بابام اس فرستاده: هلو، ساعت 7 دم در حاضر باش میام دنبالت!!! منم فکر کردم ازش عاتو گرفتم جو گرفت جواب دادم: باشه شفتالوی مـن, مانتو خوشگلمو میپوشم میام عجیجم!!!

بعد بابام جواب داد: اسکل بیشعور, هلو یعنی سلام, عاخه تو کی میخوای آدم شی ؟؟؟ 20 سالت شد آدم نشدی, من چه گناهی کردم که تو پسرمی؟؟؟


* هر وقت دره این یخچال لامصب رو باز میکنیم خالیه ها، حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک تو یخچال جا بدیم، باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات، تا بتونیم جاش بدیم!


* خوب به دخترایی که می شناسین نگاه کنین یه نشونه پاک نشدنی توشون پیدا کنین
چند وقته دیگه که لوازم آرایش قحطی بشه دیگه نمیشه شناختشون

 

* یکی از دوستام گفت: یه دوست دختر خوب دارم در حد تیم ملی!
منم گفتم : اگه منظورت تیم ملی الآنه، باید بگم که خاک تو سرت با این انتخابت


* همیشه میگن شکست مقدمه پیروزیه نمیدونم پس من کی از دور مقدماتی صعود میکنم


* آیا میدانید کوتاه ترین جنگ در سال 1896 بین زانزیبار و انگلستان که 38 دقیقه طول کشید؟؟؟ !!!
فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن!!!


* یک ساعته اومدم اینترنت و در اتاقمم بستم که دارم درس میخونم!
الان بابام اومده میگه عزیزم داری چیکار میکنی؟
گفتم دارم درس میخونم؛ میگه بیا کتابتم ببر که بهتر متوجه شی!!!!


* بابام داشت به دوستش شنا یاد میداد گفت حالا پاهای عقبتو تکون بده! بهش گفتم: بابا آخه پای عقب چیه؟
گفت: خفه شو ، اینا اصطلاح های شنا هستش. وقتی نمیدونی الکی زر نزن !

 



تاريخ : دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢ | ٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
این که جدیدن هرکیو میبینی رو گوشیش پسورد گذاشته
نشون میده که مردم چقدر فضول شدن ! والا !
دیگه سریال کره‌ای هم نمیزارن چند وقته قیمت اجناس تو چوسان قدیم از دستمون در رفته !!
هیچی بدتر از اون نیست که بدونی یکی یه جایی با یه آهنگی به یادت میفته?
و اون آهنگ کلاه قرمزیه: سلام الاغ عزیز حالت چطوره؟!
از بس خر بودی تو اون رابطه ?
ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻠﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﺎ ﺁﻳﻔﻮﻥ ﻭ ﮔﺎﻟﻜﺴﻲ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﺍ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﻜﻨﻦ
اون وقت جی ال ایکس ﻫﻢ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭﻣﻴﺎﺩ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻘﻴﻪ ﮔﻮﺷﻴﺎ ﺑﺎ ﺳﻴﻢ ﺑﻮﻛﺴﻞ ﺩﺭﻣﻴﺎﻥ 
 
قبلنا می‌گفتن مرد باید ایستاده بمیرد یا با سربی در سینه !
مردای امروزم زیر موچین و بوتاکس و پروتز و عمل بینی‌ جون ندن خیلیه !!  
 
پوست کنار ناخن از خیانتکار ترین اعضای بدنه
اولش فقط یه ذره گوشه ى ناخنه اما تا میکشیش تا زیر زانوت میاد پایین کصافط 
بین ما دو تا فاصله زیاده
خودت خوب میدونی از تو بهتر هاش هم واسه من زیاده (;
دیشب اینترنتم قطع شد
رفتم یه ذره با خانواده نشستم، باهاشون آشنا شدم
به نظر آدماى خوبى میان 
 
تو بچگی مون از تکلیف عذاب می کشیدیم الان داریم از بلاتکلیفی عذاب می کشیم !
اینایی که میگن ادم رو باید تو مسافرت شناخت زر اضافی میزنن آدم رو فقط سر جلسه امتحان میشه شناخت همین و بس بچه ها یه سوال برام پیش اومده? . .
برنامه ریزى هاى من روى کاغذ ، شبیه برنامه ى روزانه ى مرحوم دکتر حسابیه
ولى در عمل مثل کریم آقمنگل زندگى میکنم 
بچه که بودم مامانم می گف تو خیابون پفک و چیپس و اینا نخور شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد ? یکی نیس همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت همدیگرو بغل می کنن و راه می رن انتقال بده ..
اگه یکی باشه من رو بفهمه!
براش غرورمو بهم می زنم!
گریه که سهله!!
پسورد مویابلومو بهش میدم!!
و حتی نصف پاستیلا و لواشکامم بهش میدم
تازه همه ی اینا یه طرف یه دونه از ته دیگ سیب زمینیامم بهش میدم !
میگم این ماهواره که چند وقت پیشا فرستادن فضا اسمش "نوید" بود. . . . دو سال پیش هم یکی فرستاده بودن اسمش "امید" بود.. ? . . .فک کنم سال بعد نوبت "کامران و هومن" باشه ?!
ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ ﻣﺎﻝ ﻗﺪﯾﻢ ﺑﻮﺩ ، ﺍﻻﻥ ﺩﯾﮕﻪ
ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺷﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ . . .
یادش بخیر! وقتی معلم برای درس پرسیدن اسم بالایی یا پایینیمون رو میخوند، حس معجزه بهمون دست میداد
ببینم شُمام قبل از خاموش کردنه لامپ، وامیستین مسیر برگشت به جا خوابتون و جای گوشی تون رو از حفظ میکنین یا فقط من اینجوریم؟؟
بچه های مردم میرن المپیاد فیزیک و ریاضی مدال طلا میگیرن،بعد من هنوز کله مو میکنم تو آستین موقع لباس پوشیدن 
ببینم شُمام قبل از خاموش کردنه لامپ، وامیستین مسیر برگشت به جا خوابتون و جای گوشی تون رو از حفظ میکنین یا فقط من اینجوریم؟؟
اینم از سرعت اینترنت ما: ۷ تا تب باز میکنم انگار پای منقلم?
باید هـــی مثل این سیخ های کباب از اول تا آخر بهشون سر بزنی ببینی لود شدن یا نه  
قبلنا می‌گفتن مرد باید ایستاده بمیرد یا با سربی در سینه !
مردای امروزم زیر موچین و بوتاکس و پروتز و عمل بینی‌ جون ندن خیلیه !!  
پوست کنار ناخن از خیانتکار ترین اعضای بدنه
اولش فقط یه ذره گوشه ى ناخنه اما تا میکشیش تا زیر زانوت میاد پایین کصافط 


تاريخ : یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 



تاريخ : یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

گروه ایران سانweb counter

هنگام عبور از خیابان
خانم ها
سمت راست را نگاه می کنند.
سمت چپ را نگاه می کنند.
از خیابان رد می شوند.

آقایان
سمت راست را نگاه می کنند، ماشین می آید .
فاصله ماشین با خودشان را با چشم اندازه می گیرند
و چون همگی راننده های قابلی هستند با سرعت وارد خیابان می شوند .
راننده به شدت ترمز می کند.
مرتیکه مگه کوری؟ (راننده می گوید)
در حالی که از روی میله های وسط خیابان می پرد می گوید: کور خودتی گاری چی!
بدون اینکه سمت چپ را نگاه کند می دود آن سمت خیابان.
هنوز هم صدای بوق ماشین هایی که به خاطر این آقا ترمز کرده اند به گوش می رسد.

هنگام رانندگی
خانم ها
بنزین را چک می کنند.
روغن ماشین را چک می کنند.
ترمز دستی را پایین می کشند.
با سرعت مطمئنه حرکت می کنند.
پشت چراغ قرمز ها می ایستند.
به عابر پیاده احترام می گذارند.

آقایان
وسط راه بنزین تمام می کنند.
وقتی دود از لاستیک هایشان بلند شد به یاد می آورند که ترمز دستی را نکشیده اند.
چراغ قرمز را مهترین معضل اتلاف وقت و عمر می دانند.
عابر پیاده موجودی مزاحم و مختل کننده عبور و مرور است.
و از همه مهمتر: بوق مهترین اختراع بشر بعد از برق به حساب می آید.

هنگام صرف غذا
خانم ها
مرتب پشت میز می نشیند.
مقدار کمی غذا می کشند.
به آرامی غذا می خورند.
تنها نوک قاشق را در دهان می کنند.

آقایان
تا جایی که بشقاب جا دارد غذا می کشند.
به سرعت غذا را می بلعند، در حالی که قاشق را تا دسته در دهان می کنند.
صدای برخورد قاشق با دندانهایشان موسیقی گوش نوازی است.
بعد از دو بار پر کردن بشقاب، بالاخره کمی سیر می شوند.



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

منبع: تابناک


شما می‌دانید اعضای گشت‌ ارشاد در پاییز و زمستان کجا می‌روند و چه کاری انجام می‌دهند؟ چون می‌دانید در پاییز و زمستان کار گشت‌ ارشاد خیلی‌ خیلی کم‌تر است و به چکمه محدود می‌شود! پس دیگر نیازی به حضور مستمر در مکان‌هایی مثل خیابان، ساحل دریا، پاساژها، مراکز فرهنگی هنری و یا کنسرت‌ها نیست و مردم خودبه‌خود پوشش را رعایت می‌کنند تا سرما نخورند! 

اما تاریخ ثابت کرده است که نیروی انتظامی بعد از ارشاد مردم در تابستان و اصلاح نحوه‌ی پوشش، در پاییز و زمستان به اصلاح پشت‌بام‌ها روی می‌آورد و سعی می‌کند ارشاد را روی امواج دنبال کند و تا می‌تواند ماهواره‌ها را جمع ‌می‌کند. این کار بویژه در سال‌های اخیر که برخی شبکه‌های ماهواره‌یی برنامه‌هایی موزون برای شب چله تولید می‌کنند، بیش‌تر شده است.

شاید بخوهید بدانید چرا نیروی‌ انتظامی هر دو طرح را با هم اجرا نمی‌کند. آیا کمبود نیرو دارد؟ خیر نیروی‌ انتظامی چیزی که زیاد دارد، ماشاءالله نیروست، ولی ظرافتی در کار دوستان وجود دارد و آن این است که مردم یا باید در خیابان باشند و ارشاد شوند و یا در خانه باشند و ارشاد شوند. ولی اگر در هر دو مکان ارشاد بشوند، ممکن است سیخ و کباب با هم بسوزد. یعنی مردم یا باید از خیابان به خانه پناه ببرند و ماهواره ببینند و یا ماهواره نداشته باشند و بیایند توی خیابان بگردند!

این‌طوری است که همیشه یک گزینه فعال است تا مردم بی‌حوصله نشوند، یعنی اگر در فصول سرد سال ماهواره نیست، بازار هست و در فصول گرم اگر گشت‌ ارشاد هست، ماهواره هم هست! حتا ممکن است امسال فیس‌بوک هم باشد و اگر فیس‌بوک باشد و کسی از خانه بیرون بیاید، باید دستگیر بشود اصلا!

 نمی‌شود که مسؤولین فیس‌بوک را آزاد کنند و باز مردم از خانه بیرون بیایند! یا این یا آن! مردم نباید همه چیز را با هم بخواهند که! مسؤولین به فکر سردی و گرمی مردم هستند و سال‌هاست راه اعتدال را برگزیده‌اند، خیلی زودتر از دکتر روحانی! 


تاريخ : شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

در اکثر موارد برای متوجه شدن موضوع بخشی یا کل کلمه فارسی رو انگلیسی تصور کنید و بلعکس!!

Keyboard: چه کسی برنده شد؟

Communication Board: کامیون کی شن ها رو برد؟

Morphine: باید بیشتر فین کنی.

MissCall: دختر نا بالغ را گویند.

Freezer: حرف مفت

Already: گند زدی به همش رفت.

Suspicious: به لهجه اصفهانی: ساس از بقیه ی حشرات جلو تر است.

Johnny Depp: قاتل افسرده

Acer: ای آقا!

Welcome: دهن لق

Manual: من و بقیه

Large Space: به گویش اصفهانی: پس بزرگ است.

Accessible: عکس سیبیل

Refer: فر کردن مجدد مو

See you later: لات تر به نظر میای!

Good Setting: آن سه چیزِ نیک را گویند: گفتار نیک ? کردار نیک -پندار نیک.

Piece of a man who owns a locker: مرتیکه لاکردار!

Above Border: فرامرز

Insecure: این سه نابینا

Business: اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى.

Legendary: ادارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری

Subsystem: صاحب دستگاه

Velocity: شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده می‌‌کنند

Comfortable: بفرمایید سر میز

Long time no see: دارم لونگ می‌‌پیچم، نگاه نکن!

Cambridge: شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است.

Categorize: نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ می‌‌شود.

Jesus: در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند.

Hairkul: آنکه روی شانه‌‌هایش مو دارد

Watergate: دروازه دولاب

UNESCO: یونس کجاست؟

Finland: سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی‌ دارند

Damn You All: دم همتون گرم

Latino: لات بازی ممنوع

Godzilla: خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا

Savage Blog: ساوجبلاغ



تاريخ : پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٢ | ٥:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

در بهترین و جذابترین گروه اینترنتی عضو شوید -کلیک کنید



تاريخ : جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢ | ۳:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


مردی وارد بار شده و یک لیوان آبجوی گرانقیمت سفارش میدهد
خانم بغل دستی:
اوه چه تفاهمی! اتفاقا من هم از همین آبجو سفارش دادم
مرد: من دارم جشن میگیرم
زن: من هم همینطور
مرد : چه تفاهمی...شما برای چی جشن میگیرید؟
زن: من و شوهرم 4 ساله که بچه میخوایم ، امروز فهمیدم که
حامله ام..
مرد: چه تفاهمی.. مرغهای من 4 ساله تخم نمیزارن ,امروز همگی
تخم گذاشتن
زن:اوه شما چه کردید که اینطور شد ؟
مرد:از یه خروس دیگه استفاده کردم
زن(با لبخند): چه تفاهمی!

 


یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟

آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم
قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!
گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم.
حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟
آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و …
گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟
آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم.



تاريخ : جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢ | ٢:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯﯼ ﺍﺣﻀﺎﺭﯾﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ آﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﺶ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺮﻭد.

ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺍﻭ ﺑﻬﻤﺮﺍﻩ ﻭﮐﯿﻠﺶ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺛﺮﻭﺕ ﻫﻨﮕﻔﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﺪ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪگی ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ.
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﮔﻔﺖ : ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ ! ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻤﺎ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻧﺒﺎﺧﺘﻪ ﺍﯾﺪ؟
ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ.
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ . ﻭ ﺳﭙﺲ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : ﻣﺜﻼً ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺳﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺷﺮﻁ ﺑﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺭﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﮔﺎﺯ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﮔﺮﻓﺖ!
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ! ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺷﺮﻁ ﺑﺒﻨﺪﻡ!
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﭼﺸﻢ ﺭﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﮔﺎﺯ ﮔﺮﻓﺖ!
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺍﺯ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﺑﺎﺯ ﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ : ﺣﺎﻻ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺳﺮ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺷﺮﻁ ﺑﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﭼﺸﻢ ﭼﭗ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﮔﺎﺯ ﺑﮕﯿﺮﻡ!
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﻭ ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﭼﺸﻤﺶ ﻫﻢ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺼﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ ، ﻟﺬﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﺮﻁ ﺑﺴﺖ . ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺼﻨﻮﻋﯿﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ
ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻭﯼ ﭼﺸﻢ ﭼﭗ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﮔﺎﺯ ﮔﺮﻓﺖ! ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺎ ﺑﺤﺎﻝ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺮﺍﻓﺮﻭﺧﺘﻪ
ﺑﻮﺩ .ﻭﮐﯿﻞ ﻫﻢ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍﻫﺎ ﺑﻮﺩ . ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺶ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺷﺮﻁ ﺑﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ!
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺳﺮ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺮﻁ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﯾﺪ ؟
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﻣﯿﺰ ﺷﻤﺎ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻟﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﯼ ﻣﯿﺰ ﻣﯿﺎﯾﺴﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻦ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﯾﺰﺩ!
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﻮﯾﺪ ، ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ!
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻟﯽ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﻣﯿﺰ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺰ ﻣﻤﯿﺰ ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺯﯾﭙﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﺗﻼﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺩﺭﺍﺭﺵ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﻣﻤﯿﺰ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﯿﺰﺵ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﮐﺮﺩ !
ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ : ﺩﯾﺪﯾﺪ ؟ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﻮﻓﻖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯾﺪ ، ﻣﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﺪﻡ! ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻭﮐﯿﻠﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻭ
ﺩﺳﺖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ، ﮐﺎﺭﻣﻨﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺧﺎﺻﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ؟ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺏ ﻫﺴﺘﯿﺪ ؟
ﻭﮐﯿﻞ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ! ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﻢ ! ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﯿﺎﯾﯿﻢ ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺮ 25 ﻫﺰﺍﺭ ﺩﻻﺭ ﺷﺮﻁ ﺑﺴﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺷﻤﺎ ﺍﺩﺭﺍﺭ
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺷﺪ!



تاريخ : جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢ | ٢:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

آقای مجری، لطفاً یه کم راهنمایی کنید!

منظور از جمله بالا مسابقات تلویزیونی و مجریان دلنواز و جایزه های نفیس (اعم از ساعت مچی و دیواری و رومیزی و زیر میزی و کنار میزی و اشتراک یک سال پوشک My Baby و دویست و چهل و نه تومان پول نقد و…) و شرکت کنندگان بسیار باهوش (با بهره هوشی در حد جلبک های فتوسنتز کننده اعماق اقیانوس ها) می باشد.

معمولاً عبارت «آقای مجری میشه یه راهنمایی بکنید؟» بعد از قرائت سوال توسط مجری بامزه و تو دل بروی برنامه، توسط شرکت کننده که احتمالاً صغری 34 ساله و ترشیده و یا کرم علی 14 ساله و محصل می باشند، پرسیده می شود (نگاهی به شرایط سنی و اجتماعی شرکت کنندگان این مسابقه، خود به تنهایی برای نشون دادن سطح نازل این برنامه ها کافیه).

تا شرکت کننده محترم بتواند بعد از راهنمایی های مربوطه توسط مجری محترم (که بسته به آی کیوی شرکت کننده از حرکات موزون تا گفتن جواب مسابقه تغییر می کند) به جواب مورد نظر دست بیابد. سوالات برنامه نیز موضوعاتی همچون آرامگاه خواجه حافظ شیرازی کجاست؟ ، تعداد انگشتان دست و یا پا در انسان چند تاست؟، علی دایی کیست، چرا زن نمی گیری و موضوعاتی از این قبیل می باشد!

ای بابا! آقای راننده، من هر روز این مسیر رو با تاکسی میام. دیروز 250 تومان بود. یعنی چی الان میگی باید 1250 تومان بدم؟!؟!

در جایی که گنجشگکان میومیو می کنند و سگ ها جیک جیک و گربه ها واق واق، پس خیلی طبیعی است که صبح روز بعد کرایه را چند برابر کنند!

آقای دکتر مریض تخت دو که دیروز عملش کرده بودین، همین الان تموم کرد! آقا جان من اشتباهات پزشکی هم جزئی از عمل های جراحیه!

به فرض هم که یه دکتر متخصصی از هر 4 نفری که عمل می کنه 3 نفرشون می میره. دلیل نمیشه که شما فکر کنید این بنده خدا سواد نداره و به خاطر پارتی و رابطه و اینا مدرکش رو گرفته! اصلاً اگه طرف آدم نکشه که بش نمی گن دکتر که! بابا جان اون یه چیزی حالیشه. طرف دکتره ها! گیر نده عزیزم. برو ماستتو بخور. به تو چه طرف چه جوری و از کجا (منظور اوکراین نیست ها!) مدرکشو گرفته؟

شلام ژن. اون پنژره رو ببند شوژ میاد! (یعنی:سلام زن.اون پنجره رو ببند سوز میاد)

بحمدالله در زمینه اعتیاد و معتاد پروری توانستیم بترکونیم و موفق شدیم سن اعتیاد را به حدود 14 الی 15 سالگی کاهش بدیم و اصولاً در این زمینه هیچ یک از استاندارد های جهانی برای ما رقمی به حساب نمی آیند. در هر صورت جمله بالا یکی از پرکاربردترین جملاتیه که هر روز میشنویم یا شاید هم خودمون به زبونش میاریم!

برخورد یک دستگاه مینی بوس با یک سواری حادثه آفرید!

خوب دیگه همه میدونیم خودروهامون فرسوده اند و جاده هامون فرسوده تر و رانندگانمون خواب آلوده تر!



تاريخ : جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢ | ٢:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

هوی گوسفند چه خبرته؟!؟! گوسفند در اصل به موجودی پشمالو و بی نزاکت گفته می شود که اندک زمانی است پایش را در شهر گزارده ولی ما امروزه به رانندگانی که چراغ قرمز را رد می کنند، رانندگانی که به محض سبز شدن چراغ و جهت یادآوری خاطره حنابندان مادر بزرگشان بوق های ممتد می زنند، عابرانی که از وسط اتوبان رد می شوند و یا صف اتوبوس را رعایت نمی کنند، بازیکنان تیم ملی فوتبال وقتی موقعیتی را خراب می کنند و کسانی که موقع راه رفتن پای دیگران را لگد می کنند می گوییم: هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!
 

از همه پسرها متنفرم

از آنجایی که تب پیدا کردن بوی فرند (BF) در بین دوشیزگان دبیرستانی بسیار رواج پیدا کرده و یک جورایی از نان شب هم برای این عزیزان واجب تر است و از آنجایی که این نوگلان عمراً به پسر پایین تر از 25 سال پا بدهند و از آنجایی که یک پسر 25 ساله خیلی چیزها را می داند ولی یک دختر 16-17 ساله خیلی چیز ها را نمی داند پس طبیعی است که این وسط چه کسی باید گرگ شود و چه کسی قربانی….طبق آمار های گرفته شده 99 درصد دختران دبیرستانی قبل از خوردن 100 عدد قرص دیازپام و خودکشی این جمله را بیان می کنند: از همه پسر ها متنفرم!

بابا جون هر وقت خواستی بیای خونه 2 تا شمع هم بگیر. چون برق نداریم!

جمله ای که طی ماه گذشته بسیار پر کاربرد شده است و از آنجایی که هر حرف دیگری در این رابطه بزنیم تبدیل به سیاسی می شویم و اینا پس دیگه چیزی نمی گیم و مثل شهروند نمونه میریم سراغ موضوعات کم خطرتر!

الو! صدات قطع و وصل میشه. برو یه جا که آنتن داشته باشی!

طبق تحقیقات به عمل آمده به طور متوسط نیمی از زمان مکالمه با تلفن همراه در اقصی نقاط کشورمون صرف گفتن جمله بالا می گردد. شایان ذکر است در پاره ای از موارد جملات دیگری به جای جمله بالا به کار می روند که شامل همین مضمون هستند و عبارتند از: قطع و وصل میشی حاجی، نقطه کور ایستادی صدات نمیاد، برو اون خطت رو بفروش با پولش آدامس بخر، ای مخابرات فلان فلان شده،….. (سانسور شد !!) بلده هی پول قبض بگیره! (به جای کلمه فلان فحش های مورد نظر را جایگذاری کنید)



تاريخ : جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

زن مدل هارد دیسک: همه چی یادش می مونه، تا ابد!

زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از دیده برفت!

زن مدل ویندوز: همه می دونن که هیچ کاری رو درست انجام نمی ده، ولی کسی نمی تونه بدون اون سر کنه! . . .

زن مدل اکسل: می گن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نیاز اصلی تون ازش استفاده می کنین!

زن مدل اسکرین سیور: به هیچ دردی نمی خوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمی ره!

زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارین مشغوله!

زن مدل مولتی مدیا: کاری می کنه که چیزهای وحشتناک هم خوشگل بشن!

زن مدل سی دی درایو: هی تندتر و تندتر می شه!

زن مدل ایمیل: از هر ده تا چیزی که می گه، هشت تاش بی خوده!

زن مدل ویروس: زنی که وقتی که انتظارش رو ندارین، از راه می رسه، خودش رو نصب می کنه و از همه منابعتون استفاده می کنه. اگر سعی کنین پاکش کنین، یک چیزی رو از دست می دین، اگه هم سعی نکنین پاکش کنین، دار و ندارتون رو از دست می دین!
 
انواع مردها 

مردها مثل مخلوط کن هستند در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد!

مردها مثل آگهی بازرگانی هستند حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمی توان باور کرد.

مردها مثل کامپیوتر هستند. کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند.

مردها مثل سیمان هستند. وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی.

مردها مثل طالع بینی مجلات هستند. همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند.

مردها مثل پاپ کورن (ذرت بو داده) هستند. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند.

مردها مثل باران بهاری هستند. هیچوقت نمیدانید کی می آید، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود.

مردها مثل نوزاد هستند، در اولین نگاه شیرین و بامزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می شوید.
 


تاريخ : پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



تاريخ : پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

1- داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرت!و بدون وجدان درد اد لیستشو نو پر از این داداشیهای رنگ و وارنگ کنن!

2- داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضیا رو بگیره!

3- داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی-اف منه!
4- داداش خر خون تا در موقع امتحان براش تقلب بنویسه!

5- داداش ماشین دار تا اونو اینور و اونور برسونه!

6- داداشی که چشم دیدنشو نداره (همون داداش واقعی خودش)!
 


تاريخ : پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



تاريخ : پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


1 ) داماد خَچَل : سن بین 15 تا 19 سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشیده، جسارت بسیار ، حماقت فراوان ، زود پشیمون ،زود رنج ، قربانی عواطف زودگذر یا مبادلات خانوادگی ، بچه اش از خودش بزرگتر!


2 ) داماد مَچَل : سن بین 19تا25سال ، ژیگولی ، دانشجو ، سرباز ، رفیق باز، وابسته به پول بابائی ، بیکار ، آینده دار، توی هر دامی که براش پهن کنن تلپی میفته ، کیس مناسبی برای تور شدن ،کم ظرفیت ، یکی میزنه یکی میخوره!


3 ) داماد هَچَل : سن بین 25 تا 35 سال ، رسیده ، حاضر آماده ، دارای کار و بار، فارغ التحصیل ،با کارت پایان خدمت ، دارای شکستهای عشقی فراوان، بسیار با تجربه ، دم به هرتله ای نمیده ، عصا قورت داده ، کمی کج و معوج، پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولی رضایت نمیده!


4 ) داماد کَچَل: سن بین 35 تا 45 سال ، گرفتار ، درگیر، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضی به رضای خدا، دنبال زنان بیوه کم سن وسال ، مسئولیت پذیر ، درپی رفاه خانواده ، دارای کار وبار و خانه!



تاريخ : پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net



تاريخ : پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

 
* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.
 
* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.
 
* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.
 
* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.
 
* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.
 
* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.
 
* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.
 
* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.
 
* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.
 
* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.
 
* ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش از فلان جایش در برود
 


تاريخ : پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

آیا میدانید، گاج مخفف چیست؟ گاج = گاگولا اینجا جمعن !
آیا میدانید، فیس و افاده ی منشی دکترا از خود دکترا بیشتره ؟
آیا میدانید، هر کاری یواشکیش جذابیتش بیشتره ؟ حالا هر کاری !
آیا میدانید، که هندزفری و گره عاشق ترین زوج در تمام جهان هستن !؟
آیا میدانید، با شمردن حلقه های تن ماهی میتوان به سن کنسرو پی برد!؟
آیا میدانید، تعداد زوج یا فرد بودن آدمهای کره ی زمین به من بستگی داره !؟
آیا میدانید، بعضی وقتا یه زنِ حسود میتونه 10 برابر FBI تحقیقات انجام بده !؟
آیا میدانید، بزرگترین مرکز پرورش مار در سطح خاورمیانه ، آستین بنده است !؟
آیا میدانید، خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن فقط بشکن ریز میزنن !؟
آیا میدانید، به نوشابه ی نارنجی میگن زرد به نوشابه ی بیرنگ هم میگن سفید !؟
آیا میدانید، همیشه سطح مسابقات از نظر کسی که قهرمان شده بسیار بالا بوده !؟
آیا میدانید، یک اتاق مرتب نشانه ای از کامپیوتر خراب یا اینترنتی قطع شده میباشد !؟
آیا میدانید، بیشترین زمانایی دلتون هوسای مختلف میکنه یخچال از همیشه خالی تره !؟
آیا میدانید، سر هر موضوعی که تو خونه دعوا میشه نتیجه اینه که تو زیاد میری اینترنت !؟
آیا میدانید، تو فیلم های ترسناک طرف میخواد فرار کنه هیچ وقت ماشینش روشن نمیشه !؟
آیا میدانید، مهمون غریبه که میاد آدم کار کردنش گل میکنه و هی میره تو اشپزخونه دنبال کار !؟
آیا میدانید، همه ی بدبختیامون مال خودمونه ، به شادی ها که میرسه میگن بیاید قسمت کنیم !؟
آیا میدانید، استرس و رقابتی که واسه انتخاب واحد هست واسه خود قبولی تو دانشگاه نیست !؟
آیا میدانید، که تحقیقات نشان داده است که مرد خوب همان مرد بد یست که هنوز لو نرفته است !؟
آیا میدانید، هرچی مهمونی رسمی تره ، میزان خارش جاهای حساس هم به مراتب بیشتر میشه !؟
آیا میدانید، چهره کسایی که تو صف دستشویی عمومی هستن جز جذابترین چهره ها شناخته شده ؟
آیا میدانید، که درسی رو که از ترس افتادن حذف میکنی ، همه با ۱۷-۱۸-۱۹-۲۰ حتی ۲۱ پاسش میکنن ؟
آیا میدانید، که تو فیلمای ایرانی یارو گروگانگیره همیشه میگه پلیس همراتون نباشه و همیشه هم هست ؟
آیا میدانید، یکی از هیجان انگیزترین لحظه ها زمانیه که داری جعبه یه وسیله دیجیتالی جدید رو باز میکنی !؟
آیا میدانید، که تو خونه تنهایین ، از شیر حموم گرفته تا یخ ساز یخچال دست به دست هم میدن تا بترسی ؟
آیا میدانید، تو مدرسه و دانشگاه همیشه کلاسای دیگه زودتر از کلاسی که ما توشیم تعطیل میشن ؟ چرا ؟
آیا میدانید، موقع خواب دوست نداری بخوابی ، موقع بیدار شدن هم دوست داری همه چیزتو بدی ولی بیدار نشی ؟
آیا میدانید، کل پسرای ایرانی از ۱۴ سالگی از باباشون پول نگرفتن ؟ همشونم دستشون تو جیبه خودشون بوده ؟
آیا میدانید، همیشه یکی از خط ریش ها از اون یکی بهتر در میاد ؟ همین قضیه در مورد ابروی دخترها هم صدق میکنه
آیا میدانید، وقتی که بیکاری ، بی حوصله ای ، تنهایی هیچکی اس نمیده اما وقتی که سرت شلوغه ، تصادف کردی ، پشت فرمونی ، تو حمومی ، داری خرید میکنی هزار تا اس میاد واست ؟
آیا میدانید، که تو خونه کلا کسی کاریت نداره ،اما یه دقیقه میای با هندزفری آهنگ گوش کنی بقالی سر کوچتونم ۵ بار صدات زده ؟
آیا میدانید، تو تاکسى اگه دقیقا جایى که میخواى پیاده شى به راننده بگى ۵۰ متر جلوتر وایمیسته ولى اگه ۵۰ متر قبل از مقصد بگى فورا ترمز میکنه ؟؟؟
آیا میدانید، وقتی زبانتان از دهانتان بیرون است ، نمیتوانید تند تند نفس بکشید؟
آفرین رکس ، بگیرش !



تاريخ : پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

چقدر سخته پول یه پیراهن هم نداشته باشی‌ تا اون را بپوشی و بازی کنی!



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

گر بمیرد دختری از قبر او روید گلی!
گر بمیرند دختران دنیا گلستان میشود !

یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا :
من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن !
دو راه برای خانم مهندس شدن هست:
۱اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی
۲ یه شوهر مهندس پیدا کنی !

برای دختر گلم یه آسمون عشق میارم
برای ناز اون چشاش سخاوت هدیه میارم
یک دل پر امید و مهر ، ترانه ساز غصه ها
هدیه من به دخترم ، همون غریب بی ریا


دختر جماعت به کل برتر است / ز جن تا پری از همه سر تر است
پسر سخت بیجا کند، مرگ بید / که برتر ز دختر بیاید پدید
فرق پیر دختر با پیر پسر:
اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !

دختر:موجودی است که:
وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!
وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!
وقتی غمگین است آه میکشد
وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد
وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .
وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.
همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق
پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند !
از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود!!!


پدرپیرایه جان است، دختر / صفای باغ رضوان است،دختر
تو را در گلشن جان وقت پاییز / بهار سبز قرآن است،دختر . . .


عزیزم امروز روز توست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری
و به تمام خواسته های زندگیت برسی


تو ببین، وحشی چشمان توأم دختر خوب
که چنین بی سر و سامان توأم دختر خوب
خوشترین خاطره در خلوت خونین خیال
خواب لبخند و پری خوان توأم دختر خوب !



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

urPtMyywp7.jpgjuYu8QBqOs.jpg



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

همسر عزیزم 
قبل از اینکه از مسافرت برگردی فقط میخواستم در مورد یه تصادف خیلی خیلی کوچیک بهت بگم که وقتی میخواستم ماشین رو توی پارکینگ بذارم اتفاق افتاد.
 
خوشبختانه من اصلاً صدمه ندیدم، بنابراین اصلاً نگران حال من نباش. من خوبم...
داشتم از فروشگاه برمیگشتم خونه، خواستم ماشین رو توی پارکینگ بذارم که اشتباهاً بجای اینکه پدال ترمز رو فشار بدم، پدال گاز رو فشار دادم.
اتفاق مهمی نیفتاد. در پارکینگ یه کم خراب شد. ماشین من هم آروم به ماشین تو برخورد کرد و ایستاد.
من واقعاً متأسفم، میدونم که تو با اون قلب مهربونت من رو میبخشی...
نمیدونی چقدر تو رو دوست دارم...
مشتاقانه منتظرم از سفر برگردی و تو رو در آغوشم بگیرم.
همسر دوست داشتنی تو
راستی، یه عکس از صحنه تصادف برات میفرستم تا زیاد نگران نباشی.

 
 
cid:1.█████████@██████


تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ | ٥:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

 
 
 خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :? نه اینجا نیست? اینا بچه های کارشناسی ارشدن ?

خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!

خر کیف یعنی اینکه یه لپ تاپ می گیری دستت اما ۲ قرون سواد نداری، بعد بهت بگن آقای مهندس!

خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی استاد!

خر کیف یعنی یه زنگ موبایل بزاری که همه دخترا برگردن با علاقه نگاهت کنن!

خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!

خر کیف یعنی فکر کنی اینترنتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی!

خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!

خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!

خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!

خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!

خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!

خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!)

خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!

خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: ?از قیافه تون معلومه که دانشجویین!?

خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!

خر کیف یعنی یک منشی باشی و با مدیر عامل شرکت ازدواج کنی!

خر کیف یعنی بین کلاس ۱۲ تا ۲ و کلاس ۲ تا ۴ خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!

خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!

خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!

خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!

خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره
 
 


تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۳:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

 زنی بنام سیمین به مجتمع قضایی خانواده  رفت و گفت چون با شوهرش اختلاف دارد می خواهد مهریه اش را به اجرا بگذارد. این زن در این خصوص گفت: سه سال است که با شوهرم زندگی می کنم. او مرد خوبی است. نه اعتیاد دارد و نه دست بزن و نه بد اخلاق.

اما همه فکرش معطوف به کارش است و به من کمتر اهمیت می دهد. او مدیر داخلی یک شرکت خصوصی است و بیشتر اوقاتش را سر کار می گذراند و وقتی هم به خانه می آید حوصله صحبت کردن با من را ندارد. چند ماه است سعی می کنم با جواد صحبت کنم اما او فرصت ندارد و همین که به خانه می رسید می خوابد. من هم تصمیم گرفتم مهریه ام را اجرا بگذارم تا او بخاطر این رفتارش تنبیه شود.

این زن ادامه داد: زمانی که جواد به خواستگاری ام آمد من دانشجوی ادبیات بودم و علاقه زیادی به شاهنامه فردوسی داشتم. به همین دلیل مهریه ام را 120 سکه بهار آزادی و یک مرتبه رونویسی از شاهنامه فردوسی اعلام کردم. حالا با گذشت سه سال از شروع زندگی مشترک مان بخاطر اینکه شوهرم به زندگی مان اهمیتی نمی دهد می خواهم آن بخش از مهریه که در خصوص رونویسی از شاهنامه است را به اجرا بگذارم تا شوهرم تنبیه و مجبور شود چند روزی را در خانه کنارم باشد.


تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

منبع:عصرایران

در سریال مادرانه مریم زمان (شقایق فراهانی) در اتاق و در رختخوابش خود را به خواب زده بود، مادرش وارد شده و به او می گوید:" از کی تا حالا با روسری می خوابی؟!"

و حال کارشناسان ما ادامه دیالوگ ها را به شرح زیر پیش بینی می کنند.

دختر: راست میگی ها! واستا الآن روسری ام رو بر  ... !

کارگردان: کات! کات! ... باز شماها جوگیر شدین!

نکته اساسی: برخی از کارشناسان بر این عقیده هستند علت کاهش جمعیت در طی سالیان اخیر، فرهنگ سازی های شکل گرفته توسط صدا و سیما می باشد. خودتان قضاوت کنید وقتی در تمام سریال ها صبح مرد از یک اتاق بیدار می شود و زن از یک اتاق دیگر بیرون می آید، آیا بالا رفتن جمعیت انتظار زیادی نیست؟!



تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

« بسمه تعالی شأنه با عمل به سنت پیامبر اعظم (ص) مجلس جشن و سرور به مناسبت وصلت میمنت اثر عروس خانوم میلیکا خاتون‌ "نقاش باشی و آکتوریس" صبیه آقا محمد رضا خان شریفینیا و سرکار علیه آزیتا خانوم حاجیان از "مشاهیر تیارت و سینما توقراف" و ماه داماد میرزا امیررضا "مدیر صنایع و طرب" ولدخلف محمود رضاخان طلاچیان از کسبه مؤمن و محترم بازار تهران و سرکار علیه ایران خانوم سرور بخش در منزل شخصی منعقد است.
مدعوین محترم از خواتین مکرمه و رجال معظم در یوم الجمعه به دار الضیافه نزول اجلال بفرمایید که در آن انواع اطعمه و اشربه حلال و حلویات به نحو احسن مهیا می باشد و مراسم به قواعد اسلامی برقرار و مجلس از آلات لهو و لعب از جمله جاز و قیتار و ساکسیفون و ترومپت و دیگر آلات غنا مبرا و منزه بوده و متبرک به صلوات، لکن انواع کف و کل و بشکن و اصوات بلبلی بلا اشکال است. » 



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢ | ٧:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

تازه از خواب بیدار شدم بابام می یاد میگه:بیداری؟؟؟! می گم پـَـ نـَـ پـَـ خودمو زدم به بیداری!

رفتم دکتر میگه مریضی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ببینم مرض جدید چی داری؟


با کیس ازدواجش رفتند آزمایش خون، گروه خونی‌شون بهم نخورده?
زنگ زدم بهش میگم : غصه نخور رفیق? دنیا همینه?حالا میخوای چیکار کنی؟ کات میکنی باهاش؟
بجای اینکه دردِ دل کنه میگه: پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر میکنیم تا سال دیگه یه بار دیگه آزمایش میدیم شاید ایندفه شانس‌مون زد افتادیم تو یه گروه خونی آسونتر صعود کردیم مرحله بعد!


بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !


رفتم سردخونه میگم : بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین.
میگه : میخوای خاکش کنی؟
پ نه پ میخوام تا گارانتیش تموم نشده ببرم عوضش کنم


رفتم بانک به آقاهه پشت میز میگم آقا ببخشید شما صندوق دارین؟ میگه پ ن پ هاش بکم!!!


با دوستم تو مزرعه بودیم گوساله داشت از مامانش شیر می خورد دوستم میگه داره شیر می خوره؟ پ ن پ داره مامانش و باد میکنه مثل بادکنک بفرسته هوا!!!!


ماشینه تا شیشه جمع شده... یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن... یارو داره رد میشه... میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!


روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟ پ نه پ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم!


دارم تو کوچه راه میرم یه خانمه با ماشین رفت تو چاله آب پاشید همه صورتم و لباسام خیس شد، وایساده میگه وای خیس شدید ؟

پـَـ نـَـ پـَـ دیدم یه خانم محترمی مثل شما رانندگی یاد گرفته...اینا اشک شوقه!



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

یکى کم روست اما دیگرى یک ذره رو دارد
بترس از آنکه سر دارد ولیکن سر به تو دارد

درست است اینکه دانشگاه جاى علم و فرهنگ است
نمی دانم چه ربطى اصلا این مطلب به او دارد

درست است اینکه کلا بحث دانشگاه شیرین است
ولى نه بر کسى که خاطراتى تلخ از طرح هلو دارد

اگر در بیت بالا وزن از اندازه بیرون شد
صدایش در نیاید، شاعرش چون آبرو دارد

صدایش جاى دیگر در بیاید، در بیاید خب!
صدا باید در آید خاصه آدم تا گلو دارد

همیشه آنچه پنهان مى کنى، پنهان نمى ماند
براى اینکه برخى کارها بسیار بو دارد

نمی دانم چه شد این مصرع بى ربط را گفتم
بدم مى آید از آن خانه هایى که هوو دارد

چه سنگین می شود رفتار مردانى که زن دارند
و سنگین می شود زن بالاخص وقتى که شو دارد

از آن زن ها که وقتى همسرش در خانه مى ماند
تمام روز با وى از سکوتش گفت و گو دارد

و آن همسر ندارد تار مویى در سرش گاهى
ولى گاهى شبیه دیگران بسیار مو دارد

به خانه، خانه وقتى می شود اطلاق که در آن
صدا مى پیچد و هر کس به نوعى هاى و هو دارد

درست است اینکه دانش، گاه مى آید به دانشگاه
ولى اغلب نمى داند چه راهى پیش رو دارد

براى پیرترها این جوانى را نمى فهمم!؟
جوان وقتى جوانى می کند، خب؛ آرزو دارد

درست است اینکه دانشگاه جاى نسبتا خوبى است
و هست آنجا کسى که دائما حتى وضو دارد!

درست است اینکه دانشگاه از استاد لبریز است
ولى وقتى بگردى بیشتر دانش پژو! دارد

از آن دانش پژوهانى که بیش از اوستاد خویش
میان نسخه هاى کهنه و نو جست و جو دارد

نمی دانم چرا شد وقف دانشگاه این شعرم
و حال، آنکه همیشه شعرهایم سمت و سو دارد!

 
  منبع : خبر آنلاین
  


تاريخ : دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .او از زنش قول گرفت که تمامی پول هایش را به همراهش در تابوت دفن کند.زن نیز قول داد که چنین کند.چند روز بعد مرد خسیس دار فانی را واداع کرد.

زن نیز قول داد که چنین کند. وقتی ماموران کفن و دفن مراسم مخصوص را بجا آوردند و می خواستند تابوت مرد را ببندند و ان را در قبر بگذارند،ناگهان همسرش گفت: صبر کنید. من باید به وصیت شوهر مرحومم عمل کنم.بگذارید من این صندوق را هم در تابوتش بگذارم.دوستان آن مرحوم که از کار همسرش متعجب شده بودند به او گفتند آیا واقعا حماقت کردی و به وصیت آن مرحوم عمل کردی؟زن گفت: من نمی توانستم بر خلاف قولم عمل کنم. همسرم از من خواسته بود که تمامی دارایی اش را در تابوتش بگذارم و من نیز چنین کردم.البته من تمامی دارایی هایش را جمع کردم و وجه آن را در حساب بانکی خودم ذخیره کردم.در مقابل چکی به همان مبلغ در وجه شوهرم نوشتم و آن را در تابوتش گذاشتم، تا اگر توانست آن را وصول کرده و تمامی مبلغ آن را خرج کند !!!



تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ٥:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

aTknjmdZqT.jpgaslQsPYWVw.jpg



تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ٥:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:”آیا این تبر توست؟”
هیزم شکن جواب داد: “نه”
فرشته دوباره…
به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شکن جواب داد: “نه”.
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. ” تو تقلب کردی، این نامردیه ”
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز “نه” می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی.و باز هم اگه به کاترین زتاجونز “نه” میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.



تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ٤:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()




تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 اینقدر که پسر ابرو برداشته زیاده، یکی هم می بینم اینکارو نکرده ناراحت می شم؛ فکر می کنم یا عزاداره یا گذاشته پر بشه مدلشو عوض کنه!

 

* یه بار واسم نامه رسید بعد نامه رو باز کردم هر چی منتظر شدم مثل تو فیلما نویسنده نامه با صدای خودش نامه رو واسم بخونه، نخوند! لحظه سختی بود. تمام باورهام فرو ریخت.

 

* مامان و بابام با همدیگه جایی نمیرن، همیشه یکیشون می مونه خونه که سریالای جم رو واسه اون یکی تعریف کنه.

 

* یکی از سخت ترین کارای این دوره و زمونه اینه که بدونی چه جوری با یه بچه رفتار کنی که بهت فحش نده.

 

* امروز بابام ازم پرسید گوشیتو فارسی کردی؟ من گفتم نه نبردم فارسیش کنم چون باید Root بشه. یهو مامانم کاملا جدی گفت خب بده یکی ببره که روش بشه!

 

* در عصر جاهلیت یکی عاشق یه دختره میشه با پدرش میرن خواستگاریش. پدر دختر میگه هفته پیش زنده به گورش کردیم باید زودتر خبر می دادین...


* عکس العمل های خانواده بعد از اینکه من با سر و دستی خونین مال در اثر تصادف به خونه اومدم:

مامانم: صاف می ری حموم خودتو به جایی نمیزنی نجس کاری بشه. 
داداشم: باز رفتی تو دیوار. 
بابام: به بیمه خبر دادی؟ 
مامان بزرگم: ناهار خوردی مادرجون؟

 

* نظافتچی میاد خونمون مامانم قبلش اتاق منو جمع می کنه زشت نباشه یه وقت...

 

* طرف رفت انجمن اهدای اعضای بدن، عضو بشه جوگیر شد همه رو تیک زد، بعد از مرگش بیمارستان یه شلوار با یه مشت سبیل تحویل خانوادش دادن!

 

* ترسناکترین جمله در زمان کودکی: وایسا برسیم خونه. یعنی تا برسیم خونه 100 بار آرزوی مرگ می کردیم. یه بار تو ماشین خودمو زدم به خواب، وقتی رسیدیم خونه، بابام یه طوری که من بشنوم به مادرم گفت، حیف که خوابه وگرنه ادبش می کردم حالام عیب نداره فردا صبح که بالاخره بیدار میشه! نشون به این نشون که فرداش تا ساعت پنج عصر تو تخت غلت می زدم یعنی من خوابم...

 

* یکی از روش هایی که مامانا برای زجر دادن بچه هاشون می تونن ازش استفاده کنن اینه که قورمه سبزی درست کنن ولی کم.

 

* دینگ دینگ. مسیج گوشی دوستام: سلام نازنینم. تا آخر عمر با همیم. هیچ وقت تنهات نمی ذارم.... دینگ دینگ! مسیج گوشی من: هایپر استار: از تارخ 4 شهریور تا 20 شهریور. ماکارونی تک 1180 تومان. نوشابه کوکا قوطی 675 تومان. پنیر سفید کاله 1270 تومان.

 

هر دفعه به بابام می گم برام ماشین می گیری؟ می گه: بله ... فقط بگو نخش کوتاه باشه یا بلند؟

 

* پسرم واسه اولین بار یاد گرفت بگه گاو. منم ذوق زده بردم پیش مامانم گفتم ایلیا به مامانی بگو گاو. یهو مامانم گفت خاک تو سرت با این ادب کردنت. الان من که هیچ بچه م هم از حرف زدن افتاده.

منبع:همون پایینی



تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

http://www.seemorgh.com/uploads/1391/09/01/54.jpg



تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت 3، 4 سالش بود. دیوار راست رو می رفت بالا. نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچه گونه گفتم: خاله دون، جن سالته عجییییجم؟ اسمتو بهم می گی خانومه خوججل؟
حدود 30، 40 ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت: مثل آدم حرف بزن ببینم چی می گی!

 

* پشت پورشه به یکی تیکه بندازی میشی بانمک!
حالا پشت پراید همون تیکه رو بنداز، میشی یه بچه ولگرد الاف بی شخصیت بی ناموس!

 

* آمپوله ... کراتینیه ... همش باده
واکنش پسرا وقتی یکی خوش هیکل تر از خودشون می بینن!

 

* سخت ترین قسمت شنیدن یه شوخی بی مزه اون قسمتیه که نگاهت می کنن تا عکس العملت رو ببینن...

 

* پسره تو اعلامیه پدرش نوشته:

از وقتی رفتی گرمی از این خونه رفته...
یعنی خیلی ریز به موضوع خاموش کردن کولر اشاره کرده!

 

* داشتیم فوتبالیستا رو نگاه میکردیم، لامصب سوباسا تو دلش گفت: ما باید این بازی رو ببریم
بعد میزوگی از بین تماشاگرا بلند شد، گفت: درسته سوباسا!

 

* نیسانیه شمارشو پشت ماشینش زده زیرش هم نوشته:

کار داشتی زنگ نزن، بار داشتی زنگ بزن...

 

* اگه دقت کرده باشین، زندگی همه کسایی که ما فکر می کنیم اسکل هستن از زندگی خودمون بهتره...

 

* به امید روزی که آقایون تفاوت بین رنگ های زرشکی و جگری و دونه اناری و لاکی رو یاد بگیرن و به همشون نگن قرمز!

 

* مثلث برمودا:

موبایل، فیبس بوک، تخت
تا حالا مشاهده نشده کسی ازش بیرون بیاد...

 

* به همون نسبت که پدرا سعی می کنن کولرو خاموش کنن، مادرا سعی می کنند در اتاق بچه ها رو باز بذارن!

 

* الان سیستم طوری شده موقعی که می ریم دستشویی همش باید در استرس باشیم یهویی آب قطع نشه! همین آرامش در توالت مونده بود که اونم ازمون گرفتن!

 

* دختره لب ساحل 2000 تومن داده 30 ثانیه اسب سوار شده بعد عکس گرفته زیرش نوشته:
من عاشق سوارکاری ام!

 

* کاش فرستادن اس ام اس چندین مرحله داشت مثلا:

1- فرستادن
2- می خوای بفرستی؟
3- بفرستم؟
4- دارم می فرستما
5- پشیمون نیستی؟
6- بازم فکر کن!
7- بفرستم؟
8- دیگه دارم می فرستما
9- فرستادم
10- فرستاده شد

اگه این گزینه ها بود حداقل در اکثر موارد به فنا نمی رفتیم!



تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

http://www.seemorgh.com/uploads/1391/09/01/52.jpg



تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
 
 
 
اخبار میگه: از هر 5 ایرانی یک نفر از اسهال رنج می بره. این یعنی اون 4 تای دیگه از اسهال لذت می برن؟
 

* ظهری سوار تاکسی بودم بعد راننده با ماشین پشتی دعواش شد پیاده شد گفت: من اینجا وایسادم و وای خواهم ساد!
طبق آخرین اخبار رسیده تمامی اساتید ادبیات به صورت دسته جمعی خودکشی کردن.

 

* احترام پدرا و مادرا به حریم خصوصی بچه ها به این صورته که اول دروباز می کنن بعد طی همون فرایند باز شدن در چند بار به در می زنن!

 

* برادرزادم یواشکی با پول توجیبی هاش رفته Ipod touch خریده!
بعد ما بچه بودیم با پول توجیبی یه هفته مون می رفتیم دوتا پفک نمکی می خریدیم و تو زیرزمین یواشکی می خوردیم و پوستش رو منهدم می کردیم!

 

* دوتا از پرمصرف ترین جملات دنیا:

I love you
Made in China

 

* تفاوت بعضیا با عکاساشون مثل تفاوت عکس رو پاکت بستنی عروسکی با خود بستنیه!

 

* اینجور که داره پیش می ره می ترسم چن سال دیگه که در چیپسا رو باز می کنیم فقط بوش بیاد و دیگر هیچ!

 

* شما یادتون نمیاد بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المسائل بود. از اختلاس هم جرمش سنگین تر بود!

 

* دیروز از سر کار برمی گشتم دیدم یه پسر بچه قدش به زنگ آیفون نمی رسه هی داره خودشو می کشونه بالا. منم مثل رابین هود رفتم گفتم می خوای برات زنگ بزنم؟ اونم سرشو تکون داد و گفت اوهم. منم برای اینکه سریعتر در رو براش باز کنن دو سه بار زنگ زدم. بعدش با لبخند بهش گفتم خوب دیگه چیکار کنم برات کوچولو؟
گفت هیچی دیگه فرار کن تا صابخونه نیومده! تو از اون ور برو من از این ور!

 

 

منبع:یک دوست (جدا نام یک سایته!!)



تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
منبع:پارس ناز

طنز ایمیل مجنون به لیلی

داد مجنون بهر لیلی یک ایمیل

گفت ای از هجر تو اشکم چو سیل

ای به قربان قد و بالای تو

من فدای قامت رعنای تو

ناز کم کن ای نگار ناز دار

قهر با من نیست انصاف ای نگار

خواسته ای میرزا قلمدونت شوم

واله و شیدا و حیرونت شوم

گفته ای نامه ز ایمیل بهتر است

دستخط یار دیدن خوشتر است

لیک دور نامه لیلی جان گذشت

دوره ی ایمیل یا ایکارد گشت

نامه جانم مال عهد بوق بود

راز دار عاشق و معشوق بود

ناخن تو چون که گشته مانیکور

خط چشمت چشم ها را کرده کور

نامه بهر تست دیگر املی

ای نگار دلربای سوگلی

گشته چت دیگر به جایش جانشین

دوره ی ایمیل گشت ای نازنین

فیبر نوری گشته دیگر این زمان

جانشین کفتر نامه رسان

بهر تو ایمیل خیلی بهتر است

لایق عاشق کشان دلبر است

اسب همت را تو اینک هی بکن

بهر مجنون یک ایمیل ریپلی بکن

جوف آن بفرست اتچ های قشنگ

فایل های جور واجور و رنگ وارنگ

عشق من آنلاین تست ای مهربان

صبح و ظهر و عصر و شب در هر زمان

آف مسیجت می فرستم دمبدم

تا که مهر افزون کنی و ناز کم

این ایمیل را کپی پیست در هارد کن

از برای عاشقان فوروارد کن

با خیال راحت ای یار ملوس

چون که دارد این ایمیل آنتی ویروس


تاريخ : شنبه ٩ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

مانتوش بیشتر شبیه جلیقه . آرایششم که شبیه جن شده
موهاشم مثل آنشلی قرمز کرده و باید با میکروسکوپ روسریشو دید
می گه به نظرت برم بیرون گشت ارشاد می گیرم ؟
پ ن پ می برنت صدا و سیما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی!!

 

به بابام میگم پول بده
میگه اونی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟ نکنه همشو خرج کردی؟
تا اومدم بگم پـَـ
زد تو دهنم نذاشت حرف بزنم
من فقط می خواستم بگم پس اندازشون کردم!!

 

تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم
طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟

پ نه پ می گیم هورا هورا ما هم از این دبه ها داریم!!

 

بهش می گم : زود باش دمپاییتو بده تا سوسکه نرفته
میگه : مگه میخوای بکشیش؟
پ نه پ می خوام بدم سوسکه پاش کنه نجس نشه!!

 

فامیلمون اومده آکواریومم رو دیده می گه غذای مخصوص بهشون میدی؟
پ نه پ پول تو جیبی میدم بهشون خودشون میرن واسه خودشون غذا می خرن!!

  

زنگ زدیم آتش نشانی می گه جایی آتیش گرفته؟
پ نه پ زنگ زدم ببینم امشب خونه ای بیایم مهمونی!!

  

از راننده اتوبوس میپرسم چقدر شد؟
می گه 350 بهش 400 تومن دادم
می گه یه نفری؟
پ نه پ کل اتوبوس مهمونه من!!

 



تاريخ : جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢ | ٥:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

دستمال کاغذی گرد کردم گذاشتم تو بینی م
مامان بزرگم میگه بینیت خون اومده؟
پ نه پ دیدم از دماغم داره هوا میاد
گفتم حتما پنچر شدم فعلا اینو رد کنم که بادم خالی نشه!!

 

رفتم مغازه میگم cd دارید؟
میگه خام؟
پ ن پ تنوری باشه با قارچ و پنیر!!

 

میگه شما تو خونه همش سه تا بچه این؟
پ ن پ بابام مارو نمونه زده اگه مقرون به صرفه بودیم
ایشالله خط تولید انبوه رو راه اندازی بکنه!!

 

رفتم داروخونه میگم باند دارین؟
می گه باند پانسمان زخم؟
پ نه پ باند فرودگاه فقط بی زحمت سه بانده باشه!!

  

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون می گه به سلامتی تشریف می برید مسافرت؟
پ ن پ ماشینمون بی تابی می کنه اومدیم پیشش زندگی کنیم تنها نباشه!!

  

بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین
تازه می پرسه خورد به دستت؟
پ ن پ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم
دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم عجب گلی بود!!

 

تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم
یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟
پ ن پ برد انتی ویروس نصب کنه برام!!

 

به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان ابم بیار
بهم می گه تشنته ؟
پ ن پ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم!!

 

رفتم مرغ فروشی به فروشنده می گم بال دارین
میگه بال مرغ؟
پ ن پ بال هواپیما چند تا کوچه پایین تر سقوط کردیم می خوام درستش کنم!!

  

زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن
دختره گوشی رو برداشته ، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید ؟
میگه واسه عکس گرفتن ؟
پ ن پ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم
بعد می خنده میگه 6 وقت داریم
بهش میگم قبل از 6 هم کسی نوبت داره ؟
پ ن پ امروز رو کلا واسه همسر آیندم خالی کردم!!

 



تاريخ : جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢ | ٥:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


تاريخ : پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

سه تا دیوونه سوار تاکسی میشن راننده میبینه دیوونن بدون اینکه حرکت کنه میگه: رسیدیم

اولی کرایه میده پیاده میشه
دومی کرایه میده پیاده میشه
سومی میزنه تو سر راننده و میگه: دیگه هیچوقت انقد تند نرو..

 


ﭘﺴﺮ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﮐﺠﺎ ﻏﺬﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﺟﺎ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !
ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧــــَـــﻪ ﺭﮊﯾﻤﻢ !
ﭘﺴﺮ : ﺧﺐ ﺑﺮﯾﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺍﻣﺸﺐ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﺑﺮﯾﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﺎﺯه ﺑﺎﺯ ﺷﺩﻩ ؟ ﻧﻈﺮﺕ ﭼﯿﻪ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺩﻭﺭﻩ !
ﭘﺴﺮ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭽﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﮒ ﺑﺰﻧﯿﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﺍﯾﺸﺸﺸﺶ !! ﻣﻦ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭻ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﭼﯿﺰﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﭘﺲ ﺑالاﺧﺮه ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﯿﻢ ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻫﺮﭼﯽ ﺗﻮ ﺑﮕﯽ ﻋﺸﻘﻢ !!!


زندگی یعنی:
باید مثل خر درس بخونی دهنت سرویس بشه، تا در آینده بتونی مثل خر کار کنی دهنت سرویس بشه...

تازه اگر خوش شانس باشی یا پارتی داشته باشی بتونی کار پیدا کنی! 


رو دسته صندلی دانشگاه نوشته بود وقتی زلزله اومد پشت صندلیو نگا کن !
پشتشو نگا کردیم نوشته بود الان نه خره وقتی زلزه اومد 


رفتم توی دستشویی، با همه وجودم دارم زور می زنم ، یه دفه همه جا تاریک شد. مامانم داد زد: برقا رفت چیزی لازم نداری؟ گفتم خدا رو شکر. فکر کردم چشام پریدن بیرون از حدقه انقد زور زدم!!!!

آدم بمیره ازین سوتی ها نده 



تاريخ : پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

امروز خونه ی داییم اینا بودم، تلفنشون زنگ زد
پسرداییم که 5سالشه جواب داد؛ بعدش زن داییمو صدا کرد گفت :
مامان ... بیا گودزیلاس!
گفتم : سروش این چه حرفیه؟ گودزیلا یعنی چی؟
میگه : مامانم گفته عمه هات زنگ زدن بگو : گودزیــلا !
اگه خاله هات بودن بگو : نازیـــلا !
میگم : خب حالا کی بود ؟
میگه : مامانت بود دیـــــگه ...!

 

بعد از سالها یکی از دوستای قدیمیمو تو خیابون دیدم، کلی باهم حرف زدیم تا رسیدیم به اینجا که:
گفتم: خب الان مشغولِ چه کاری هستی؟
گفت:یه مغازه زدم ولی راضی نیستم
دوست دارم خشکبار فروشیش کنم، کلی سود داره اما صاحب مغازه راضی نیست، میگه کلاسِ مغازه رو میاری پایین!!
گفتم:تف به ذاتِ خرابش، لابد از این تازه به دوران رسیده هاس.
غمت نباشه، یکی از بچه ها یه جای تووپ داره واست ردیفش میکنم، هرچی حال کردی بریز توش، صاب مغازه هم زنشو بزاره پشتِ ویترین کلاسِ مغازه‌ش بره بالا....
گفت: صاحب مغازه بابامه ...!



تاريخ : پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

از خانمی پرسیدند : شنیده ام پسر و دخترت هر دو ازدواج کرده اند، آیا از زندگی خود راضی هستند ؟
خانم جواب داد : دخترم زندگی خوشی پیدا کرده که من همیشه برایش آرزو می کردم. ابدا دست به سیاه و سفید نمی زند .
صبحانه را در رختخواب می خورد. بعد از ظهرها هم دو سه ساعتی می خوابد. عصر با دوستانش به گردش می رود و شب هم با تفریحاتی مثل سینما و تلویزیون سر خود را گرم می‌کند. یقین دارم که دامادم هم با داشتن چنین همسری سعادتمند است !
پرسیدن وضع پسرت چطور است ؟
گفت : اوه اوه !!! خدا نصیب نکند ! بلا بدور ، یک زن تنبل و و وارفته ای دارد که انگار خانه شوهر را با تنبل خانه اشتباه گرفته است .
دست به سیاه سفید که نمی زند . اصرار دارد که صبحانه را در رختخواب بخورد .
تا ظهر دهن دره می کند. بعد از ظهرها باز تا غروب خبر مرگش کپیده ! عصر هم از خانه بیرون می رود و تا نصفه شب مشغول گردش است . با وجود این زن ، پسرم بدبخت است!



تاريخ : پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


کارتریج چاپگر تموم شده بود این پرینت آخری کمرنگ شده و خوب در نیومده است!!



تاريخ : پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه، شما فکر کن پشه ها هم مثل مورچه ها رفیق باز بودن...
یه سوژه که پیدا میکردن 800تا از رفیقاشونو میکشوندن اونجا... از همینجا از این اخلاق پسندیده­اشون تشکر میکنم.


.
.
.

اولین سوال یک شیرازی از یک مخترع: کاکو چیطو حوصلت شد؟

.
.
.

ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﻓﮑﺮﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺁﺩﺍﻣﺲ ﻧﻌﻨﺎﯾﯽ ﺷﯿﮏ ﻫﻢ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺍﺯﺵﺧﻮﺷﻢ ﺑﯿﺎﺩ... ﻭﻗﺘﯽﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺍُﺭﺑﯿﺖ ﺷﺪﻩ ۱۸۰۰ ﺗﻮﻣﻦ.

.
.
.

اینو امروز کشف کردم:
همیشه نفر جلوییت تو صف پمپ بنزین، دست و پا چلفتی ترین و تنبل ترین آدمه روکره زمینه
قبول دارید؟!

.
.
.

مامانم اومده میگه یه پست سرکاری بذار چهارتا فحش به عمت بدن بخندیم.

.
.
.

تبلیغ رنگ مو داش نشون میداد تو تلویزیون ایران:
زنه اول روسریش مشکی بود؛ بعد استفاده از رنگ مو روسریش قهوه‌ای شد.


.
.
.

گوگل پسره یا دختر؟
خب اون بدون شک دختره،
چون اجازه نمی ده یه جمله ای رو کامل کنی،
از همون اول شروع می کنه به حدس زدن،
و همچنان حدس زدن،
لامصــب بعضی وقتا حدسایی میزنه که دهن آدم وا میمونه،
مخصوصاً وقتی یکی کنارت نشسته باشه!!!

.
.
.
بچه که بودم بابام منو برد بهداری واکسن بزنم، تا چشمم خورد به آمپول خون گریه میکردم، التماس میکردم،
چند نفر گرفته بودنم، منم زجه میزدم (بار روانیش خیلی زیاد بود)،
الکل رو که زد به بازوم گفتم تمومه کارم به عنوان آخرین حرفم گفتم: *یــــا حـسیــــــن شهیــــــد*
آقا همه پرسنل بهداری از خنده موزاییک میخوردن.


.
.
.

بچه خواهرم 5 سالشه نه گذاشته نه ورداشته برگشته پرو پرو به بابام نیگا کرده میگه: بابابزرگ یه میمون (منظورش عروسک بود)خریدم قد تو،
بابام کم نیاورد گفت: این دفعه خواستی بری بخری سایز بابای الدنگتو بخر بچه.
بعد دید من دارم زیرزیرکی میخندم یه پس گردنی هم به من زد.

.
.
.
یه وختایی نمیرم دمه یخچال که پیشه من شرمنده نشه... خدا هیچ یخچالی رو شرمنده صاحبش نکنه.

.
.
.

کاش وقتی یه چیز جدید به یخچال اضافه میشد واسمون یه نوتیفیکیشن میومد !

.
.
.
موقع امتحان سوالاتی رو که بلدیم با خط نستعلیق می نویسیم، ولی اونایی رو که بلد نیستیم با بدترین خط می نویسیم



تاريخ : دوشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

اعصابمون خورده
میخوایم پاچه یکی رو بگیریم پس سگ درونمون زندس
... 
صبحونه یه عسـل کامل میخوریم
خــرس درونمون هم زندس
… 
میریم اتاق یادمون میره چی میخواستیم
اسکل درونمون هم زندس

مگسو رو هوا میزنیم
قــــورباغه درونمون هم زندس

چمـــــــن میبینم میکنیمش
بز درونمون هم زندس

طرف میره هنوز عاشقش میمونیم
خــــــر درونمونم زندس

کلاً باغ وحشی داریم به تنهــــــــــایی




تاريخ : دوشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

http://upload7.ir/images/98490242086720758052.jpg
یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...

طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ... 
اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ... 
مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...


توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...
مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!

نتیجه اخلاقی : در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !

 



تاريخ : یکشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٢ | ٦:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

بهتره در ادامه ببینید.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱ شهریور ۱۳٩٢ | ۸:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()