خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله و ریحان بدر آید
بدبخت اگر مسجدی از آینه سازد یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید

 


تاريخ : جمعه ٢٦ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


تاريخ : جمعه ٢٦ مهر ۱۳٩٢ | ۱:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
یک ﺭﻭﺯ ﺷﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻫﻮﯾﯽ ﺩﻭﯾﺪ
ﺁﻫﻮ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﺩﻭﯾﺪ ﺳﭙﺲ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﯽ ، ﻫﻤﺶ ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺷﯿﺮﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﻣﯿﺨﺮﻩ !

 
ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺎﺭ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺎ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﯾﮑﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺫﺭﺕ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ !
 



اگه جراح ها هم می تونستن
قبل از جراحی یه نسخه پشتیبان از مریضشون بگیرن خیلی باحال میشد !


دقت کردین !؟
قصه‌ها واسه بیدار کردن آدما نوشته شده
اما ما واسه خوابیدن ازشون استفاده می‌کنیم !


الان بچه هفت ساله تخت 2نفره داره
زمان ما، میذاشتن ما رو پاهاشون به حالت سانتریفوژ اینقد تکون میدادن
تا پلاسمای خونمون جدا میشد میخوابیدیم !


ظهر سوار تاکسی بودم بعد راننده با ماشین پشتی دعواش شد
پیاده شد گفت : من اینجا وایسادم و وای خواهم ساد!
طبق آخرین اخبار رسیده تمامی اساتید ادبیات به صورت دسته جمعی خودکشی کردن .


ﺷﻌﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﻣﯿﻨﻮﻓﻦ ﺩﺍﺭﻩ واسه تسکینِ درد آدم
بعضی از آدما ندارن :|


رابطه های امروزی
نخواستن همدیگه نیست
خواستن یکی دیگه ست !


ﻗﺒﻼ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﻜﺮدم روزﻫﺎم ﻫﻤﺶ ﺗﻜﺮاری ﺷﺪﻩ
وﻟﻲ اﻻن دﯾﮕﻪ اﯾﻨﻄﻮر ﻓﻜﺮ ﻧﻤﯿﻜﻨﻢ!
اﻻن دﯾﮕﻪ ﻣﻄﻤﺌﻨﻢ
ﻻﻣﺼﺐ روزﻫﺎم ﻫﻤﺶ ﻛﭙﻲ ﭘﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﻪ !


دیروز دختر خالم گوشی جدید خریده
sms داده اگه گفتی من کیم !؟
خدایا من سرمو کجا بکوبم ؟؟


با نزدیک شدن به فصل سرما یادتون باشه زن‌ها موجوداتی سرمایی نیستند
بغلی هستند وقتی گفتن سردمه عکس العمل مناسب را انجام دهید !


یا علی گفتیم میزو بلند کنیم
اشتباهی عشق آغاز شد !


اینکه پسرا مشکل چی بپوشم؟ ندارن
ربطی به ژنتیک و … نداره
کلا یه دست لباس تمیز بیشتر ندارن !


زن‌ها می‌بخشند ولی هیچوقت فراموش نمی‌کنند
مرد‌ها فراموش می‌کنند ولی هیچوقت نمی‌بخشند !


ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺩﻡ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖﺗﺮینها هستن :
ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ ﭼﺎﻕ ﻧﻤﯿﺸﻦ
ﻭ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺮﺷﻮﻧﻮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﻟﺶ ﺧﻮﺍﺑﺸﻮﻥ ﻣﯿﺒﺮﻩ !


گاهی مجبورین با بعضیا موافقت کنین
فقط به خاطر اینکه خفه شن !


آخرش هم نفهمیدیم
به کسی که داره میاد باید گفت خوش آمدید یا به کسی که داره میره !؟ O.o


یه ﺷﻐﻞ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﯾﻨﺪﻡ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻭ ﭘﺮ ﺳﻮﺩ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻪ ﺑﻼﻝ ﻓﺮﻭﺵ ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﻢ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻢ!
ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ ، ﮐﻠﯽ ﭘﻮﻝ ﺗﻮﺷﻪ ! :))


زمانی اون چیزی که آرزومون بوده رو به دست میاریم که دیگه آرزومون نیست !


وقتی بچه بودم ، سرم میخورد به دیوار 
برای اینکه گریه نکنم مامانم دیوارو میکشت

سر منم سریع خوب میشد
یه همچین بچه ی اسکلی بودم !


فقیر تر از اون گلفروش منم که پول ندارم ازش گل بخرم :|


کسانی که روزی هزار بار آرزوی مرگ می کنند
بیشتر از سایرین عمر می کنند !


تعطیلات تابستان را چگونه گذرانده اید ؟
-ما نگذراندیم ، خودش گذشت .


تاريخ : چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢ | ۸:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

یه روز صبح یه مریض به دکتر جراح مراجعه میکنه و از کمر درد شدید شکایت میکنه .
دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد گرفتی؟
مریض پاسخ میده: "من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!!
دربالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم،
یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید."

من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!!
دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.
مریض بعدی دکتر بهش میگه :، به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته.مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره!بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟

مریض پاسخ میده:
"باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود.
ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.
من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم،شما باور نمیکنید؛
ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!

وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه که حا از دو مریض قبلی وخیمتره.
دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه "از کدوم جهنمی فرار کردی؟!"
خب، راستش توی یه یخچال بودم که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد!

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢ | ۸:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

دقت کردید هر وقت تو زندگی تون یه روزنه امید پیدا میشه سریع یه پتروس فداکار پیدا میشه انگشتش رو میکنه توش
 


این خلاقیتی که ما تو جوک ساختن و تیکه و متلک انداختن به کار می بریم اگه تو علم و صنعت به کار می بردیم، الان ما دنیا رو تحریم کرده بودیم!
 

یک بار رفتم استخر با دوستم. یهو خواستم با دوستم شوخی کنم، پیداش کردم و رفتم از عقب یه لگد بهش زدم بعد پرتش کردم تو استخر، خودمم پریدم روش باهاش درگیر شدم. یهو چشمم افتاد اونور دیدم دوستم کنار استخر نشسته!
هیچی دیگه… رفتم تا ته استخر دیگه بالا نیومدم


آرایشگاه مردونه
۲۰ سال پیش: دااااش گوشه سیبیلاتو چه مدلی بزنم؟
در حال حاضر: عزیزززززم… ابروهاتو هشتی کنم یا شیطونی؟ !
چن سال دیگه: قربوووووون اون شکل نازت بشم من… میکاپ دبی بزنم یا لایت اروپایی؟ !



بچه بودم بعضی وقتا به عروسکام انقد زل می زدم تا مچشونو حین تکون خوردن بگیرم.
یه همچین آدم خجسته و شیرین عقلی بودم من!


یارو قیافش شبیه سس خرسیه اونوقت به خاطر BMW که زیر پاشه شده مرد رویاهای ۹۹ درصد دخترا!
 

نیم ساعته می خوام برم دستشویی اما بابام تو پذیرایی کمین کرده یکی رد بشه گیرش بیاره تحلیلش رو درباره سوریه بگه!
 


یه قانونی هست که میگه
یه مریضی می گیری که از هر یک میلیون نفر یه نفر اونو می گیره اما تو قرعه کشی بانک بین دو نفر هم که باشه تو برنده نمی شی!
 

تو ترافیک گیر کرده بودیم که یه BMW ۵۳۰ اومد بغلمون
به بابام گفتم بابا یه دونه از این بی ام و ها بگیر،
بابام گفت ماشین ماشینه دیگه چه فرقی داره؟
ببین الان هم ما تو ترافیک گیر کردیم هم این یارو!
یعنی خداوکیلی تا حالا اینجوری قانع نشده بودم



بعضیا یه جوری از جمعه و بعدازظهرش آه و ناله می کنند انگار باقی روزای هفته تو سواحل هاوایی در حال خوش گذرونی اند!
 

بچه که بودم باورم نمی شد دو سوم بدن ما رو آب تشکیل میده تا اینکه این کارتون های ژاپنی رو دیدم لامصبا گریه می کنن سیل میاد" !


کاش مثانه رو می شد قبل خواب درآورد بعد از خواب پوشید


دقت کردین ما دانشجوهای واقعی وقتی چیزی نمی فهمیم از بغل دستی می پرسیم تو چیزی فهمیدی؟
اونم میگه نه و ما به خود می بالیم و خوشحال از اینکه تنها نیستیم و همگی نمی فهمیم!


خواهرم زنگ زده میگه اینترنت ADSL مون نمی ره ، 
بهش میگم کدو‌م چراغاتون روشنه؟
میگه یکی چراغای حال یکی هم تو‌ اتاق من مهتابی روشنه !!!



تقریبا ۹۷ درصد آدمایی که توی اتوبوس و مترو می بینیم پشت تلفن دارن جایی که الان هستن رو می گن دروغ می گن. حداقل سه ایستگاه جلوتر رو می گن.


انقدر که زمین فوتبال به نام تختی داریم، سالن کشتی به نامش نداریم!


هیچ چیز خوشحال کننده تر از این نیست که تو امتحان به جای «توضیح دهید» بنویسن «نام ببرید»


جهان سوم جاییه که وقتی راهنما می زنی بهت راه نمی دن ولی وقتی دستت و از پنجره بیاری بیرون بهت راه میدن حتی وانتا!


این خارجیا یه قاشق شکر می ریزن تو قهوه بعد نیم دور می چرخونن میذارن کنار، من صبحانه نیم ساعت فقط هم می زنم، بازم وجدانم راضی نمی شه


بچه که بودیم ننه مون میگفت بدو برو به وانتیه بگو وایسه!
بعد ما اصن همچین میرفتیم مدل جت لی!
وسط راه دو سه تا ملق میزدیم و از رو دیوار میرفتیم که برسیم وانتیه نره!
الان کافیه به بچه های حالا بگی گوشی منو از اتاقم بیار لدفن،
در جا جِــــرت میدن ...


اگه سر کلاس نباید خوابید، پس تو خونه ام نباید درس خوند!



چند سال دیگه مثلا از یکی می پرسی شما کجایی هستید؟
میگه ما اصالاتا یاهو مسنجری هستیم
ولی خودم تو فیس بوک بزرگ شدم
 


بابام قربونش برم هر وقت که تلویزیون فوتبال یا نود داره از ساعت هشت شب تو خونه آماده باش میده!
هر یک ربع یه بار میزنه کانال سه، بعد عصبی میشه کسی کانال رو عوض کنه. بعد به محض اینکه فوتبال یا نود شروع میشه رو کاناپه می خوابه!
دقیقا او لحظه که کانال رو عوض می کنیم بیدار میشه میگه کانال رو عوض نکن دارم می بینم!
 

دیشب خواب دیدم مازراتی خریدم.
بیرونش مازراتی بود توش اما مثل ۲۰۶ بود! ناخودآگاهم از داخل مازراتی ایده ای نداشت تصویر ۲۰۶ پخش می کرد!


کمبود دوست صمیمی مثل کمبود ویتامین سی می مونه، نمی کشه ولی باعث میشه با کوچیک ترین ویروسی از پا دربیای


میگم نمیشد واسه درس تنظیم خانواده یه آزمایشگاهی کارگاهی کار آموزی چیزی یا یکی دو واحد عملی بذارن؟!
هم درسه جذاب تر میشد هم یادگیری بیشتر میشد !!!


من بالاخره یه وسیله نایلون جدا کن از لواشک اختراع می کنم ٬
و تو جشنواره خوارزمی ارائه میدم!
بضی وختا از زوره ناچاری لواشکو با نایلونش خوردم ...


امتحان داشتیم رفتیم سالن امتحانات همه کنار هم نشسته بودیم
استاد گفت : بچه ها یکی درمیون میشینین یا خودم یکی در میون بکنمتون!!
یهو کل سالن منفجر شد!!!



تاريخ : چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢ | ۸:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه- یکی از همین لویی هایی که امروز تبدیل به میز و صندلی شده اند- از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلیحضرت سلطان صاحب قران به قضای حاجتش نیاز اوفتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت های کاخ ورسای هدایت شد.

سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به موال های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید

 
گروه اینترنتی روزنه
غرورش اجازه نمی داد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا….!

حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ی دستمال را با محتویات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ی جنایت دور کرده باشد.

گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می پاشد. وضع از اول هم دشوارتر می شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می گذارد، از دستشویی بیرون می رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان می دهد و می گوید این را به تو می دهم اگر این کثافت کاری که کرده ام رفع و رجوع کنی.

می گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می کند و می گوید من دو برابر این سکه ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند با چه ترفندی توانسته اند روی سقف خرابکاری کنند !!!!


تاريخ : جمعه ۱٩ مهر ۱۳٩٢ | ٤:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
 
 
با خودم عهد کردم که دیگر به کسی دل نبندم ...
 
خوب میدانم...
 
نه کسی برایم *او* میشود
 
نه من برای کسی*من*
 
 

 
اگر آنکه رفت
 
خاطره اش را می بُرد
 
فرهاد سنگ نمی سُفت!
 
مجنون آشفته نمی خُفت!
 
حافظ شعر نمی گفت!
 
 
 
 
هرچه بیشتر می گریزم به تو نزدیکتر می شوم
 
هر چه رو برمی گردانم تو را بیشتر می بینم
 
جزیره ای هستم در آب های شیدایی از همه سو به تو محدودم.
 
هزار و یک آینه تصویرت را می چرخانند
 
از تو آغاز می شوم در تو پایان می گیرم...
 
  

 
تـو هـمـه چـیـز مـن بـودی،
 
امـا زمـان هـمـه چـیـز را حـل مـیـکـنـد. . .
 
 
 

وقتی می گویند نیست ،
 
کاغذ را گفته باشند یا برق را فرقی ندارد
 
من یاد تو می افتم
 
 
 
 
بی تو هم می شود زندگی کرد،
 
قدم زد، چای خورد، فیلم دید، سفر رفت...
 
فقط، بی تو نمی شود به خواب رفت...
 
 
 
چشمانت کارناوال آتش بازی ست!
 
یک روزدر هر سال برای تماشایش می روم
 
و باقی روزهایم را وقف خاموش کردن آتشی می کنم
 
که زیر پوستم شعله می کشد.
 
 
 
 
همیشه بهانه رفتنی هست برای پاهای کسی که
 
با دلش نیامده
 
 
 
 
میخواهمت ولی دوری
 
خیلی خیلی دور
 
نه دستم به دستانت میرسد نه چشمانم به نگاهت ...
 


تاريخ : پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ | ٥:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
همین که تو می دانی دوستت دارم کافیست
 
بگذار خفه کند خودش را دنیـا
 
  
 
مهم نیست عمر "کوتاه" باشد یا "بلند"
 
مهم نفس هاییست که با تو
 
" کوتاه" و بی تو " بلند" کشیده میشود...
 


کاش،
 
من تو را داشته باشم
 
و خدا هی بپرسد:
 
دیگر چه؟
 
بگویم:
 
هیچ، همین کافی ست!
 
  
 
از دور تو را دوست دارم،
 
بی هیچ، عطری آغـوشی لمسیو یا حتی بوسه‌ای.
 
تنهادوستت دارم،از دور ..!
 
 
  
دلم هوای غزل کرده است
 
هوای زمزمه در یک اتاق دربسته
 
که رمز هیچ کلیدی
 
به قفل آن نخورد!
 
  

میدانم که یک روز...
 
حوالیِ یک هرگــــزِ بزرگ به هم خواهیـم رسیـد!
  
 
 
عشق " یعنی :
 
طوری نگاهت می کنم ،
 
که انگار تنها آدم دنیا هستی !!!
 
 
 
 
هزار بار
 
بر هزار بام
 
فریاد خواهم زد
 
نام مردی را که
 
هزار سالِ دیگر, هنوز دوستم داشته باشد
  
 
 
حتی غرورم تو را جور دیگر دوست دارد...
 
به تو که میرسد بی صدا میشکند....
  


تاريخ : پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

تصویر لو رفته از سرد شدن روابط اوباما و همسرش میشل اوباما پس از گفتگو تلفنی و اینترنتی با رئیس جمهور ایران ، حسن روحانی

کم محلی اوباما به همسرش پس از تلفن با حسن روحانی



تاريخ : پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

با عرض معذرت از الفاظ خارج از ادبی که در کامنت‌ها به کار برده شده! اما اینقدر بعضی از کامنت‌ها خلاقانه بود! که حیفم اومد ارسال نکنم

یه پیجی هست که این سوال توش مطرح شده:
سلام. مشکل من جوریه که فقط می‌تونم تو همین پیج مطرحش کنم.

من تازه ازدواج کردم و شوهرمم رو خیلی دوست دارم؛ ولی یه مشکل بزرگ با ایشون دارم؛ اونم خالی کردن بی خبر و بی درنگ و در هر لحظه از شبانه روز باد معده هست! ایشون جلوی من این کار رو انجام میده توی خونه و گاهی اوقات صداش اونقدر بلنده که لرزه به اندام من میفته.

سئوالم از شما اینه که چکار کنم که این عادتش رو کنار بگذاره؟ من نمیتونم اصلا کنار بیام با این کارهاش!!!

حالا ببینیم کامنت‌های توپ کاربران مختلف را :

با پتروس فداکار صحبت کن! ضمناً مشکل شما خیلی خاصه باید تو کمیسیون موارد خاص مطرح بشه تا درصورت لزوم تصمیم به اعزام برای خارج کشور و مداوای اساسی بشه.


مرد باید بگوزه خواهر من، خوبه بره جلو زن غریبه بگوزه؟


توام پا به پاش بگوز جدی میگم!
شیرینی زندگی به همین چیزاشه!
زیر یک سقف زندگی کردن همین مسائل رو هم داره دیگه؛


نمی تونی از کسی که داری باش زندگی می کنی بخوای نگوزه، خونشه، نرفته که تو اخبار ساعت 9 بگوزه!
کارتن خواب هم که میشد آزادی عمل داشت...خونه خودش که جای خود داره...!


خب میدونی. موقع اون کار بدن استایل خاصی میگیره، سعی کن به اون استایل شرطی بشی که تا میخواست اتفاق بیفته بطور اتوماتیک بری تو چهارچوب در یا زیر میز!



در مواقع اضطراری می تونید گوشهاتون رو با پنبه پر کنید تا فرکانس های صوتی ناشی از گوزهای پر خطر اذیت نکنه پرده گوشتون رو.


عزیزم طبق قوانین پاسکال گوزی که بتونه باعث لرزه به اندام شما بشه، فشارش میتونه خیلی از اندام حیاتی فردی که این کار رو انجام داده تهدید کنه!
شوهرت را یک دکتری چیزی نشان بده جاییش از نقاط حساس چیزی نشده باشه 


مردی که صدای باد معدش تن زنش رو نلرزونه، مرد نیس که، جاستین بیبره!
بعدشم، نشون میده شما غذاهای خیلی خوبی درست میکنی و دِلیوری میده، تشکر میکنه! نشونه خوبیه!


همین کارا رو میکنید مردا از خونه فرارى میشن دیگه،

شما لازمه که حتما تشویقش کنید ...تازه رو تحریرش هم کار کنه... شاید رفت به اکادمى!
و یه روزی جایزه ای چیزی هم دریافت کنه.


این یعنی رابطه تون جا افتاده دیگه.
یعنی یجورایی با شما احساس راحتی می کنه و حتی اینجور میشه تفسیرش کرد که شمارو از خودش میدونه و در هر لحظه و در هر مکان شمارو شایسته صداقت در واکنش طبیعی می‌شناسه...!


این کار باعث تحکیم دوستی‌ها در اولین ملاقات با غریبه ها میشه.
بعدشم میگن شوهر فلانی چقدر اجتماعی و راحته.


این شوهر نازنینت هم در بیان صراحت داره و هم در عمل صداقتش بی نظیره و رفتارش بدون پنهان کاری است...!
آدمی رک و درون و بیرونش یکرنگ و یکصداست.


خواهر عزیز تو هم اگه با اون همصدا بشی شهامت خودت رو به اون نشون دادی و در اثبات علاقه متقابل، باهاش همدلی و همدردی کردی...!
شجاع باش و نترس! از حالا برو تو کارش.
آمارشو بگیر و آماده باش که هر لحظه بلافاصله تو هم بطور عملی حاضر به جواب باشی تا کم نیاری...!
زن باید قوی باشه و خجالت رو بگذاره خونه بابا و مامان و بعدش هم با گردن راست بره خونه مرد زندگیش...!



تاريخ : پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
1)روش جزوه ای(مخصوص دانشجویان):
در این روش شما در راه پله دانشگاه کمین کرده و مقداری برگه دستتون میگیرید و سوژه مورد نظر رو مد نظر گرفته,در این هنگام برخورد شدیدی با طرف کرده و برگه ها پخش زمین میشود و شادوماد خم میشه برگه ها رو جمع کنه و ی دل نه صد دل زیرچشی عاشق شما میشه
شانس های ازدواج : دکترx, مهندس y, من و....(کمترین احتمال)

2)روش اشرف خانومی:
در این روش شما به همراه اشرف خانوم و دوستان دم در نشسته و سبزی پاک میکنید, کلم خورد کرده و سرکه اضافه میکنید,پس از چند روز آنها شما را عروس گلم صدا کرده و صاحب خواستگار میشوید.
شانسهای ازدواج: رضا کچل, اکبر قصاب, علی مکانیک, موری عقرب, بهزاد کلاغ من و....

3)روش پلاستیکی:
در این روش شما برای خرید میوه و سبزی به بیرون رفته و کلی پلاستیک در دست خود هنگام برگشت دارید, در این هنگام یهو یکی میگه آبجی بذار کمکت کنم و ی دل نه صد دل از سر تا ته کوچه عاشقتون میشه
شانسهای ازدواج: فردین, بهروز وثوق, داداش کایکو, ملوان زبل, من و...

4)روش جاده ای:
در این روش لاستیک ماشین خود را پنچر کرده و کنار جاده ایستاده تا فرد مورد نظر پیداش شه بیاد کمکتون,اگه ازطرف خوشتون نیومد با اخم میگید مرسی شوهرم الان میاد عوض میکنه و یارو میره,اگ از طرف خوشتون اومد ی کلمه میگید:آخه لباستون کثیف میشه.طرف ی دل نه صد دل با این ی کلمه عاشقتون میشه.
شانسهای ازدواج: در این روش شما با چهره های مختلف امکان روبرو شدن دارید اما نترسید, از قبیل:اکبر دماغ, چنگیز سیبیل, وحید گوجه, علی بربری, حسن خوشگله, سعید خیار, مجید کله, ممد گلخار, داود مایتابه, من و....

5)روش شماره ای:
در این روش شما در خیابون به پسرها آمار داده و شماره میگیرید,که من این روش رو توصیه نمی کنم
شانسهای ازدواج: مجید کله, محسن پپه, حمید خیارشور, رضا کره, کریم ببعی, مهران ببو, ناصر کلم و من و.....

6)روش کوهی:
در این روش شما به کوه رفته و بلند فریاد زده "من شیرینم" کجایی پس؟
شانسهای ازدواج: فرهاد تیشه باز (که جدیدا معتاد شده بهش میگن فرهاد شیشه باز)! خسرو پرویزززززز (که الان آدم شده فامیلیشو گذاشته پرویز اما ما قبلا تو محل خسرو مگس صداش میکردیم), من و...

7)روش اینترنتی:
در این روش شما باید به خواستگاری این اشخاص بروید
شانسهای ازدواج: دوست خوبم گوگل گوگولی(بچه گوگوش و بروسلی), استاد خوبم یاهو یابوزاده, من و....

8)روش سوسی(سوسولی):
در این روش شما مانتو مشکی, شال صورتی, کفش صورتی, لاک صورتی و...باید استفاده کنید.
شانسهای ازدواج: مانی پنکیک, ساسی چش قشنگ, امیر خط چش, کامی فر مژه, سامی نمکی, پلنگ صورتی, من و...

9)روش شگفت انگیز:
در این روش شما از شارژ شگفت انگیز ایرانسل استفاده کرده و در قرعه کشی ایرانسل برنده یک دستگاه پورشه میشوید و صاحب میلیونها خواستگار می شوید !
شانسهای ازدواج:هرکی که فکرشو کنی به جز من!چون تا الان اگه قرار بود زنم بشی تو 8تای قبلی شده بودی نه الان که ماشین داری, لیاقت منو نداری !


تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٢ | ۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


 یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووو داد بزنم :
داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره
 


 کسی می‌دونه چرا توی ایران زن می تونه ترک موتور بشینه
ولی مجاز نیست راننده باشه!!!
حکم شرعیش چیه واقعااااا؟؟؟
یعنی فرمون موتور نامحرمه...؟ 
 


 دارو چیست !؟
دارو عبارت است از مجموعه عوارضی جانبی که بعضاً اثرات درمانی هم دارد برای رفع این عوارض جانبی داروهای دیگری تجویز می‌شوند که خود این چرخه را تا نابودی کامل بیمار طی می‌کنند
 


 بابام داشت نماز میخوند ،یهو داد زد : الله اکبر ! الله اکبر !
دویدم گفتم:
- چیه بابا در میزنن؟ میگه : الله اکبر !
- گوشیت زنگ خورد؟ میگه : الله اکبر !
- شام واست نگه داریم؟ میگه : الله اکبر !
- کسی طوریش شده ؟ میگه : الله اکبر !
- بو سوختگی میاد؟ میگه : الله اکبر !
- جک و جونور دیدی ؟ میگه : الله اکبر !
گفتم بابا خوب یکم راهنمایی کن !!
با عصبانیت داد زد : الله اکبر ! ( دستشو هم به علامت خاک بر سرت تکون داد !)
نمازش تموم شده میگه : یه ساعته میگم بزن کانال 36 ببینم امشب خرم سلطان داره یا نه چقدر تو خری آخه ؟




تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


 طریقه خرید هندونه توسط بابام: بو کردن هندونه، پرت کردن و گرفتنش از رو هوا، وزن کردن با دست، شمردن خط های هندونه، زدن روی هندونه و شنیدن صدای مورد نظر، نگاه عالمانه به اطرافیان در میوه فروشی (که آره آقا من این کارم)، خریدن هندونه، آوردن به منزل، همه رو چنگال به دست جمع کردن، دست و سوت و جیغ و هورای حضار، پاره کردن هندونه، پذیرایی از اهل منزل با هندونه سفید با طعم خیار.
 


 می دونید تنفر برانگیزترین آدم کیه؟ اونی که تو جواب ابراز علاقه، بهت میگه مرسی!

 به بعضی ها باید گفت، یه ذره صورت رو آرایشت مونده.
 


 یه آدمی داشت آدرس خونشون رو به دوستش می داد: میای از در ورودی آپارتمان، داخل می شی میری سمت آسانسور، دکمه طبقه نهم آسانسور رو با آرنج می زنی. وقتی اومدی بالا از آسانسور که بیای بیرون، سمت چپ خونه منه. با آرنج در میزنی و منم در رو باز می کنم. دوستش میگه: به نظر آسون میاد ولی چرا باید با آرنج در بزنم؟ طرف میگه: چی؟ یعنی دست خالی اومدی دیدنم؟
 


 می گم فیزیک خیلی آسون می شد اگه سیب به جای زمین می افتاد تو سر نیوتون راحت می شدیم.
 


 آیا می دانید زبان ایرانی ها مختصرترین زبان دنیاست؟ مثال: جمله «میری سریع این کار و انجام میدی و برمی گردی»، فقط با یک کلمه بیان می شود: «اومدیا»!
 


 واقعا چرا تا مدت ها دفتر 80 برگ نداشتیم؟ 60 کم بود، 100 زیاد؟ مشکلاتی برای تحصیل داشتیما.
 


 تو چین اگه شکست عشقی بخوری چند برابر زجر می کشی، لامصب هر طرفو که نگاه می کنی قیافه عشقت میاد جلو صورتت.
 


 با کلی ناز و ادا رفتم جلوی بابام میگم موهامو کوتاه کردم خوشگل شدم؟ یه نگاه بهم کرد گفت جلل الخالق خدا چی ساخته نگاه کن تو رو خدا. منم کلی ذوق مرگ شدم دیدم داره اشاره می کنه به تلویزیون: «راز بقا در حال نشون دادن دوتا شامپانزه».
 


 به یاد اونی که نگفت من با بقیه فرق دارم، ثابت کرد.
 


 نشستیم کل خانواده داریم فیلم نگاه می کنیم تیکه حساس فیلم، بابا گوشیش زنگ می خوره جای اینکه بره تو اتاق صحبت کنه، خیلی شیک و مجلسی همونجا می شینه و صدای تلویزیون رو کم می کنه! پدر جان، ما در نقش گلدونیم؟
 


 عمو زنجیر بافت؟ بله. زنجیر منو بافتی؟ بله. تا اینجاشو حرفی ندارم. بعد از این شاعر یکدفعه جو می گیرتش میگه پشت کوه انداختی؟ بله. خب مرد حسابی این همه زحمت کشیدی زنجیر بافتی برای چی پشت کوه انداختی؟ و در آخر هم شاعر به طور کل باباها رو تبدیل به بز و گوسفند و سگ و گربه و اینا می کنه. بابا اومده. چی چی آورده؟ نخود و کیشمیش. با صدای چی ... و اینگونه بود که ما خل و چل بزرگ شدیم.

 وقتی بچه بودم هر وقت می گفتن واسه شفای مریضا دعا کنید، اول از همه واسه شفای قلب مریض میزوگی دعا می کردم.
 


 هیچ وقت از مشکلات زندگی نارحت نشو، کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگرها می دهد.
 


 پدر و مادرم سر پول دعواشون شده، در آخر به این نتیجه رسیدن من به هیچ جا نرسیدم و بدبخت شدم. زندگیه داریم؟
 


 من از آن روز که «دربند» توام تو هم «درکه» منی.
 


 اصولا مخالف خودکشی هستم مگر اینکه عکس شناسنامم پخش بشه.
 


 این روزها گرونی اینقدر بیداد می کنه که جیبم دیگه جواب نمی ده. جواب که نمی ده هیچ، تازه سوال هم می پرسه!
 


 قدیما به کسی که به پات می نشست می گفتن: وفادار، الان می گن: سیریش.
 


 یاد زمانی که تو آرایشگاه مردونه فقط مو کوتاه می کردن بخیر.
 


 بیماری یخچال گرایی چیست؟ نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن در یخچال می کند، در حالی که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا می داند که چه می خواهد. 
از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج می شود. سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می گیرد، در یخچال را باز می کند، چیزی برنمی دارد، در را می بندد، این بیماری به وفور در میان متولدین دهه های 60 و 70 به چشم می خورد.
 


 نصیحت یه مرد به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش، بی توجه از بغلش رد شو، این کار از صدتا فحش براش بدتره.
 


 پول میذاری تو موسسه ورشکست میشه، می ذاری بانک اختلاس می کنن، میدی به مامانت پس نمی ده بهت، پیش خودت نگه می داری خرج می شه، بعد می گن چرا طرف اعصاب درست درمون نداره.
 


دانشمندان بر این باورند که 789032157 هزار نفر در دنیا دچار تنبلی مفرط هستند. خب توام جزوشونی خوندی عددو؟ نخوندی؟...
 


 زن داداشم پاش رفته رو سوسک، شب موقع خوابیدن پاشو از تخت آویزون کرده که از خودش دور باشه. نمی دونم دادشم با چه انگیزه ای ادامه می ده به این زندگی.
 


دیشب ضربه روحی عجیبی خوردم؛ وسط خواب بالشتمو اونوری کردم دیدم اونورشم گرمه، خدا قسمت نکنه.
 


 سخت ترین کار تو دوران دانش آموز بودن، خوردن نارنگی زیر میز بود! لامصب بوش تا دفتر می رفت


بـچـه بـودم از ایـن جـوجـه زردا خـریـدم، فـرداش دیـدم تـخـم نـمی ذاره!!!
دلـم واسـش سوخـت یـه تـخـم مـرغ کـردم تـو بـاســنـــــش، مُـــــرد!!!
(از هـمـون بـچـگـی مـهـربـون بـودم و دسـتـم تـو کـار خـیـر بـود)
بـه هـمـه هـم مـی گـفـتـم: بیچاره سـرِ زا رفـت!!!^_^
خـدا بـیـامرزش اسـمـش رو جـِسـی گـذاشـتـه بـودم^_^
 


ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺫﻫﻨﻤﻮ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺮﺩﻩ، ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ۱۴۰۰ ﺗﺎ ۱۴۰۹ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﻥ، ﺩﻫﻪ ﭼﻨﺪﯼﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻦ؟
ﺑﺎﯾﺪ ﭼﻄﻮﺭﯼﺧﻄﺎﺑﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩ؟ ﺩﻫﻪ ﺻﻔﺮﯼ؟ ﺩﻫﻪ ﺟﺪﯾﺪ؟ ﺷﺮﻭﻋﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ؟ ﺩﻫﻪﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ؟ﻣﺠﻬﻮﻝ ﺍﻟﻬﻮﯾﻪ ؟؟ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﯿد
 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٢ | ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

funny1

 نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده.

اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

1- مکالمه من با مینامون. من: چه مینای خوشگلی/ مرغ مینامون: چه مینای خوشگلی/ من: هیس/ مرغ مینامون: هیس/ من: من یه گاگولم/ مرغ مینامون: تو یه گاگولی/ من: تو خوشگلی/ مرغ مینامون: مرسی گاگول!

 

2- یکی از جملاتی که می تونه یک دعوا رو تو ایکی ثانیه تموم کنه «هیس، مردم دارن نگاه می کنن» هست لامصب به ثانیه نمی کشونه. اصلا این رو باید تو آمپول کنن برای آرامش به ملت تزریق بشه!

 

3- چرا وقتی پیرهن سفیدمون به یه جای خاکی می خوره سیاه می شه اما شلوار سیاهمون به همونجای خاکی می خوره سفید می شه:؟

 

4- این آهنگ معروفه هست که جیپسی کینگ خونده، توش می گه: آمامیو و فلان، یک کلمه اش رو هم نمی فهمم چی می گه، اما به خدا راست م یگه، دنیا خیلی نامرده!

 

5- قانون پایستگی کادو: هیچ کادوی زشت و به دردنخوری دور انداخته نمی شود... فقط از خانه ای به خانه دیگر و از شخصی به شخص دیگر منتقل می شود.

 

6- بابام فارسی کتابی اسمس میده. الان زده: سلام آیا میتوانی نان بخری؟ منم براش زدم: آری پدر اکنون خود را به سرعت به شاطر خواهم رساند و از او طلب نان می کنم. پدر چند عدد نان از شاطر طلب کنم؟ بعد بابام زنگ زد گفت: منو مسخره می کنی؟ اگه جرات داری بیا خونه؟ آیا به نظر شما من امشب به خانه خواهم رفت؟

 

7- کلاس اول دبستان بودم با خوشحالی دست تو نمره ام بردم و 9 رو کردم 19 بردمش پیش بابام گفتم 19 شدم جایزه می خوام! اونم گوشم رو گرفت و گفت حالا برا 91 که گرفتی چی میخوای؟!

 

8- مکالمه دوتا تاجیکستانی: شنبه بریم دوشنبه؟ نه دوشنبه بریم دوشنبه. نه سه شنبه بریم دوشنبه که چهارشنبه برگردیم.

 

9- یکی از فانتزیام اینه که وقتی یه ماشین مازراتی دیدم با عجله سوار شم بگم: چرا دیر اومدی؟ بعدش رو کنم طرف راننده و بگم: ااااوه اوهببخشید فک کردم بابامه؛ بعد پیاده شم!

 

10- امتحان رانندگی داشتم افسر پرسید جفت راهنما در چه مواقعی استفاده میشه ؟ گفتم تو عروسی! هیچی دیگه! قبول نشدم.

 

11- از قدیم گفتن کبوتر با کبوتر، چیپس با ماست!


12- پسر چیست؟ یک انسان مظلوم و تنها زمان به دنیا آمدنش می گویند: حال مادرش چطور است؟ موقع عروسیش می گویند: چه عروس زیبایی و موقع مردنش می گویند: بیچاره زنش!

 

13- ضد حال یعنی سه صفحه به یکی پیامک بدی و بعد جواب بده OK.


14- مدرسه که می رفتم همیشه سر کلاس به این فک می کردم که اگه پنکه سقفی بیوفته کله کیا قطع می شه!

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ | ۸:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

پشه‌ی بیشعور!
حداقل می‌خوای نیش بزنی یه جایی رو نیش بزن که ما بتونیم بخارونیم!!
آخه بین دو تا انگشت کوچیکای پا، جای نیش زدنه؟
اصن اونجا خونی داره که میری نیش میزنی؟!!!
!!!!

پشتکار رو از اون ساعتِ زنگداری یاد بگیرکه تا دهنتو سرویس نکنه، صداش قطع نمیشه

نهایت برنامه ریزی و دوراندیشی ای که والدین عزیز در دهه شصت واسه آینده بچه هاشون داشتن این بوده که:
چه جوری بچه شون نیمه ی اول سال به دنیا بیاد، اول مهر هفت سالگیش بتونه بره مدرسه؛ یه وقت عمرش به بطالت نگذره! 
 

پسر خالم رتبه کنکورش اومده باباش با خنده میگه :ماشالا ماشالا ، فقط چند رقم مونده بود پوز اختلاس بزرگ رو بزنه... 

دقت کردین تو ایران فقط وقتی آرایشِ عروس رو قبول دارن که دیگه حتّی مادرش هم نشناسدش ؟؟؟!

انگار 90% از خستگی آدم تو جورابشه !
این جورابو که در میاری کلی راحت میشی ..!

داشتیم با مامانم تو پاساژ راه میرفتیم یهو مامانم هلم داد داشتم با مخ میخوردم زمین!!!! میگم چرا اینجوری می کنی؟؟؟؟ میگه قوز نکن!!

زن پالتو پوست گرون قیمتی که تازه اون روز صبح از فروشگاه خریده بود رو پوشیده بود و مشغول تماشای خودش تو آینه بود، دختر نوجوان که تازه از مدرسه برگشته بود نگاهی به مادرش انداخت و با خشم گفت :
مامان میدونی به خاطر اینکه تو بتونی این پالتو پوست رو بپوشی و باهاش به دیگران فخر بفروشی یه حیوون معصوم و بی دفاع و بدبخت و بیچاره چه زجری رو متحمل شده ؟
مادر نگاهی خونسردانه به دخترش کرد و گفت :
خجالت بکش ، این حرفها چیه پشت سر بابات میگی!!!



تاريخ : جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ | ٢:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()




تاريخ : جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ | ٢:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

اینایی که صب ساعت ۵ پا میشن میرن میدوئن
بعد میان دوش میگیرن بعد صبحانه میخورن میرن سرکار
فتوشاپن !؟
 

وسایل لازم برای مسافرت :
دخترا : کیف ، مانتو ، شلوار ، شال
روسری در رنگهای مختلف
بدلیجات ، ساپورت ، کفش ، صندل ، لوازم آرایش
پسرا:
دمپایی ، شلوارک
قلیــــون


دقت کردید !؟
شلوارک موجود بلاتکلیفیه
نه از راحتى شو-رت بهره اى برده نه از وقار شلوار !



امروز دست خط خودمو بردم دارو خونه …
بهم دارو داد !


تو ذهن شما هم
ابوریحان بیرونی و بوعلی سینا و سعدی و زکریای رازی و خیام و باباطاهر قیافه هاشون یکیه


ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯽ
ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻥ!
ﻭ ﻣﺮﺗﺒﺎ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﯽ ﺭﻓﺘﯽ !؟



ﺁﻗﺎﻫﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼپسرش، ﺍﺯﺵ پرسیدند ﺁﻗﺎﯼ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﭼﮑﺎﺭﻧﺪ ؟
ﮔﻔﺖ ﺩیپلوماته ،ﺍﺯ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﭙﻠﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﺎﺕ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻪ !!



خدایا ، اول انقلاب و بعد جنگ رو که تجربه کردیم ، گرونی و تحریم و اینا که بجای خودش ، سیل و زلزله هم که دیگه شده سوژه دوستان ، قربونت این آخر عمری آتشفشان تفتان و دماوند رو هم فعال کن که همه مصیبت ها رو یه جا توی یه پکیج بنام "زندگی" تجربه کرده باشیم
 

امروز تو مترو بودم داشتم عکسای گوشیمو میدیدم رفتم رو عکس بعدی یارو پغل دستیه میگه بزن عکس قبلیو من کامل ندیدم....
 


دختره به دوست پسرش میگه : میخوای جایی که آمپول زدم بهت نشون بدم ؟؟!!
پسره با خوشحالی میگه آره! دختره میگه : ساختمان روبرویی طبقه چهارم

 


تاريخ : جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ | ٢:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 



تاريخ : جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ | ٢:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



بابام سوزن رو گذاشته رو دسته مبل افتاده گم شده همه بسیج شدیم دنبالش می گردیم.
اومده صحنه رو بازسازی میکنه یه سوزن دیگه میزاره میندازه ببینه کجا می افته
هیچی دیگه الان همه داریم دنبال دو تا سوزن می گردیم
 

اصـولن دعوت مهمون برای مـا حکم میزبانی بازی های المپیک رو داره
کـل زیر سـاخـت هـای خـونمـون دچـار پیشـرفـت هـای چشمگیـری میشـه

ﺩﯾﺪﯾﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻤﺎ پسره ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﯿﺮﻩ ﻟﺐ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ دختره ﻣﯿﺮﻩ ﮐﻨﺎﺭﺵ…؟!
اینا همش ﭼﺮﺗﻪ …
ﻣﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺳﮓ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﺮﺩﻥ

یک سال پولامو جمع کردم باهاش ماشین بخرم الان میتونم باهاش ۳ تا سطل ماست سون بخرم!

 

یکی ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﺍﺯﻡ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ
 

میگن سوالای تستی تو بهشت، همشون گزینه ی «نمیدانم» هم دارن
 
بعضی ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﻦ
ﻭﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ
 
وقت خود را چگونه صرف میکنید؟
وقتم وقتی وقت
وقتیم وقتید وقتند
 

خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجت بگیریم
یه زنه هم اومد شمعشو پیش شمعای من روشن کرد
بعد شمعش افتاد رو شمعای من حاجتا قاطی شد الان حالت تهوع بهم دست داده

 

من بچه بودم یه بار به بابام گفتم این هندونه مو دارا (نارگیل) چه مزه ای هستن؟
بابام نشست گریه کرد 

من یه بار تو اینترنت داشتم میگشتم
بابام اومد پشت سرم مجبور شدم کل Help ویندوز رو بخونم
اگه بدونید چه قابلیت هایی که نداره این ویندوز
 

یعنی حجم فکری که قبل خواب تو کله من میاد
اگه وسط روز میومد روزی ۲ یا شاید ۳ تا اختراع رو تو کارنامم داشتم
 

یعنی اینقدر که واسه اینترنت شبانه رایگان شب زنده داری کردم
اگه واسه نماز شب ، شب زنده داری میکردم الان یه سرور اینترنت مفتی تو بهشت داشتم

زنه از کوبا تا فلوریدا صد مایل شنا کرده
که پیام صلح و دوستى رو به جهانیان برسونه
بعد من چون کنترل دور بود ازم دیشب با تلوزیون روشن خوابیدم

این خارجیا یه قاشق شکر میریزن تو قهوه بعد نیم دور میچرخونن میذارن کنار یعنی که چی؟
ایرونیا صبحا نیم ساعت فقط هم میزنن، بازم وجدانشون راضی نمیشه



تاريخ : جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

ایسنا: رکورد نقل کردن بیشترین لطیفه در مدت زمان یک ساعت در کتاب رکوردهای جهانی گینس به ثبت رسید.

یک مرد استرالیایی با نقل 549 لطیفه در مدت زمان یک ساعت، این رکورد را از آن خود کرد.

به نقل از پایگاه اینترنتی ثبت رکوردهای جهانی گینس،‌ این رکورد در ماه مه سال 2005 میلادی در استرالیا به دست آمد. 


تاريخ : پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

چند دروغ رایج بین ما ایرانیا:

1- کار که عار نیست!
2- همه آدما زیبایی خاص خودشون رو دارن!
3- پول که شخصیت نمیاره!
4- علم بهتر از ثروته!
5- فکر کردی چی، مملکت قانون داره!
6- تن آدمی شریفست به جان آدمیت, نه همین لباس زیباست نشان آدمیت!
7- تلاش کنی به هرچی که بخوای میرسی!
8- پول چرک کف دسته!!
9- پدر مادر بچه هاشون رو به یک اندازه دوست دارن!
10- خدا آدم ها رو برابر آفریده!
11- بچه، دختر، پسرش فرق نمیکنه!
12- از هر دست بدی از همون دست میگیری ...

کدوم شماره دروغ نیست؟



تاريخ : پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net



اگه میتونی 5 بار بگو :
چیپس ، چسب ، سوسک


این جمله رو اگه 2 بار هم بتونی بگی هنر کردی ! :
چه ژست زشتی


3 بار تکرار کن :
دل به دلت دله این دله دل مرده بده بده دل که بد آورده


5 بار سریع بگو :
سه دزد رفتن به بز دزدی ُ یه دزد یه بز دزدید ُ یه دزد دو بز دزدید


3 بار بگو :
سه سیر سرشیر سه شیشه شیر!



3 مرتبه تکرار کن :
لیره رو لوله لوله رو لیره


این جمله رو 5 بار تکرار کن :
ششلیک شنسل شنسل ششلیک


3 بار پشت سر هم بگو :
سپر عقب ماشین جلویی زد به سپر جلو ماشین عقبی


این جمله رو 5 بار تکرار کن :
کانال کولر تالار تونل



با رعایت ادب ! 5 بار بگو :
گاز دوغ دار ، دوغ گازدار


جمله سخت زیر رو 5 بار تکرار کن
قوری گل قرمزی


5 بار سریع بگو :
افسر ارشد ارتش اتریش


5 بار بگو :
اگزیستانسیالیسم !


7 بار بگو :
شست ، سشوار کرد


پنج بار تکرار کن :
شیخ شمس علی در شمس آباد



سه بار سریع بگو :
6 سیخ جیگر سیخی 6 هزار


3 مرتبه سریع بگو :
تاجر تو چه تجارت می کنی ، تو را چه که چه تجارت می کنم؟


هقت بار سریع بگو :
لورل روی ریل راه میرفت


سه بار تکرار جمله سخت :
دختر خر ما تو دخل و خرج خیط کاشته بود


سریع و پشت سر هم چند بار بگو :
کارل و لرل کارها رو رله کردن



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢ | ٦:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : جمعه ٥ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


تصادف کردیم، زنگ زدیم افسر اومده میگه : تصادف شده؟
میگم : نه پـــــَ … داریم هشدار برای کبرا ۱۱ رو فیلم برداری میکنیم!!!

 

یارو سگ های منو دیده، میگه غذا میخورن؟ پـَـ نه پـَـ فتوسنتز میکنن



رفتم داروخونه کرم ترک پا بگیرم
می گه واسه پا میخواین؟؟
پـَـ نه پـَـ
میخوام در جهت از بین بردن ترک های کویر لوت گامی برداشته باشم

 

سر جلسه امتحان به کناریم میگم داداش برسونیا
میگه تقلب؟
گفتم پـَـ نه پـَـ مواد ، یه وقت خمار نشم

فامیلمون اومده آکواریومم رو دیده میگه غذای مخصوص بهشون میدی؟
پـَـ نه پـَـ پول تو جیبی میدم بهشون خودشون میرن واسه خودشون غذا میخرن

زنگ زدیم اتش نشانی،میگه جایی اتیش گرفته؟پـَـ نه پـَـ زنگ زدیم ببینیم امشب خونه این بیایم مهمونی

از راننده اتوبوس میپرسم چقدر شد؟میگه ۲۲۵ بهش ۳۰۰ تومن دادم,میگه یه نفری؟گفتمپـَـ نه پـَـ کل اتوبوس مهمونه من!


یارو اومد تعمیرگاه گفت: برای لپ تاپم رَم میخوام … گفتم: داریم …. گفتش :مطمئنی برای لپ تاپه ؟ …. گفتم : پـَـ نه پـَـ … برای PC ـه میخوام بُکُنم تو پاچـــت …


یارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک میکنه تازه برگشته میگه شمام کار دارین ؟ پـَـ نه پـَـ وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم

 

سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!

 

رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

 

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم



تاريخ : جمعه ٥ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

یارو به زنش می گه ببینم دیروز چت بود؟

زن می گه هیچی

امروز چته ؟

هیچی

نبینم فردا چت باشه ها !

 

 

من و بابام رفته بودیم مهمونی، حوصله م سر رفت بهش مسج دادم”بابا پاشو بریم”.

وسط صحبتش بود گوشیشو برداشت همه هم منتظر بودن که صحبتشو ادامه بده ،

بلند گفت :عه تویی؟ باشه باباجان الان میریم!

 

 

دقت کردین ؟

هیچکی درس نمیخونه که چیز یاد بگیره

درس میخونه که نمره بیاره !

 

 

وقتی پشت آیفون میپرسی :”کیه؟ “

۹۵% مردم میگن “باز کن”، ۵% باقیمونده هم میگن :”منم”

هیچکس جواب درست نمیده

 

 

حیف نون چند متر دورتر از قبری گریه میکرد

ازش پرسیدند چرا نزدیکتر نمیری؟

گفت: مرحوم از فامیلای دورمون بود !

 

 

دیشب داشتم خواب پتروس فداکار رو میدیدم

صبح که بیدار شدم دیدم انگشتم تو دماغم گیر کرده !

 

 

ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﻧﻪ ﮐﻮﻟﺮ ﺭﻭﺷﻨﻪ ﻧﻪ ﺑﺨﺎﺭﯼ، ﺑﺎﺑﺎﻫﺎ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ

ﺑﺎﺱ ﺩﻗﯿﻘﻦ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ؟ ﻫﯽ ﺍﻟﮑﯽ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻥ

ﻭ ﺩﺭِ ﮐﺎﺑﯿﻨﺘﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﻭﺑﺴﺘە ﻣﯿﮑﻨﻦ !

 

 

رانی چیست؟

وقتی کوچه ای در قم بسته باشد

مردم به هم می گویند داداش ، رانی نرو !



تاريخ : جمعه ٥ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


قدیما چطور میرفتن سرِ چشمه آب میاوردن ؟
ما پارچ که خالی میشه هیچکس مسئولیتشو به عهده نمیگیره !



دو نفرو سخت میشه پیدا کرد , یکی کسی که درکت کنه و دومی کسی که بدونه کجای کمرت میخاره.



دیشب مهمون داشتیم به یکی تعارف کردیم گفتیم شما حق پدری به گردن ما دارید
عاقا کلید کرده بود میگفت هوا خنک شده اجازه بدید کولرو خاموش کنم!


 غمگین تر از این هم هست که کسی رو که دوست داری نبوسی ؟
 اهوم ،کسی رو که دوست نداری ببوسی !


تا ده سالگی هر شلواری که بپوشی سر زانوهاش سوراخ میشه؛
از ده سالگی تا آخر عمر هم همین پروسه روی خشتکت اجرا میشه

 

اینقد دوست دختر نداشتم که
طرز استفادشو نمیدونم 
اول باید تو اب جوش بجوشونی !؟


من یه بار هشت صبح پاشدم که مثلا کامروا شم انقدر حوصله‌م سر رفت ساعت ده دوبار ه خوابیدم


پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که بره خارج
بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟
میگه قهوه ترک اگه دارى بیار ، تلخ لدفن !!!! 
حالا تا هفته پیش خاکشیرو با آفتابه سر میکشیدا


دختره تو پروفایلش نوشته دوست داشتم اگر قرار بود شی باشم، قلم می شدم. اگر قرار بود حیوان می شدم
عقاب می شدم. اگر قرار بود حس می شدم، محبت می شدم
بش گفتم اگه قرار بود آدم میشدی چی میشدی؟؟؟
کلی بد و بیراه بم گفت


عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن آوری، عصر دیجیتال.
همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته و از صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی
نمیرسه.


یه جوری همه دارن تند تند عروسی میکنن که آدم هول میشه فکر میکنه 
اگه تا آخر تابستون عروسی نکنه مهلتش تموم میشه میسوزه


 



تاريخ : پنجشنبه ٤ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

یکی از دوستام عاشق یه دختره بود نامزد کردن با هم؛ خیلی همو دوست داشتن بعد از یه مدت دختره گذاشت رفت با یکی دیگه ازدواج کرد. دوستم اومده بود پیشم سرشو گذاشته بود رو زانوهام گریه می کرد و می گفت: عشق و عاشقی همش دروغه! دیگه می خوام مثل تو باشم عاشق نشم؛ وابسته نشم؛ پست باشم؛ آشغال باشم؛ عوضی باشم؛ مثل لاشخورا زندگی کنم! مونده بودم دلداریش بدم یا بزنم لهش کنم.

 
 

بچه هفت ساله داداشم یه کار بدی کرده بود، مامانش دعواش می کنه و می گه امروز حق نداری تلویزیون نگاه کنی. این بچه هم می گه: این رفتارت یادت باشه، فردا که پیر شدی گذاشتمت خانه سالمندان نگی چرا! یعنی همچین نسلی هستن نسل جدید.


به مادرم میگم روآندا تو کدوم قاره س؟ میگه آفریقا. می گم از کجا می دونستی؟میگه از اسمش معلومه، مثل زلاندنو. اطلاعات عمومی یعنی بیداد می کنه تو خونه ما.


یکی از سخت ترین کارای این دوره و زمونه اینه که بدونی چه جوری با یه بچه رفتار کنی که بهت فحش نده.



 امروز بابام ازم پرسید گوشیتو فارسی کردی؟ من گفتم نه نبردم فارسیش کنم چون باید Root بشه. یهو مامانم کاملا جدی گفت خب بده یکی ببره که روش بشه!


من و بابام رفته بودیم مهمونی، حوصله م سر رفت بهش مسیج دادم: بابا پاشو بریم. وسط صحبتش بود گوشیشو برداشت همه منتظر بودن که صحبتشو ادامه بده، بلندگفت: اِ تویی؟ باشه بابا جان الان می ریم.


اخبار میگه: از هر 5 ایرانی یک نفر از اسهال رنج می بره. این یعنی اون 4 تای دیگه از اسهال لذت می برن؟

 
 
 

عکس العمل های خانواده بعد از اینکه من با سر و دستی خونین مالنین در اثر تصادف به خونه اومدم: مامانم: صاف می ری حموم خودتو به جایی نمیزنی نجس کاری بشه. داداشم: باز رفتی تو دیوار. بابام: به بیمه خبر دادی؟ مامانبزرگم: ناهار خوردی مادرجون؟


امروز تو صف نونوایی بودم که یه دفه نونوا گفت: کی سیر خورده؟ منم گفتم: من. گفت: بیا جلو نونتو بدم برو سریع. تا حالا اینجوری تخریب شخصیتی نشده بودم.


نظافتچی میاد خونمون مامانم قبلش اتاق منو جمع می کنه زشت نباشه یه وقت.

 

بالاخره آه بابام گرفتمون. کولرمون یه ساعت که کار می کنه خودش اتوماتیک وار خاموش می شه.

طرف رفت انجمن اهدای اعضای بدن، عضو بشه جوگیر شد همه رو تیک زد، بعد از مرگش بیمارستان یه شلوار با یه مشت سبیل تحویل خانوادش دادن!


من همون موقعی که بعد 10ساعت کوهنوردی رسیدیم به قله و به سرپرست گفتم که حالا باید چیکار کنیم؟ گفت باید برگردیم، فهمیدم کوهنوردی ورزش اسکلاست

تا حالا دقت کردین تو این مملکت که هیچیش درست کار نمیکنه. دستگاههای خودپردازش درست کار میکنه!
نشد یه بار یه هزاری بیشتر بده بیرون!! والااااا 


تاريخ : چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢ | ۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 



تاريخ : چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢ | ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()