقط باید چاکومینتوز یا چاکومینتوزیولوژیست باشید تا بدانید چطور حتی لباس سرهمی ای مثل لباس مکانیک ها هم نمیتواند چاک باسن یک فرد مبتلا را موقع دولا شدن بپوشاند.

حالا مدتهاست که خانم شین با این مساله کنار آمده و فقط تمرکزش روی این مساله است که در اماکن عمومی برای بستن بند کفش یا بلند کردن چیزی از روی زمین دولا نشوم…

قبل از پرداختن به حادثه پیش آمده که موضوع اصلی این نوشته است بد نیست به این مساله هم اشاره کنم که هر فرد مبتلا، آستانه چاکومینتوزی مخصوص به خودش را دارد…"آستانه چاکومینتوزی به زاویه ای گفته میشود که در آن زاویه خاص، خط یا همان چاک باسن فرد رویت میشود و واحد آن درجه است. بدترین نوع چاکومینتوزی، چاکومینتوز صفر است که فرد در حالت ایستاده نیز خط باسنش قابل رویت است و خفیفت ترین آن چاکومینتوز ۱۸۰″ است که تنها در صورتی که فرد مبتلا پیشانی اش را به زانویش بچسباند این خط در معرض دید قرار میگیرد.

اندازه گیری دقیق آستانه چاکومینتوز معمولا در آزمایشگاههای پیشرفته و توسط تیمی از متخصصین و با چشم مسلح انجام میپذیرد و از آنجا که از بسیاری جهات شبیه مشاهده هلال ماه است به آن استهلال باسنی نیز میگویند.

برای اینکه به درک صحیحی نسبت به این بیماری برسید لازم است نکته دیگری را نیز همینجا شرح دهم (واقعا از دوستانی که علاقه ای به خواندن این جزئیات تخصصی و پیچیده پزشکی ندارند عذر خواهی میکنم اما قبول کنید ممکن است در بین خوانندگان اینجا چند دانشجوی پزشکی هم باشند که دانستن این جزئیات برایشان حیاتی باشد). نکته ای که میخواهم بگویم این است که علاوه بر آستانه چاکومینتوزی فاکتور دیگری نیز وجود دارد که اندازه چاکومینتوزی نام دارد. واحد اندازه چاکومیتوزی میلیمتر بر درجه است و اینگونه تعیین میشود که فرد مبتلا را در آزمایشگاه و تحت شرایط ثابت آزمایشگاهی (دما و فشار ثابت) دولا میکنند تا به آستانه چاکومینتوزی خود برسد. سپس فرد را به اندازه ده درجه دولا تر میکنند، حال از تقسیم طول پاره خط باسن رویت شده بر عدد ده که همان درجه خمش است اندازه چاکومینتوزی فرد به دست می آید. اندازه این عدد برای مبتلایان عادی عددی بین ۱ تا ۳ می باشد (یعنی در افراد عادی به ازای هر ده درجه خمش یک تا سه سانت از خط باسن نمایان میشود). جالب است بدانید که در سال ۱۹۷۹ در ایالت پنجاب پاکستان موردی با اندازه چاکومینتوزی ۹٫۲۵ مشاهده گردید که تا به امروز بیشترین اندازه چاکومینتوزی ثبت شده در جهان است. برای اینکه متوجه بزرگی این عدد بشوید در نظر بگیرید وقتی این شخص به نشانه احترام معمول دست بر سینه میگذاشت و اندک کرنشی مینمود مقعدش نمایان میگردید!

پس از این مقدمه نسبتا طولانی و تخصصی و البته لازم که امیدوارم حوصله تان را سر نبرده باشد به بیان تجربه خودم میپردازم تا بدانید که مبتلایان به چاکومینتوزی در زندگیشان با چه چالشهایی مواجه میشوند و دم نمیزنند…شاید ندانید که بدترین اتفاق در زندگی یک چاکومینتوز پنچر شدن ماشینش در یک جای پر رفت و آمد است.طبق تحقیقات صورت گرفته متوسط درجه خمش در هنگام تعویض چرخ خودرو ۱۱۰ درجه است و این حتی برای مبتلایان به خفیف ترین چاکومینتوزیها یعنی نمایش سه تا پنج سانت از خط باسن در انظار عمومی…یادم است چند سال پیش در خیابان ستارخان با یک مورد تاسف بار برخورد کردم که در آن یک هموطن عزیزم که مبتلا به نوع حاد این بیماری بود بدون هیچ کمکی از جانب دیگران به تنهایی مشغول تعویض لاستیک بود و من با همین چشمانم، از پشت یکی از بیضه های ایشان را دیدم و همانجا اشک به چشمم نشست و با خودم عهد کردم که در این زمینه فرهنگ سازی کنم…

تجربه من البته شاید تلخ تر از این مورد بود و خواهش میکنم اگر کسی ناراحتی عصبی و یا حتی بیماری قلبی دارد این مطلب را ناخوانده بگذارد و برود



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()