رو دسته صندلی نوشته بود وقتی زلزله اومد پشت صندلیو نگا کن
پشتشو نگا کردیم نوشته بود الان نه خره وقتی زلزه اومد !
.
.
.
اومدم یه آدم خیلی خوشتیپ رو بغل کنم
خوردم به آینه!
.
.
.
هر وقت دره این یخچال لامصــب رو باز میکنیم خالیه ها،
حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک
تو یخچال جا بدیم
باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات ، تا بتونیم جاش بدیم ..!
.
.
.
بالاخره فهمیدم چرا اینقد تو عروسیا بهت اصرار میکنن بری برقصی!
چون خودشون جا ندارن بشینن، بر که میگردی هم جا نداری هم میوه
تازه شیرینیاتم خوردن !
.
.
.
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺗﻮ ﺍﻧﻮﺑﻮﺱ ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺖ ﯾﻪ ﭼﮏ ﺯﺩ
ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ!!!
ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﭼﺘﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟؟؟
ﻏﻀﻨﻔﺮ:ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺭ ﺯﺭ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﮑﻨﯽ 
.
.
.
دختر ﻧﻮﺷﺘﻪ :
” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!
ﯾﻪ پسره ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺮﺍﺡ ﭘﻼﺳﺘﯿﮑﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺖ؟ !!
.
.
.
آهای اونایی که خیلی خودتونو میگیرید
چاه توالت ما هم خیلی وقتا میگیره
گفتم که در جریان باشید
.
.
.
آیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!!
فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن
.
.
.
بیست سوالی ….؟
_ تو جیب جا میشه ؟
بله
_از جیب راحت در میاد ؟
بله
_glx ؟
افرین درسته !
.
.
.
پیرزن دید عزراییل داره میادازترس رفت تومهدکودک نشست پیش بچه ها
و شروع کرد به پفک خوردن!
عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟
پیرزنبا صدای بچگانه گفت:قاقامیخورم!
عزراییل گفت پس بخورکه میخوایم بریم ددر!!؟
.
.
.
اون نونواهایی که نونو میچسبونن به تنور همه رپرن ، شما حرکاتو دقت کن !


تاريخ : شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۱ | ٥:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

بابام به مامانم اس ام اس عاشقانه فرستاده...الان 2 روزه خونمون دعواست!!

مامانم گیر داده به بابام که این اس ام اس و کی واست فرستاده !!!!

.

.

.


داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم :
پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت :
اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟!!!!

.

.

.


از مارمولک له شده زشت تر٬ پسربچه تو سن بلوغه. اصلن مثل کوبیسم میمونه!!! هیچیش به هیچیش نمیا!

.

.

.

رفتم یوگا اسم بنویسم، لامصـــب دو به شک بودم حوصلم میشه برم یا نه!
یارو گفت میای کلاس ملافه و بالشم بیار!! فهمیدم همون ورزشیه که یه عمر دنبالش بودم

.

.

.


آیا میدانید این زوج‌های عاشقی که روی ریل قطار و به سمت غروب خورشید قدم می‌زنند،
یا تا حالا قطار سوار نشده اند یا اگه سوار شده اند دستشویی نرفته اند،
یا اگه دستشویی رفته اند به سیستم دفع فاضلاب قطار دقت نکرده اند؟

.

.

.

آقای شهردار پشت در این سرویس بھداشتی ھای عمومی یه دکمه لایک ھم بزارید تا ما این کامنتارو که ملت مینویسن لایک کنیم

.

.

.


لامصـــب با این نرخ سکه
دیگه دختر مذهبی هم نمیشه گرفت !!14 تا سکه هم حساب میکنی خیلی زیاده !
باید یکی و پیدا کنیم به 5 تن راضی باشه

.

.

.

رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت گرفتم.
تو عوارض جانبیش نوشته:
سردرد، سرگیجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب
دو بینی، اختلال در تشخیص، نارسایی کبد، نارسایی کلیه
نارسایی قلب، سکته قلبی، سکته مغزی، مرگ ناگهانی !
فکر کنم اگه سیانور می گرفتم، عوارضش کمتر بود

.

.

.


از غضنفر می پرسن: بلندترین برج تهرون کدومه؟ می گه: آزادیه دیگه، معلومه که !!!
دو باره می پرسن: پس برج میلاد چی؟
جواب می ده: بابا شما خبر ندارین! اگه برج آزادی پاهاشو ببنده، از میلاد هم بلندتره

.

.

.

میدونید چرا روی خیابان ولی عصر این اسمو رو گذاشتن ؟؟؟
چون صبح و ظهر
هیچ خبری نیست
ولی عصصصصصصصصصر، بیا ببین چه خبره

.

.

.

خوب به دخترایی که می شناسین نگاه کنین یه نشونه پاک نشدنی توشون پیدا کنین
چند وقته دیگه که لوازم ارایش قحطی بشه دیگه نمیشه شناختشون

.

.

.

تو ایران فقط وقتی آرایش عروس رو قبول دارن که دیگه حتی مادرش هم نشناسدش

.

.

.

غضنفر میاد تهران ، تو ترافیک گیر میکنه
میگه : ها ماشالا ! به این میگن عروسی

.

.

.


یارو میگفت : رفتم سربازی، روز اول نشوندنمون رو زمین...
جناب سروان داد زد: کی اینجا لیسانس ریاضی داره؟ منم با ذوق و شوق
دستمو بردم بالا گفتم : من!
جناب گفت: پاشو اینا رو بشمار

.

.

.

یکی از دوستام گفت : یه دوست دختر خوب دارم در حدِ تیم ملی
منم گفتم : اگه منظورت تیم ملی الآنه،باید بگم که خاک تو سرت با این انتخابت

.

.

.


خیلی وقت احساس امریکایی بودن دارم چون هیچ غلطی نمیتونم بکنم

.

.

.


همیشه میگن شکست مقدمه پیروزیه نمیدونم پس من کی از دور مقدماتی صعود میکنم

.

.

.


انکار نکنید، همتون حداقل یه بار تو بچگی‌ در یخچال رو آرم میبستین و از لای درش به زور نیگا میکردین ببینین کی‌ چراغش خاموش می‌شه !!!

.

.

.


دلم میخواد لیلا فروهر رو ببینم و ازش بپرسم چطور شد که از «ای دل تو خریداری نداری» رسیدی به اشعار مولانا

.

.

.

دقت کردین وقتی میرین دکتر

مریض قبل شما ٣ ساعت تو اتاق دکتره

ولی وقتی نوبت شما که میشه دو ثانیه معاینه میشین و میایینبیرون! ؟

.

.

.

بالاخره حکمت ” آی سی یو ” رو در بیمارستان دریافتم !

جمله ای حکیمانه از جناب عزراییل خطاب به بیمار : “I See You”

.

.

.

فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه …

حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !

.

.

.

“معرفت” یه موقعی لباس رفاقت بود!!! الان “منفعت” جاشو گرفته

.

.

.

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی

از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، میبُری

از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی، زیادی‌ئی…

.

.

.

دنیا رو می بینی ؟ حرف حرف میاره ، پول پول میاره

خواب خواب میاره ولی محبت خیانت میاره !

.

.

.

یک ساعته اومدم کلوب و در اتاقمم بستم ک دارم درس میخونم

الان بابام اومده میگه دخترم داری چیکا میکنی؟

گفتم دارم درس میخونم میگه بیا کتابتم ببر که بهتر متوجه شی !

.

.

.

هیچی ترسناک تر از این نیس بیای خونه ببینی یکی اتاقتو تمیز کرده

حالا ۲ ساعت باید بشینم فکر کنم ببینم چی قایم کرده بودم و آیا کشف شده یا نه !

.

.

.

رو دسته صندلی نوشته بود وقتی زلزله اومد پشت صندلیو نگا کن

پشتشو نگا کردیم نوشته بود الان نه خره وقتی زلزه اومد !

.

.

.

اومدم یه آدم خیلی خوشتیپ رو بغل کنم

خوردم به آینه!

.

.

.

هر وقت دره این یخچال لامصــب رو باز میکنیم خالیه ها،

حالا اگه بخوایم یه قابلمه کوچیک

تو یخچال جا بدیم

باس یه ساعت پازل حل کنیم با محتویات ، تا بتونیم جاش بدیم ..!

.

.

.

بالاخره فهمیدم چرا اینقد تو عروسیا بهت اصرار میکنن بری برقصی!

چون خودشون جا ندارن بشینن، بر که میگردی هم جا نداری هم میوه

تازه شیرینیاتم خوردن !

.

.

.

ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺗﻮ ﺍﻧﻮﺑﻮﺱ ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺖ ﯾﻪ ﭼﮏ ﺯﺩ

ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ!!!

ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﻮﻧﻪ ﭼﺘﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟؟؟

ﻏﻀﻨﻔﺮ:ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺭ ﺯﺭ

ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﮑﻨﯽ =))

.

.

.

دختر ﻧﻮﺷﺘﻪ :

” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!

ﯾﻪ پسره ﺯﯾﺮﺵ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺮﺍﺡ ﭘﻼﺳﺘﯿﮑﺖ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺖ؟ !!

.

.

.

آهای اونایی که خیلی خودتونو میگیرید

چاه توالت ما هم خیلی وقتا میگیره

گفتم که در جریان باشید 

.

.

.

آیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!!

فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن

.

.

.

بیست سوالی ….؟

_ تو جیب جا میشه ؟

بله

_از جیب راحت در میاد ؟

بله

_glx ؟

افرین درسته !

.

.

.

پیرزن دید عزراییل داره میادازترس رفت تومهدکودک نشست پیش بچه ها

و شروع کرد به پفک خوردن!

عزراییل نشست پیشش گفت چکارمیکنی؟

پیرزنبا صدای بچگانه گفت:قاقامیخورم!

عزراییل گفت پس بخورکه میخوایم بریم ددر!!؟

.

.

.

اون نونواهایی که نونو میچسبونن به تنور همه رپرن ، شما حرکاتو دقت کن !

.

.

.

دختره فرم دانشگاه پر کرده:

نام:پریسا ….

نام خانوادگی:جلالی ….

فرزند: سوم!!

این چطوری کنکور قبول شده واسم سواله :دی !

.

.

.

اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی

چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده

هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید !!!



تاريخ : جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


اینکه دخترا میگن "دوست پسر فابریک" یعنی چی دقیقا!! مثلا تازه بازش کردی ، قلف داره ؟ بسته است ؟ پلمپه؟ روش نایلونه؟ ضمانت داره ؟ شکستنیه ؟ خوردنیه ؟ لرزش گیر داره ؟ ضربه گیر چطور؟ اوریجیناله؟



رفتم جوراب خریدم مال ترکیه س, بعد اسم شرکت وارد کننده ش اینه: شرکت پا افزار آوران حجاب ساز! فکر کنم همینا میشینن اسم سال رو انتخاب می کنن!


توی اول دبیرستان دوست احمقم ترک تحصیل کرد ولی ما به سلامتی دانشجو شدیم… خدارو شکر الان ایشان ماشین هیوندا جنسیس داره بنده هم یک دستگاه ماشین حساب دارم



چه رسم مسخره ای دارن خارجیها که زانو میزنن خواستگاری میکنن. مثل مرد پاشو خواستگاری کن، اگه هم گفت نه، همونجا یک چهار لیتری اسید بپاش تو صورتش :| !!!!!!



من تو مدرسه جزء اونایی بودم که وقتی برق میرفت یا میومد ،با نعره صلوات میفرستادم تا محض اینکه چند ثانیه هم ک شده وقت کلاسو بگیریم



با یکی دوس بودم عاشق چشماش بودم نمی دونی چه رنگی داشت لامصب کلی شعر گفتم واسه چشاش بعد 6 ماه فهمیدم لنزه............


ملت هر شب تو تختشون دنبال گوشیشون می‌گردن که به دوس دخترشون اس‌ بزنن منم سه ساعت دنبال طول و عرضه لحافم می‌گردم:|



دوست دانشگاهیم زنگ زده بعد از مدتها که خبرداری فامیل شدیم؟ گفتم نه چجوری؟ میگه من میشم برادرزاده زن پسر عموی خواهر زاده دامادتون . نه خدایی ما رو ببین با کیا شدیم 75 میلیون.



.. یه بار هم رفتم باشگاه بدنسازی اسم نوشتم. مربیه همون روز اول بهم یه رژیم داد صبح باس یه خرما لیس می‌زدم؛ اون‌وخت شب به همون خرمای صبح خیره می‌شدم!!! سه روز رفتم بعدش به این نتیجه رسیدم مرد باس معرفت داشته باشه، نه بازوی ستبر!!!



این دخترایی که با یه نم بارون"پوتین " می پوشن همونایی اند که تو حراج ٧٠ ٪ پارسال خریدند الان لحظه شمارى میکردن زودتر بپوشن....


.. تمام وسایل و امکانات زندگی ما رو مامانم میزاره “همون جا” ؛ کلا همه چی و هرچی که می پرسی جوابش همون جاست !



“بی سرو صدا ، وسایلتونو جمع کنین با صف بیاید برید توو حیاط ؛ معلمتون نیومده” یکی از ناگهانی ترین و سورپرایز کننده ترین جملات دوران مدرسه



امروز دیدم پشت یه نیسان آبی نوشته : من و ماشینم ، شما همه !!! با توجه به شناختی که از نیسانای آبی دارم این حرفش کاملا منطقی بود



با سلام … پشه محترم اصلا مهم نیست که تو این سرما هنوز زنده موندی ! مهم اینه که موبایل من سولاریوم نیست که بیای جلوش خودتو برنزه کنی !


دقت کردید جدیدا مد شده دخترا یه دونه دوست پسر هم ندارن . . . جاش شونصد تا داداش دارن :))



مامانم اومده میگه یه پست سرکاری بذار . . چهارتافحش به عمت بدن بخندیم :)))))



من نمیدونم این درس خوندن چی داره که تا میری دو کلمه درس بخونی حتی خاطرات دوران مهد کودک اونم با وضوح اچ دی یادِ آدم میاد



:| اگر شبا خوابتون نمیبره نگران نباشید!! از فقر و بیکاری و گرانی و قسط و قرض و وام و تورم نیست، . . شما دچار * بیداری اسلامی * شده اید !!!



دوستی می گفت: به مادر زنم میگم چند درصد دعاهات قبول میشه؟ میگه : 50 درصد میگم از کجا فهمیدی؟ میگه: از خدا خواستم دامادم خرپول باشه، دامادم خر هست اما پول نداره!



رفتم یه خط ایرانسل خریدم ، همراه اول بهم اس داده فکر نمیکردم یه روزی بیاد که بهم خیانت کنی . بای



ﻣﻦ ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺍﺯﮐﺎﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﺭ نیاوردم: ﻣﺘﻨﻔﺮﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﭙﺮﺳﯽ …. ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﺍﮔﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﺪﺷﻮﻥ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺮﻩ




مراحل دوستی در فیسبوک :

 1. Friend Request   2. Poke    3. Like    4. Comment    5 Chat    6. Number     7.Sms     8.Call     9. In a Relationsh     10. Delete from friend list     11.block


!
همانا بـه فرزندان خود بازی انگری برد
بیاموزید که مُرَوّج فرهنگ ایثار و شهادت طلـبی است ولا غیر !



شباهت زندگی من و اینشتین در اینه که هر دو بچگیهامون خنگ بودیم ولی خب از وسطهای بیوگرافیمون به بعد یه کم متفاوت میشه …



یه سوال ... . اینایی که ازیه آهنگی حرف میزنن بعد آدم یادش نمیاد شروع میکنن کلشوخوندن وهرچی میگی آهان فهمیدم ولکُن نیستن.اینا بیمه درمانی بهشون تعلق میگیره؟



یه جایی خوندم که باید یه سنگ بندازی تو رابطت تا ببینی چقد عمیقه … هیچی دیگه منم انداختم … یعنی عمق سینک ظرفشویی از عمق رابطمون بیشتره



ﺟﺪﻳﺪﺍ ﭘﺴﺮﺍ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﻣﻴﺪﺍﺭﻥ ﻣﻮﻫﺎﺷﻮﻧﻮ ﻫﺎﻱ ﻻﻳﺖ ﻭ ﻟﻮﻻﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻧﺎﺧﻦ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻮﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻦ ﻛﻢ ﻛﻢ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﻢ ﭘﺎﺭک ﺩﻭﺑﻞ ﺭﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻦ !



والا قدیما می رفتیم خرید، فروشنده پول خورد نداشت بقیه ی پول رو آدامس یا شکلات میداد، مامانم دیروز رفته خرید، فروشنده گفته: پول خورد ندارم،یه تاید داده بهش!! یعنی 1100 تومن شده پول خورد



تنها خوبیه مقنعه سر کردن تو دانشگاه اینه که سرکلاس هندزفری میذاری تو گوشت.با دقت خیره میشی به استاد :) اخر کلاسم استاد میگه : عافرین دخترم.شوما خیلی خوب توجه میکنی 



از ننه باباهای عزیز خواهش میکنم که دیگه تا اطلاع ثانوی با کودکان خود قهر نکنن … دیگه به قدر کافی خواننده داریم !



اینایی که رژیم سخت میگیرن ، خودشونو تیکه تیکه میکنن و یک عالمه لاغر میشن ؛ بعد ازشون سوال که میکنی “چیکار کردی انقد لاغر شدی ؟” میگن هیچی همینطوری … اینا همونایی هستن که تو مدرسه خر میزدن میگفتن هیچی نخوندیم و بعد از ریشه یابی همونایی هستن که دمپایی توالتو خیس میکنن !!!


قبض برق زیاد اومده بود، نشون بابام که دادم، یه سری تکون داد و پاشد رفت طرف کامپیوتر!!! فک کردم رفت کامپیوترو داغون کنه... منم رفتم نزدیکتر ببینم چیکار میخواد بکنه، دیدم رفته توو گوگل نوشته: آموزش دستکاری کنتور برق!! سلامتی دهه شصتی ها که ماشین کنترلی نداشتن ولی یه نخ دومتری به ماشین پلاستیکیشون میبستن و ذوق دنیارو میکردن که ماشینشون ۲متر عقب تر از خودشون راه میره !



جلوی پسره رو تو خیابون میگیرن میگن: این خانم با شما چه نسبتی دارن؟ میگه: تو فیسبوک با هم پنج تا دوست مشترک داریم!!!!!!!


درسته که ما نسل سوخته ایم ولی باید خدا رو شکر کنیم چون با این اوضاع نسل بعدی قطعا جزغاله است.

 


یه وختایی نمیرم دمه یخچال که پیشه من شرمنده نشه … خدا هیچ یخچالی رو شرمنده ی صاحبش نکنه …



از شیخی پرسیدند اگر شخصی مست باشد و مست بمیرد و مست درمحشر حاضر شود حکمش چیست؟ شیخ گفت : به والله که آن مشروبش حرف ندارد ! از کجا گیر آورده ؟؟




اتاق مرتب مال آدماییه که حافظشون ضعیفه هی یادشون میره که چی رو کجا گذاشتن! ولی ما که حافظمون قویه نباید وقتمونو روی اینجور کارای بیهوده (مرتب کردن اتاق) تلف کنیم!!!



وقتی میخوای خانمی رو از کاری منع کنی بهش بگو : “برای پوستت خوب نیست” ؛ ۹۹٫۷۳%موارد جواب میده !!!



ملت غصه نخورید بالاخره تصمیم گرفتم بعدازظهر برم یه سکه بخرم! به زودی شاهد توقف و یا کاهش سریع نرخ ارز و سکه خواهید بود :| ( بد شانس تر از من نیست تو مملکت )


لطفا متن زیر را طوری بخوانید که انگار یک وزنه صد کیلویی روی سینه تان قرار گرفته است: آره لعنتی تو خیلی پستی بگوبگو من برات چی بودم یه لعنتی آشغال کثافت؟... تبریبک میگم شما الان یک رپر هستید!!



با این سرعت نت تو ایران باید یه دکمه ” من غلط بکنم دانلود کنم ” هم کنار هر لینک دانلود بذارن !



یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه میدادن، بعد شد نیم سکه، بعد ربع سکه، بعد این سکه‌های یک گرمی و نیم گرمی «پارسیان» و این چیزا اومد ... عنقریب روزی فرا میرسه که به عروس و داماد فقط بتونیم بگیم "آفرین



این روزا کم کم داریم از شرایط شعب ابی طالب وارد موقعیت قبرستان بقیع میشیم.......!



شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم



داشتم یکی از کلیپ های لیدی گاگا رو میدیدم بابام گفت این چرا اینجوریه ؟ کیه این ؟ گفتم : لیدی گاگا ! زد پس کله ام گفت : خجالت بکش، یه کلیپ با هم دیدیم روت باز شد ؟!



تا یاد دارم وقتی با مامانم میرفتم بیرون و میرم(با 27 سال سن و یه بچه) وقتی میخوام از یه نفر تشکر کنم قبلش مامانم جلو همون طرف میگه (ازشون تشکر کردی؟!!!!!) یعنی همونجا میخوام جفت پا برم تو شکم اون یارو که میخوام ازش تشکر کنم



نمی دونم چه حکمتیه که هم بیکارم ، هم وقت نمی کنم یه هیچ کاری برسم ! 



عطسه دختر: ایتسی.... عطسه پسر: هاتشوبیسخلبوهووووووطراشش!!!!!!



اعتراف میکنم بچه بودم فک میکردم یه کشور داریم اسمش خارجه کلن 2 تا کشور داریم ایران و خارج



تو ایران فقط وقتی آرایش عروس رو قبول دارن که دیگه حتی مادرش هم نشناسدش

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ٤:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خویش
ما را به ناز فروشان نیاز نیست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است



به اندازه دیوونه های دیوونه خونه ، دیوونه وار دیوونتم دیوونه !



دوست داشتن دل می خواد نه دلیل پس دوستت دارم بی دلیل . . .



دستم را بگیر . . . ! ببر . . . !
به دور دست هایی که در دسترس هیچ . . . !
دستی نباشم . . . !


شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش !
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود ،
به امیدی که تو فانوس شب من باشی . . .



ز چشمت چشم آن دارم ، که از چشمم نیاندازد
به چشمانی که چشمانم ، به چشمان تو مینازد
زکات چشم ، چشمی سوی چشم ما کن
که چشمم را بجز چشمت ، دگر چشمی نمی سازد . . .



قرارمون این نبود ، قرار بود برای برقراری یکدیگر بکوشیم
نه برای بی قراری ، حالا که از من دوری بدجوری بی قرارتم . . .



در بودنت به نبودنت و نبودنت ، به بودنت می اندیشم . . .
ای بود و نبود من . . . !



فکر تنهایی نباش تنهایی خودش تنهاست ، تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست …


عادت کن که عادت نکنی ، که اگه عادت کنی نمی تونی عادت نکنی !



به خاطر خاطره هایت ، خاطرت در خاطرم ،
خاطره انگیز ترین خاطره هاست . . .



گرچه همه بودند . . .
اما تو که نبودی ، بودن ِ همه نبودن بود ، تا بودن . . .
تو نبودی و من در فزاقت ، تمام خلوتم را با خودم تقسیم کردم . . .



بهتر بودن ، بهتر از اینه که وانمود کنی که بهترینی . . .



یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری
که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره اینو یادت نره . . . !



یادته یادم دادی یادت باشم ؟
حالا یادت باشه یادت نره به یادتم . . .




وقتی قرار شد من بی قرار تو باشم ، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی !



در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشتی .
الهی تنهاترین تنها کست در تنها ترین تنهاییت تنهای تنهایت گذارد . . .



گاهی دلم بی هوا ، هوایت را می کند . . .
هوای تو ، تویی که هیچ وقت هوایم را نداشتی !



وقتی تو نیستی همه نیستن ! نه که نیستن ؛ هستن ، ولی مثل تو نیستن . . .



زندگی زیباست ، که گاه خاطره ای در میان خاطره ها ،
خاطره ی خاطره ها می گردد ...



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ٤:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

Smešne slike



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ٤:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 از نظر هندوانه تمام انسان ها چاقوکش هستن.


- به پشه می گن: چرا زمستون پیداتون نیست؟ می گه: نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه!!


- چراغعلی دندونش درد می کرده میره دکتر میگه: همه رو بکش بجز اونی که درد می کنه!!

دکتر می پرسه چرا؟
می گه: بذار مثل سگ تنها بمونه!!

- قدیما یه کیلو سبزی می گرفتی پاک کنی دوتا کفش دوزدکی حلزونی از توش میومد بیرون کلی سرگرم می شدیم، اما حالا چی؟ نه سرگرمی ای نه دلخوشی ای ... هیچی...!

- یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای دستشویی هم بری؛ میگن کجا؟! مگه تو امتحان نداری؟؟؟

-عجب معادله پیچیده ای:
سوسک از موش می ترسه
موش از گربه می ترسه
گربه از سگ می ترسه
سگ از مَرد می ترسه
مرد از زن می ترسه
زن از سوسک می ترسه
کار خدا رو می بینید!!

-خارجی ها قبل از امتحان:
موفق باشی رفیق :...
ایرانی ها قبل از امتحان:
برسونی ها 

- از دیگر خصوصیات یک ایرانی ،اظهار نظر در تمامی زمینه هایی است که بالله هیچ تخصصی در آنها ندارد !

- یک قانون همواره ثابت تو خونه ما:
هر موقع یکی از ما میره حموم مامانم شروع به ظرف شستن میکنه

- یه سوال فنی:
چرا "فوت" سرده و "ها" گرمه ؟
مگه جفتشون از دهن در نمیاد چرا "فوت" میکنی سرده و "ها" میکنی گرمه

- اگه آدم به معجزه معتقد نبود روزی ده بار نمیرفت سر یخچال تا چیزی که می خوادو پیدا کنه!

- فقط یه مرد ایرانی میتونه قبل از ورود به اتاقی که نامحرم توشه ، همزمان در بزنه و یا الله بگه و چند میلی ثانیه بعد توی اتاق باشه

- فک کنم این سوسکا مشکل مثانه دارن، یه سره تو دستشویین!!!!!

- شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !

- یعنی اینقدی که پسرا به موهاشون میرسن ااگه به یه بوته شلغم رسیده بودن الان هلو می داد!!



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ٤:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

به بعضیا تو زندگی باید گُفت.. من چشم میذارم.. تو فقط گُمشو.

- یه رفیق دارم 170 قدشه حدودای پنجاه کیلوئه.هر وخ خیلی گشنش میشه آب دهنشو قورت میده همون واسه سیر شدنش کافیه

- تو انتشارات دانشگاه یه دختره در فلشش رو گم کرده بود بعد آروم از من پرسید : ببخشید اگه فلش سر نداشته باشه ویروسی می شه؟؟

- ولم کن تا ولت کنم!!!
جمله ای استراتژیک در زمان دعواهای بچگی!!

- در آستانه امتحانات
زمزمه های دانشجویان شب قبل از امتحان:
خب!
این که نمیاد...
اینم که بلدم...
دیگه وقت خوابه...

- به نظرم یه عده پیدا بشن اسپری و مام نذر کنن دم مترو پخش کنن خیلی بیشتر ثواب می‌کنن تا جوجه‌کباب بدن توی بهش‌زهرا...

- یکی از دردناکترین لحظه های زندگی اینه که وقتی داری امتحان میدی
بغل دستی هات از ماشین حساب استفاده کنن
و تو ندونی واسه چی دارن از این ماشین حساب استفاده میکنن !

- فقط تو ایرانه که موقع سبقت از ماشین جلویی تمام سر نشینان دو ماشین همدیگه رو نگاه میکنن!

- خیلیامــــون
آدمای بی خیالی نیستیم؛
فقط دیگه حال و حوصله نداریم...

- دوست گرامی‌، شما برنده یه یک همسرِ مهربان شده اید،
جهتِ دریافتِ اطلاعاتِ بیشتر، به سایت:
شتر در خواب بیند پنبه دانه مراجعه فرمایید..
با تشکر ,
شرکتِ بیشین تا بیاد

- همه ی حیوونارُ کردیم تو باغ وحش بقیه شونم پرورش میدیم میخوریم یا با پوستشون لباس درست میکنیم یا برای سرگرمی شکار یا صیدشون میکنیم..و بر این باوریم که ما اهلی ایم و حیوونا وحشی.

- روباهی موبایلی دید؛زاغه از بالای درخت گفت:
اگه پایین آنتن نمیده بده بالا برات بگیرم
روباه موبایل و داد زاغ گفت: این عوض قالب پنیر کلاس سوم ابتدایی!

- ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻧﻤیشد ﭘﺸﻪ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺑﺮﻩ ﮐﺎﺭﮐﻨﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﺸﻪ شب ﺑﮑﭙﻪ ﯾﻪ ﮔﻮﺷه؟!

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ٤:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

- نمی دونم چه حکمتیه
اینا که میرن بدنسازی اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه

- به یارو می گم از اینجا چطوری میشه برم میدون ونک؟ میگه باید بپرسی! بهش گفتم به نظرت الان دارم حموم می کنم؟!

- چرا وقتی یه بچه آروق میزنه همه میگن این جان، ولی وقتی ما آروق می زنیم میگن زهر مار کصافط!

- یادش بخیر سکه می ذاشتیم زیر کاغذ با مداد روشو رنگ می کردیم جاش می موند رو کاغذ کلی ذوق میکردیم

- کاش وقتی یه چیز جدید به یخچال اضافه می شد واسمون به نوتیفیکیشن میومد

- زمان بچگی ما، وقتی تلفن زنگ می زد و با ما کار داشت لامصب خدای کلاس بود. در حد تماس خارجه الان!

- بهترین جا برای تبعید زنبوران مجرم، گل های قالی است

- ما یه رفیقی داشتیم unknown artist رو سرچ کرد ببینه کیه که انقد موزیکای شاخ داره؟

- بابام تغییر کاربری داده:
از کولر خاموش کن تبدیل شده به بخاری زیادکن

- خیلی بده یه آهنگ عاشقانه آدم رو یاد 5، 6 نفر بندازه. تمرکز تو رو آهنگ از دست میدی!

- دم درِ یه خونه ای رسیدیم بلند بلند با ذوق گفتم وای مامان بیا ببین بوی بابا بزرگ میاد اینجا. گفت آبروریزی نکن لامصب، بوی تریاکه!

- دیوید بکام با این همه شهرت و آوازه سر کوچمون تعویض روغنی زده خودشم از صبح تا شب با لبای خندون دم در وایساده یه گالن روغنم دستشه. خیلی آدم مردمی هستش. ورزشکارامون یکم یاد بگیرن!

- بچه که بودیم، گیر می دادم که ببرمون پارک. بعد می بردنمون پارک به جای بازی کردن، بابام یک گوشه پارک پتو پهن می کرد به زور می گفت بگیرین بخوابین!

- اصلا فامیل به وجود آمده واسه قطع رابطه

- شما آقا پسری که ابروهاتو نخ میکنی شبیه جاری دختر عموت می شی، شما دیگه نباید از واژه نوکرتم و چاکرتم و اینا استفاده کنی! شما از واژه های الهی و عجیجم اینا استفاده کن!

- یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت: مسخره
منم گفتم: اسم بابات اصغره
آقا این دیگه تا آخر سال گیر داده بود که تو اسم بابای منو از کجا می دونی!

- دقت کردین وقتی می خوای یه بسته رو با آژانس بفرستی تویوتا کمری می فرستن، ولی وقتی خودت می خوای با آژانس جایی بری پیکان مدل 48 می فرستن

- همدم ما یه پشه بود که هوا سرد شد و اونم رفت

- آمبولانس از سر میدون با آژیر و آقا بزن کنار راهو وا کرد و رسید دم در مغازه ما پارک کرد رفت مغازه بغلی دوتا رانی هلو خرید با کلوچه

- به اعتقاد من، مغز کاهو باید به عنوان یک میوه اعلام استقلال کنه

- با مامانم رفتیم مغازه تعمیرات تلفن که تلفن بی سیم خونه رو بدیم درست کنن ... یارو تلفنو زده به پریز بعد با موبایلش زنگ زد که ببینه زنگ می خوره یا نه. تلفن که زنگ خورد مامانم به من میگه این آقاهه شماره ما رو از کجا داشت؟!

- فقط یکی از خودمون می تونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه، ولی بعدش چهارتا دستیگره رو امتحان کنه که ببینه قفل شده یا نه

- بچه شش ساله رو دیدم با موبایل با دوستش حرف می زد:
سینا تو فردا نمیای مهد کودک؟ من با نیما حتما میرما
راستی اون یکی خطم رو پاک کن این یکی رو سیو کن!

- فک کن موقع آمپول زدن عطسه ات بگیره

- به عنوان یک مهندس می خواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که می خوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت!

- اینکه جدیدا هر کیو می بینی رو گوشیش پسورد گذاشته نشون میده که مردم چقدر فضول شدن

- برعکس فلش مموری ها که روز به روز کوچکتر می شوند و پرظرفیت تر / بعضی آدم ها روز به روز بزرگتر می شوند و بی ظرفیت تر

- یکی از معضلات بزرگ من شب امتحان موقع درس خوندن اینه که دست خط خودمو نمی تونم بخونم

- روم به دیوار گلاب به روتون تویخیابون دستشویی داشتم شدید، رفتم توی یه توالت عمومی، شلوغ بود، به نفر جلوییم گفتم: آقا میشه من اول برم کارم زیاد نیست زود میام.
طرف یه نگاه بهم کرد و گفت: نکنه فکر کردی من می خوام بروم او تو بستری بشم؟!

- کاش تو تقویم روز نامرد هم داشتیم که بشه به بعضیا تبریک گفت

- به خاله ام که در آمریکا زندگی می کنه با کلی ذوق و شوق گفتم: خاله! من خیلی دوست دارم بیام اونجا زندگی کنم. برگشته می گه: خوب اینجا کسی رو داری بری پیشش؟

- بچه بودم، سوپر ماریو (قارچ خور) بازی می کردم، منم فک می کردم قارچ بخورم بزرگ می شم، مدت ها سرمو می زدم زیر تاقچه خونه مون که ازش قارچ بیاد بخورم، داشتم ضربه مغزی میشدم که بابام کارگر گرفت تاقچه رو خراب کرد.

- منطق پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه:
این همه درس خوندی، درِ یه کیسه رو نمی تونی باز کنی!

- سوار تاکسی بودم یکی از مسافرا خواست پیاده بشه، من پیاده شدم تا اون پیاده بشه، وقتی دوباره سوار شدم انقدر گیج بودم که گفتم سلام! راننده و مسافر بغلی یجوری که انگار تو دلشون می گن خدا شفاش بده بهم نگاه کردن، منم که زود متوجه سوتیم شده بودم سریع دستمو گذاشتم رویگوشم که مثلا هندز فری تو گوشمه و گفتم سلام! و شروع کردم به تندتند حرف زدن و یکدفعه با اون فرد خیالی که باهاش حرف می زدم مثلا دعوام شد و صدامو بردم بالا. همون لحظه به راننده گفتم پیاده می شم و برای اینکه قضیه طبیعی جلوه کنه تا تاکسی خوب دور نشده بود همینجوری تو خیابون الکی حرف می زدم! دعوام با فرد خیالی بالا گرفته بود. شانس آوردم به زد و خورد نکشید.

- دقت کردین وقتی میرین دکتر، مریض قبل شما سه ساعت تو اتاق دکتره ولی نوبت شما که میشه دو ثانیه معاینه میشین و یه آمپول؟

- بچه های دانشگاه رو از روی محل نشستن سر کلاس طبقه بندی می کنم:
ردیف اول: حال به هم زن
وسطی ها: یه سلام علیکی داریم
ته کلاس: دمشون گرم
اونایی که اصلا کلاس نمیان: اینا رفیقامن!



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


طعنه بر طوفان نزن 
ایراد بر دریا مگیر
عاشق ساحل شدن ، موج را دیوانه کرد ..!! 


  انگار پای ثانیه ها لنگ می شود، 
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود!  

                                                    

   ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ

ﺩﯾﺪﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ 
 
                            
من که نباشم دنیا یک من کم دارد..
تو که نباشی من یک دنیا کم دارم..

    چشمانت را ببند
بعد بگو دوستت دارم
بگذار این دروغت
به دل صاحب مرده ام بچسبد
نگاهت با صداقت تمام، دروغ هایت را فریاد می زند



تاريخ : یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ | ۳:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

مربی تیم بازنده شطرنج در اروپا:
امروز روز ما نبود و زیاد هم خوب بازی نکردیم.
مربی تیم بازنده شطرنج در ایران:
کورنومنت که افتضاح بود. هوا هم آلوده بود و اسب و فیل ما رو از نفس انداخت. زمین بازی هم به درد گوسفند چرانی می‌خورد.

مربی تیم بازنده والیبال در اروپا:
امروز تمرکز خوبی روی بازی نداشتیم و تیم رقیب بهتر از فرصت‌ها استفاده کرد.
مربی تیم بازنده والیبال در ایران:
تور که سوراخ بود! توپ که باد نداشت و مربع بود و من نمی‌دانم فدراسیون خجالت نمی‌کشد از این وضع توپ. داور اول هم بی شعور بود. من واقعا متاسفم برای این ورزش.

مربی تیم بازنده منچ و مارپله در اروپا:
مقصر شکست امروز من بودم و دیگر هیچ. به تیم برنده هم تبریک می‌گم.
مربی تیم بازنده منچ و مارپله در ایران:
تاس که اصلا نمی‌چرخید. مارها هم که برای آنها خوش رقصی می کردند و فقط به ما نیش می‌زدند. داوری هم که فاجعه! تماشاگر هم دائم توی صورت ما لیزر انداخت…واقعا یه مشت بووووووق دارند این ورزش را اداره می‌کنند! خاک بر سر ما که آمدیم توی این ورزش. و خاک بر سر تیم مقابل که با این دودره‌بازی‌ها تیم ما را برد و خاک بر سر تماشاگری که اینطوری به بچه‌های ما فحش داد و خاک…

مربی تیم بازنده واترپلو در اروپا:
بچه های ما امروز خسته بودند و نشد تاکتیک‌ها به درستی اجرا بشه.
مربی تیم بازنده واترپلو در ایران:
آبش که خیس بود. زمین که موج داشت. تیر دروازه ها هم به اراده تیم مقابل تکون می‌خورد. بازیکنان حریف هم توی آب هر کاری خواستند کردند، آب رو اصلا نمی‌شد بو کرد! توپ هم که لیز بود. من نمی‌دونم واسه چی اصلا ما مسابقه برگزار می‌کنیم.

مربی تیم بازنده فوتبال در اروپا:
تیم مقابل امروز خیلی بهتر از روزهای قبل بازی کرد و متاسفانه خط دفاع ما نتونست اونطور که باید ظاهر بشه.
مربی تیم بازنده فوتبال در ایران:
یعنی من …(از انتشار باقی کلمات معذوریم!)



تاريخ : یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ | ۳:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

هی تو کمی نزدیکتر بیا ،
اما چیزی نگو
بگذار فقط ،
بگذار چشمهایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد

 

حرفهای زیادی بلد نیستم …
من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفهایم را دزدید …
از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی !


با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !

 

انگار در دلم حرفی دیگر باقی نمانده تا برایت بگویم
تنها یک جمله!
هنوزم دوستت دارم

 

امروز یه کار ضرورى دارم و اون دوست داشتن توئه …
دیروز هم همینطور بود
فردا هم همینطوره !

 

دوست داشتن ؛ زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهد
دوست داشتن دل می خواهد
و یک “من” می خواهد و یک “تو”

 

بانو !
آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا …
من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم …

 

باران می بارد ! به حرمت کداممان ؟! نمی دانم !
همین اندازه می دانم که صدای پای خداست !
شاید دلی در این حوالی گفته باشد دوستت دارم !

 

ما
به هم نمی رسیم
امّا
بهترین غریبه ات می مانم
که تو را
همیشه دوست خواهد داشت . . .

 

می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم :
یکی بود ، یکی …
بی خیال …
خلاصه اش میشود : دوستت دارم

 

ناسپاس از عشق پاکت نیستم
من که عمری با خیالت زیستم
دوستت دارم به جان تو قسم
روی حرفم تا ابد می ایستم!

 

کسی آیا می داند ؟!
پس از یاد گرفتن نام تو ، پس از “دوستت دارم”
به چه می نازد الفبا ؟!

 

نیلوفرانه دوستت می دارم …
من درست مثل خودم ، هنوز و همیشه دوستت می دارم !

 

از دور دوستت داشتم !
بی هیچ عطری
آغوشی
نگاهی
یا حتی بوسه ای
تنها دوستت داشتم …
اما حالا اگه دور شی …
چه کنم با اینهمه وابستگی …

 

مرگم باد اگر لحظه ای کوتاه بیایم
از تکرار این پیش پا افتاده ترین حرف
که ” دوستت دارم ”

 

قبل از اینکه به کسی بگی دوستت دارم
خوب فکراتو بکن
شاید چراغی در دلش روشن کنی
که خاموش کردنش به خاموش شدن او بیانجامد…

 

چقدر این دوست داشتنهای بی دلیل خوب است…
درست مثل همین باران…که بی سوال …
فقط می بارد…آرام …شمرده شمرده…فقط می بارد…
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است

 

می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری…
خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند…
و بی تو بودن مرا گریان…
تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی…
تو با منی چون در قلب منی.قلبم را با دنیا عوض نمی کنم…
چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم…

 

دوسش داری ؟!
پس یادت باشه !
فقط دوست داشتن کافی نیست !
عشق مراقبت می خواد !

 

همین که تو می دانی
“دوستت دارم”
کافیست …
بگذار
خفه کند خودش را
دنیـا

 

پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
من زرد می شوم
و تا کفشهای رفتنت جفت می شود
غریب می مانم
و نیلوفرانه دوستت دارم
نه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه
دوستت دارم…

 

خورشید بتابد یا نتابد
ماه باشد یا نباشد
شب و روز من یکی شده
فرقی ندارد برایم
همه چیز برایم رویا شده
عشق تو برایم آرزو شده
به رویا و آرزو کاری ندارم
حقیقت این است که دوستت دارم !



تاريخ : یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ | ٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن.
 

1. روش کوزه ای:

همان روش قرنهای قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی.

نتیجه گیری: بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

2. روش عرفانی:

چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری: در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

3. روش سوسکی:

بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه.

نتیجه گیری: با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه.

4. روش تیپ:

انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباسها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری: خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد. اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفعه!

5. روش خرخونی:

تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بالاخره تو کل سالهای مدرسه یه خرخون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی.

نتیجه گیری: اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

6. روش مایه داری:

با دوستان توی انواع پارتیهای شبانه و پیستهای اسکی و باشگاههای بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه.

نتیجه گیری: سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

7. روش فامیلی:

یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بالاخره یه کدوم رو خفت کنی.

نتیجه گیری: می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین.

8. روش نامردی:

جلوی یکی از این ماشینهای پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میذاری تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.



تاريخ : یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

وقتی که مهربونن ———-> مثل یه خرگوش ملوس دوست داشتنین

وقتی که اعصبانی میشن ———-> مثل دیونه ها میشن دیگه نمیشه رفت سمتشون

وقتی غر میزنن ———-> مثل مگس میرن رو اعصابت

وقتی که ناز میکنن ———-> مثل یه بچه نق نقو اعصابتو خورد میکنن

وقتی که دروغ میگن ———-> قیافشون شبیه سوسک میشه(نکته کنکوری)

وقتی ناراحت میشن ———-> مثل یه گنجشک تیر خورده دلسوز میشن

وقتی خوشحال میشن ———-> مثل کانگورو اینور اونور میپرن

وقتی جیغ میزنن ———-> مثل یه سوزن که بهت میزنن از جا میپری

وقتی که بترسن ———-> مثل موش سریع یه جا قایم میشن 

وقتی خجالت بکشن ———-> مثل لبو قرمز میشن

وقتی که حرف میزنن ———-> مثل رادیو خراب باید بزنی تو سرش تا قطع شه

وقتی که گریه میکنن ———-> مثل بچه های شیش ماهه حتما باید نازش کنی تا آروم شه



تاريخ : شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱ | ۳:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گروه مرداب



تاريخ : جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ | ۱:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

یه بار اومدم خودمو واسه مامانم لوس کنم بهش گفتم مامان اگه من بمیرم چیکار میکنی؟

گفت مرگ بگیری مردشور برده …

الهی به تیر غیب گرفتار بشی…

سرت به سنگ لحد بخوره …

لال شی ایشالا آخه این چه حرفیه؟!

داشتم عزرائیلو میدیدم خداوکیلی…|

.

.

.

جا داره از اون دسته دخترانی که با جمله

” همه مردها از یه قماشن “

منو در ردیف ، انیشتن و ابوعلی سینا و رازی و مصدق و اینا  قرار میدن

تشکر ویژه داشته باشم !

.

.

.

بعضی حرف ها را “نباید زد”

بعضی حرف ها را “نباید خورد”

بیچاره دل چه میکشد میان این “زد” و”خورد”

.

.

.

هر زمان لواشک رو گذاشتى گوشه لــُـپـِت و تونستى نَجُوییــش

یَنـى به نفسِت مــُــسَلط شدی 

.

.

.

مامانم باهام لج کرده میگه از بس هر دختری نشونت دادیم یه ایرادی گرفتی

اگه دختر مورد علاقت پیدا شد اسید میپاشم روش !

.

.

.

یکی‌ از فانتزیام اینه که یکی‌ واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش

یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه

به سویچ پورشه یامثلا لامبورگینی !

.

.

.

دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن

یعنی داداش بزرگه داشت کوچکه رو کتک میزد ؛ من رفتم پا در میونی کردم

و کوچیکه رو نجات دادم بعدش همون کوچولوه بهم فوش میده میگه

به تو چه داداشمه ؟؟؟ صلاحمو میدونه داره تربیتم میکنه  !

.

.

.

ینی فقط تنها در صورتی بوی ادکلن ماندگاره که بوش بد باشه !

.

.

.

یادش بخیرچقد اسکل بودم!

نیم ساعت دست به سینه مینشستم تا مبصر اسمم روجزءخوبها بنویسه!

بعدم معلم میومدبدون توجه به اسم ها تخته روپاک میکرد!

وچقداسکل تر بودم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستم !

.

.

.

وقتی با فک و فامیلا اسم فامیل بازی میکنم :

اسم : غلام
فامیل : غلامی
غذا : غلام پلو
میوه : غلام سبز
شغل : غلام فروشی
شهر : غلام رود
کشور : غلامستان
گل : غلام بو
اشیا : غلام پلاستیکی
ماشین : همونی که غلام سوار میشه ! (اسمشو نمیدونم)

.

.

.

دیشب بابابزرگ و مامان بزرگمو بردیم فرودگاه بدرقه کنیم که برن مکه ، هواپیما تاخیر داشت !

مامان بزرگم نگران بود ، عموم میاد دلداریش بده میگه :

این چیزا عادیه ، تاخیر داره ، نقص فنی پیدا میکنه ، سقوط میکنه ، نگران  نباش !

.

.

.

امروز از سرکار برگشتم خونه میبینم همه باهام سنگینن

هیشکی تحویلم نمیگیره ، الان فهمیدم دیشب مادرم خواب دیده من بدون

اجازشون ازدواج کردم …

اصن دقت که میکنم خدارو شاکرم رام داده خونه !

.

.

.

مرد عاشق بشه دنیا رو با خبر می کنه

زن عاشق بشه فقط به نزدیکاش میگه، مرد جدا بشه نزدیک تریناش می فهمن

زن جدا  بشه همه دنیا  !

.

.

.

دارو عبارت است از عوارضی جانبی که بعضا اثرات درمانی هم دارد

برای رفع این عوارض جانبی داروهای دیگری تجویز می شوند که

خود این چرخه را تا نابودی کامل بیمار طی می کنند

.

.

.

ﺧﺎﻧﻤﻪ ﺳﺮ ﻗﺒﺮﻩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺯﺍﺭ ﻣﯿﺰﺩﻩ:

ﺩﺧﺘﺮﺍﺕ ﮐﻔﺶ ﻧﺪﺍﺭﻥ,ﭘﺴﺮﺕ ﻟﺒﺎﺱ ﮔﺮﻡ

ﻧﺪﺍﺭﻩ,ﺧﻮﺩﻡ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ;

ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﯿﻪ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﻟﮏ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺑﺨﺖ

ﻣﺮﺩﻩ ﯾﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﺑﯽ ﺟﻧﺲ ﺑﯿﺎﺭﻩ!!!؟

.

.

.

ﻫﻨﻮﺯ ﻫﯿﭻ ﺑﻮﯾﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺑﻮﯼ ﺍﺩﮐﻠﻦ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﮐﻨﻪ !

.

.

.

گواهی نامه گرفتن مامانم حدود یک سال و نیم طول کشید

قبول که شده بود افسره از مامانم خوشحال تر بود !

.

.

.

دوست و دَست بسیــار است

اما

دَست دوست انـــدک

.

.

.

ﻫﺮ ﻏﻠـﻄﯽ ﺭﻭ ﺍﻧـﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ،

ﺍﺳﻤـﺶ ” ﭘﺎﻳـﻪ ﺑـﻮﺩﻥ ” ﻧﻴـﺴﺖ

ﺧـَـﺮﻳـَﺘـﻪ !

.

.

.

خودم رو کشتم رفتم مهندسی رباتیک گرفتم

فامیلمون برگشته میگه عقربه بزرگه ساعت خونه مون افتاده ، می تونی جا بندازیش !؟

.

.

.

یه روز از بیرون اومدم رفتم رو تخت خوابیدم

مامان و بابام اومدن بالا سرم و با محبت هرچه تمام دست تو موهام کرد و گفت :

الهی  قربونش برم …

بعد با یه لحن غم انگیز به بابام گفت : خوب شد دختر نشد وگرنه رو دستمون باد میکرد !

.

.

.

به مامانم میگم من شام بیرون میخورم ، هوس فست فود کردم …

میگه نمیخواد ، فردا شب هوس کن !

.

.

.

الان ۶ ساله که ما یک پنجم تصویر برنامه های تلویزیون رو نمیتونیم ببینیم !!!

آخه مامانم لِیبِلِ روی لامپ تصویر رو نمیذاره بِکَنیم …

.

.

.

با داداشم رفتیم بوتیک اون جنسی که می خواستم نبود

به فروشنده میگم ببخشید ما یه دور بزنیم برمیگردیم …

دادشم برگشته به فروشنده میگه :

دروغ میگه از صبح به ده نفر دیگه هم همینو گفته ، شما منتظر ما نباشین !



تاريخ : جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ | ۱:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

خواهر زادم (پنج سالشه) بهم میگه : دلم برات تنگ شده …

ازش می پرسم : دلت برای من تنگ شده یا موبایلم ؟

میگه : هم موبایلت هم کامپیوترت !

.

.

.

دماغمو عمل کردم

آوردنم خونه ، بابام هی میاد تو اتاقم میگه حیف نبود اون گرز دزد ترسون منو دادی رفت ؟

.

.

.

به مامانم میگم چرا همیشه میخوای قسم بخوری جون منو قسم میخوری ؟

چرا جونه مهردادو (برادرم) قسم نمی خوری ؟

میگه آخه اون طفلک بچه بود زیاد مریض میشد …

.

.

.

اون چیه که راحت از جیب میاد بیرون …

گوشی های جدید GLX با جدید ترین آپشن روز دنیا هم اکنون در خدمت شما …

دیگه کسی آیفون و گلکسی نمی خره … !

.

.

.

اینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره،

اینایی که کاراشونو همیشه ساکت و آروم انجام میدن،

اینایی که عشقشون لباس مشکیه،

اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن،

اینایی که روزا براشون بی معنی شده و شبا فقط کار میکنن،

اینایی که با دیواره خونه ها یه دنیا خاطره دارن،

اینا رو خیلی زیاد مواظبشون باشید،

این لامصبا دزدن !

.

.

.

داداشم نوجوون بود میرفت باشگاه کونگ فو و کشتی, منم اون موقه ها بچه بودم

هر وقت که تو باشگاشون یه فن جدید بهشون یاد میدادن میومد تو خونه رو من اجرا میکرد

منم به ازای هر فن پول میگرفتم

یعنی از کوچیکی من با این سختی پول درمیاوردما !

.

.

.

پسـرا موجـوداتِ شــادی هستـن؛ چـــــــرا ؟؟

۱- اسم فامیلیشـون رو همیشه نگه میدارن

۲- مُکالماتِ تلفـنی شـون ۳۰ ثانیه بیشترنیست

۳- برای یه سفـر ۵ روزه یه شلوار جین کافیـه

۴- اگر جایی دعوت نشدن قهـر نمیکنن

۵- در طولِ زندگی نیازی به تغییـر مدل مو ندارن

۶- برای ۲۵ نفر در عرض ۲۵ دقیقه سوغاتی میخرن

۷- اگر به مهمونی برن و لباسـشون با دیگری یکی باشه

ضد حال براشون نمیشه بلکه با طرف دوست میشن 

.

.

.

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.

ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..

یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.

دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود.

مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. کافیست از تو سریعتر بدوم…

و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت !

.

.

.

از وقتی که شماره شو به بلَک لیست گوشیم انتقال دادم چند ماهی میگذره…

شیش،هفت تا اس داده بود که چند هفته بعد خوندمشون.

اون موقع از دستش عاصی بودم. واقعاً اذیت میکرد.

یه شب با یه شماره دیگه اس داد برا همین نرفت تو بلک لیستم

نوشته بودکه اگه میخوای دیگه اس ندم بهت،یه چیزی بگو.

بدون معطلی جواب دادم و همون چیزی رو که میخواست

براش فرستادم چون واقعاً دیگه نمیخواستم اس.ام.اساشو ببینم.

دیگه ا………س نداد

نمیدونم اصلاً چی شد که اینطور شد. دیگه سراغمو نگرفت

انگار نه انگار که من “هستم”

به هرحال اعتراف میکنم که خیلی دلم برای اس.ام.اس هاش تنگ شده.

اگه الان اینارو میخونی، ازت میخوام که یه شانس دیگه بهم بدی. قول میدم بچه ی خوبی بشم !

هم تو مسابقه ها شرکت کنم

هم آهنگپـیشواز داغ هفته رو انتخاب کنم و حتی با شارژ ۱۶۸۶۵۰ریال، برنده ۱۰۰ تومن اعتبار هدیه

داخل شبکه شم ..!

ایرانسل دوسِت دارم !

.

.

.

آقا تجربه ثابت کرده …!

اگه بالای سرِ کتری وایستی آبش دیرتر جوش میاد !

برید کنار دورشو خلوت کنین بزارین کارشو بکنه…!!

.

.

.

یه حقیقتِ خیلی باحال :

پسرا عاشق فوتبالن ..

دخترا عاشق بازیکنای فوتبالن…!



تاريخ : جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ | ۱:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

قبض برقمون اومده ۱۸ هزار تومن!

بابام : مطمعنی ۱۸ هزار تومنه؟! شاید ۱۸۰ هزار تومن باشه!

من : نه. همون ۱۸ هزار تومنه

بابام : مطمعنی قبض ماس؟!

من : آره

بابام شاید قدیمیه؟!!!!

من : نه بابا واسه همین دوره س!

بابام : شاید به تومن نوشته!!!

من نه

بابام تا الان نزدیکِ ۵۴ رکعت نماز شُکر خونده!

.

.

.

یکی ﺍﺯ ﺳﺮﮔﺮﻣﯿﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ…

ﻫﺮ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﺎ ﭼﺎﻗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﻧﻪ ﺑﺮﻡ

ﺍﺯ ﺟﻠﻮﺷﻮﻥ ﺭﺩ ﺷﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮﻧﻮ ﺑﺒﺮﻥ !

.

.

.

یکی از بچه ها از اون قلیون کشای حرفه ایه

 جوری که داره تمرین میکنه با دود قلیون مثلث متساوی الساقین درست کنه!

لازم به ذکره که آخرین بار ذوزنقه داده بیرون !

.

.

.

حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارم که هیچکی بهش

تـــــــوجـــــــه نمیکنه !

.

.

.

پوست کنار ناخن از خیانتکار ترین پوستهاست

اولش فقط یه ذره گوشه ى ناخنه اما تا میکشیش تا زیر زانوت میاد پایین !

.

.

.

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﻣﺰﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺗﺮﮎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺑﺪﻡ

ﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﮐﻼﺳﻪ

ﻭﻟﯽ ﻓﻌﻼ” ﻓﻘﻂ ﻓﺮﻕ ﺷﯿﺮ ﮐﺎﮐﺎﺋﻮ ﺑﺎ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ .

.

.

داشتیم فیلم هندی میدیدیم

سلمان خان با یه کلاش یه گردان زرهی رونابود کرد !

گفتم بابا ایناخالی بندیـــه!

بابام برگشت گفت خالی بندی اینه که راننده سیگار میکشه ، تو بوی سیگار میـدی !

هیچی دیگه ضایع  شدیم نشستیم ادامه فیلم رو نیگا کردیم

.

.

.

بابام اومده میگه قانون جدید راهنمایی و رانندگی رو شنیدی ؟

گفتم: نه

گفت: تصویب کردن از این به بعد اونایی که بنزین نمی زنن

غلط میکنن ماشینو ببرن بیرون !

.

.

.

میگن تو بهشت سر کلاس استاد هی میگه خسته نباشید

دانشجوها میگن خسته نیستیم بقیه درسو بگو دیگه …!

.

.

.

دیشب اینترنتم قطع شد

رفتم یه ذره با خانواده نشستم،باهاشون آشنا شدم

به نظر آدماى خوبى میان 

.

.

.

بچه که بودم مدرسه مون چسبیده به خونمون بود

از بلندگو که صدام می کردن یه بار تو مدرسه کتک می خوردم یه دست توی خونه 

.

.

.

بدترین ضربهای که دخترا میخورن خیانته

اما بدترین ضربهای که یه پسر میخوره زمانی که میفهمه

سیستمش بازی مورد علاقشو  ساپورت نمیکنه ….!



تاريخ : جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ | ۱:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

تلویزیون میگه گوشی های GLX توی جیب جا میشه و راحت از جیب بیرون میاد!

مگه برند های دیگه رو با خاور و نیسان حمل میکنن ؟ یا با سیم بکسل میاد بیرون !؟

.

.

.

یه بار رفتم خونه یه بنده خدایی ویندوز عوض کنم

پسره بهم گفت اگه میشه مای کامپیوتر رو هم نصب کنید

گفتم اونجوری هزینتون  بیشتر میشه ها

گفت :چاره ای نیس!

.

.

.

دقت کردین تو فیلم و سریال های ایرانی وقتی دوتا دانشجو میخوان عاشق هم بشن

باید پسره اشتباها به کیف دختره بزنه تا همه

وسایلش بریزه و تو جمع کردن کمکش کنه و عاشقش بشه ؟

.

.

.

دقت کردین تو فیلما آدم پولدارا یا سرطان دارن یا بدبخت بیچاره و تنهان ؟

.

.

.

هیچ وقت بر اساس ِ یه عکس سه‌رخ عاشق دختر نشین.

 حتما یه عکس ۳*۴ پرسنلی ببینین و بعد تصمیم بگیرین !

.

.

.

داداش کوچیک دوستمو بردیم آمپول بزنیم…

پرستار گفت:

بخواب آمپولتو بزنم…

بچه گفت:

خوابم نمیاد… ^_^

.

.

.

لعنت به اون کســــی که ….

وقتـــــی بهــــش محبـــت می کنــــی …

خیــــال می کنــــه بهـــش احتیـــاج داری

.

.

.

شنیدم بهترین خواننده ساله ۲۰۱۲ جاستین بیبر شد

اولش تعجب کردم،ولی یادم افتاد که فدراسیون فوتباله ایرانم شد بهترین فدراسیونه آسیا….

سریعا شکم برطرف شد!!

.

.

.

من اگه مراد هم می شدم

زندگی بر وفق خرم بود ، نه خودم !

.

.

.

شما یادتون نمیاد یکی از بزرگترین دغدغه های ما

خفه کردن صدای مودم های دایل آپ بود !

.

.

.

تا حالا دقت کردین بعضی وقتا تو آینه به خودتون نگاه میکنین

میبینین چقد خوشگلین،بعد با گوشی که از خودتون عکس میگیرین

میبینید شبیه “اورانگوتان” شدین 

.

.

.

بابام اومده بهم میگه :

پاشو برو ماشین رو بزن تو پارکینگ

میگم : بابا به خدا خسته م ، نمی تونم !!

میگه : ده تومان می دم برو ، منم خسته م…..

میگم : بیخیال …. ده تومان میدم خودت برو ….

پاشده شلوارش و می پوشه و میگه مرد نیستی اگه ندی

پای مردونگیم موندم ده تومان پیاده شدم بهش دادم !!

داد میزنه میگه : خانوم پاشو بیا بریم لبو بخوریم!



تاريخ : جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

• جلو توالت عمومی هستم یارو میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین..؟ پ نه پ…. ما سوسکیم اومدیم نهار!

• با خانواده رفتیم پارک 60 ساعته تو صف دستشویی ایستادم و مثل مار افعی دارم به خودم میپیچم ، بابام اومده میگه: می خوای بری دستشویی پ ن پ 120 ساعته تو صفم میخوام برم با سوسکا کنفرانس بزارم….!

• ترم جدید رفتیم سر کلاس استاد ترم پیش میگه:… شما رو انداختم؟؟ پ ن پ! دیدم امروز خوشگل شدی اومدم که باهم بعد کلاس بریم بیرون…!

• بابام مسواک دستم دیده میگه میخوای مسواک بزنی میگم ن پ می خوام اسبمو غشو کنم!

• بعد از کلی پس انداز رفتم دندون پزشکی که از نامیزونی درشون بیارم: منشی میگه دندوناتو میخوای سیم کشی کنی میگم پ نه پ میخوام لوله کشی کنم شایدم داربست بستم!

• رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟میگم پـــ نــه پــــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد!

• صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـــ نه پـــ اومدم اینجا برم دسشویی!

• برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین؟ پـــ نــه پــــــ اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم!

• رفته بودم مدرسه تا رسیدم خونه مامانم میگه رفتی مدرسه برگشتی پسرم؟ میگم پ نه پ همونجا موندم این برادر دوقلو گم شدمه جلوت واستاده!

• رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پ نه پ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم!؟

• رفتم یه جا نظر بدم پرسید: اومدی نظر بدی؟پ نـ پ اومدم ببینم لینک نظرسنجیتون کار می کنه یا نه!

• توخیابون واستادم منتظره تاکسیم تاکسی جلو پام ترمز زده میگه تاکسی میخوای میگم پ نه پ نه وایستادم زیر پام علف سبز شه!

• رفتم آموزش دانشکده میگم کارناممو میخوام میگه کارنامه ی این ترمتو میخوای؟پ نه پ بیل گیتس پیشنهاد کار بهم داده گفته فقط ریز نمراتتو بفرست رسمیت کنم!

• رفتم کتابخونه کتاب امانت بگیرم، متصدی کتابخونه میگه: میبرین؟؟؟ پ نه پ میخوریم…!

• بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه آدم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـــ نــه پــــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه!

• زنگ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای بیایی تو؟ پـــ نــه پــــــ می خوام ببینم اف ف سالمه یا نه!

• خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟میگه خط تلفن؟ پـــ نــه پــــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم!

• رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟میگه برا کباب؟ پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام!

• ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار، میگه فـــلتر هوا؟پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک!

• داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟چیزی پرید تو گلوت؟ گفتم پـــ نــه پــــــ دارم خودم رو آماده پروار میکنم!

• تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـــ نــه پــــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

• بنده خدا چاقو خورده در حد بنز داره ازش خون میره بردیمش اورژانس پرستار میگه اوردین بستری کنین؟میگم پـــ نــه پــــــ اوردیم خون بده بریم!

• کله صبحی رفیقم میخواست بیاد درس بخونیم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگیر بیار گفت واسه صبونه؟ پـــ نــه پــــــ واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!

• خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم…میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟؟ پـــ نــه پــــــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه…!

• میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـــ نــه پــــــ میخوام قزل الا صید کنم!

• نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟ پـــ نــه پــــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده!

• تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟ پـــ نــه پــــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم!

• ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه میپرسه امتحان داری؟ میگم پــ نه پــ اومدم خمیر بگیرم بدم دست نونوا!

• تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟پـــ نــه پــــــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم!

• از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـــ نــه پــــــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!

• یکی زنگ زده میگه شما فرشادین میگم نه میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـــ نــه پـــــ من فرشادم صدای تورو شنیدم آلزایمرگرفتم یادم نیست !!!

• اومده از خواب بیدارم کرده میگه خوابی ؟ پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زیر پتو قایم شدم نصف شبی!

• یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟ پــــــ نــه پــــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!

• رفتم بانک پول بگیر مکارمنده میگه پول رو میبرین؟ گفتم پ نه پ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم!

• رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! گفتم پ نه پ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!

• به یارو راننده میگم.. آقا اگه میشه یکم سریعتر.. الان هواپیما میپره…میگه..به سلامتی مسافرین؟….گفتم پ نه پ فندک هواپیما دیشب دستم جامونده… میرم بدم به رانندش!

• رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایی نیارو میگه میخوای خودکشی کنی؟ گفتم پ نه پ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه!

• رفتم سم بخرم واسه سوسک یارو میگه میخواین سریع بمیره؟! گفتم پ نه پ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!

• به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟ گفتم پ نه پ فوت کن, قطع کن!

• زنگ زدم 115،میگه آمبولانس میخواین قربان؟ گفتم پ نه پ یه پلیس 110 میخوام, بقیش هم آدامس بدین!

• یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟ گفتم پ نه پ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن دربیاد!

• حواسم نبود با صورت رفتم تو در میگه ندیدیش؟ گفتم پ نه پ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو!

• زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن…میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ گفتم پ نه پ مرکز نخبگان ایران!

• سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید میگه پیاده میشی؟ گفتم پ نه پ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم…!!

• طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه طوطیه؟گفتم پ نه پ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!

• داشتم تلویزیون میدیدم بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!! گفتم پ نه پ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!!

• به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم میگه نمره میخوای گفتم پ نه پ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!

• یارو زده روح الله داداشی رو کشته حالا گرفتنش… میگه حالا چی میشه؟ اعدامم میکنن؟ میگم پ ن پ، میری مرحله ی بعد باید محراب فاطمی رو هم بکشـــ ـی!!!

 
 


تاريخ : جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد
 
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار برد با کسی است که بیشتر تقلب کند
 
الکل : مایه گرانبهایی که همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را

اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میدان

ایده آل : شوهری که بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی که در مورد تازه اش دارد رفتار کند

زوج ایده آل : شوهر کر و زن لال
 
بوسه : تصادفی که فقط یک سیلی به آدم ضرر می زند

بیست سالگی : دورانی که پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر

چشم : عضویکه چشم چرانها با آن ارتزاق می کنند
 
خسیس : کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد برای اینکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود

خوش بین : مردی که تصور کند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی کند گوشی را خواهد گذاشت

دست : عضوی که در سینما نزد بند نمی شود
 
دوران تجرد : دورانی که معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود

رفیق : کسی که همیشه به شما مقروض است
 
سوءظن : سعی در دانستن چیزیکه بعدا" انسان آرزو می کند ای کاش آنرا نمی دانست
 
سینما : جایی که پشت سر شما حرف می زنند

عشق : دردسری که برای فراموش کردن آن باید تازه تری پیدا کرد
 
سرخ پوست : مرد خوشبختی که وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتیکی نمی شود
 
سنجاق قفلی : تنها قفلی که بدون کلید باز می شود

مرد مجرد : کسی که هنوز عیوبی دارد که خود نمی داند
 
معجزه : دختر خانمی که زنگ آخر جیم شود و به سینما نرود
 
موش : خانم هایی که نصفه شب به جیب شوهر هایشان شبیخون می زنند

هالو : شوهری که دستکش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست خانم بخرد.
 


تاريخ : پنجشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

• چرا می گویند پیراهن و نمی گویند” جوان آهن”؟

• چرا می گویند اتوبوس و نمی گویند اتوماچ یا جاروبوس؟

• چرا می گویند خداحافظ و نمی گویند خداسعدی ؟

• چرا می گویند اتومبیل و نمی گویند اتومکلنگ؟

• چرا می گویند ماشین و نمی گویند شماشین؟

• چرا به طراح چنین سوالاتی می گویند دیوانه و نمی گویند غول آنه؟

هااااااان؟ آخه چرا ؟؟؟

• من آدم غایب جوابی هستم ؛ دو سه هفته بعد از اینکه طرف یه چیزی بارم کرد توی حموم جوابشو به خودم میدم…

• بچه که بودیم سر کلاس قرآن میخواستم قرآن بخونم یه ژستی میگرفتم که نگو!بسم الله الرحمن الرحیم رو فقط مثل عبدالباسط میخوندم، بقیه شو میرفتم تو پایه عباس قادری و جواد یساری…

• ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﻳﻦ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺍﻳﻨﻪ ﻛﻪ توی ﻣﻬﻤﻮﻧﻴﺎ وقتی ﺩﺍﺭﻥ ﺗﻪ ﺩﻳﮕﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻴﭽﺮﺧﻮﻧﻦ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺮﺳﻪ…

• ساعت 6 صبح تو رادیو گفت با هرکی قهرین همین الان بهش زنگ بزنین و آشتی کنین...

والا با هرکی هم آشتی باشیم اون موقع صبح بهش زنگ بزنیم 10سال باهامون حرف نمیزنه…

• رفیقم یه سرفه هایی میکنه انگار که 10 ساله داره سیگار میکشه، در حالیکه 9 ساله داره سیگار میکشه!

• دانشمندا کشف کردن که خورشید روزها بی جهت روشنه… در اصل باید شبها که تاریکه روشن باشه!

• خانومای عزیز:

وقتی یه کاری رو به آقایون میدین که انجام بدن ، حتما انجامش میدن …
نیازی نیست هر 6 ماه یک بار یادآوری کنین !

• چهار فرضیه ی زندگی من:

فرضیه ی اول: هیچ چیز اهمیت نداره
فرضیه ی دوم: حتی فرضیه ی اول
فرضیه ی سوم: هر فرضیه ی یه استثنا داره
فرضیه ی چهارم: به جز فرضیه ی اول!

• تو این زندگی نصف عمرمون به فکر کردن راجع به یکی دیگه گذشت، نصف دیگش هم برای پیدا کردن سر چسب نواری



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

• پسر داییم دهه هفتادیه مدرسه غیرانتفاعی ثبت نامش کردن سالی 6 میلیون! یادش بخیر ناظممون میگفت فردا 500 تومن کمک به مدرسه با خودتون بیارید، خونه ما میریخت به هم!!!

• من همیشه راست میگم حتی وقتی دروغ میگم!!!

• یکی از فانتزیام اینه:

ززااررت بزنم تو صورت یکی بگم نخواب…
بخوابی میمیری ؛ تو باید زنده بمونـــی!

• سعی کنین خودتون باشین و اگه اینی که الان هستین خودتونه، سعی کنین خودتون نباشین!

• کی گفته پایان شبه سیه سپید است؟ اصن از کجا معلوم سپید باشه شاید صورتی باشه یا بنفش شایدم آبیه یواش…

• ببین مال بقیه هم رفته یا فقط مال ماست؟ [اولین جمله ای که موقع قطع برق ایرانیها به زبان می آورند.]

• همیشه احمقا تو اکثریت هستن! جالبه همون اکثریت احساس می کنن که جزو اقلیت هستند…

• یکی از فانتزیام اینه که کنترل تلویزیون خونمونو بردارم برم دم این مغازه های صوتی تصویری، این تلویزیونایی که گذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم…

• دوستان عزیز بهم مشاوره بدید:

به نظرتون بعد از این که فوق لیسانسم رو گرفتم فلافلی بزنم یا آب هویجی؟

• یه سری هستن وقتی به سرعتگیر میرسن تقریبا از ماشین پیاده میشن دو سرشو میگیرن میزارنش اونور دست انداز که یه وقت ماشین آسیب نبینه…

• حکایت بعضیا مثل اون خره بود تو کلاه قرمزی... دو روز که تحویلش گرفتن از فرداش اومد گفت من آقای مجریم.

• سوال کنکور افغانی ها: جاهای خالی را با بیل پر کنید !!!
 

• فقط یه جوون ایرانی میتونه همزمان یه خط ثابت داشته باشه و یه ایرانسل. بعد خط ثابته رو بذاره تو یه گوشی ده تومنی و ایرانسله رو بذاره تو یه گوشی یه میلیونی!

• اینکه پلیس راهنمایی رانندگی وقتی حوصلش سر میره یه ماشینو میزنه بغل و جریمه اش میکنه فقط و فقط دال بر اینه که کرم درون همه جا پرچمش بالاست!!



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

• دیروز بعداز ظهر رفتم سری تیغ ژیلت فیوژن بخرم، فروشنده گفت بسته چهار تاییش 50 هزار تومن !! هیچی دیگه رفتم رساله رو ورق زدم دیدم نوشته: المحاسن زینت الرجل

• "خیلی هم شاخ نبود! (واکنش پسرها وقتی دختره بهشون پا نداد)
 
• فردا کل خانواده ما دارن واسه 2،3 روز میرن مسافرت و خونمون خالی میشه، اما چه فایده؟!
خلافترین کاری که ممکنه انجام بدم اینه که از ریش تراش بابام استفاده کنم.

• پسورد وایرلسمو دو روزه عوض کردم کلا محبوبیتمو تو همسایه ها از دست دادم! یکی یکی سرد و سردتر می شن. نگرانم دسته جمعی یه حرکتی بزنن.
امروز یکیشون بلند به اون یکی میگفت نامرد نذاشت فیلممو کامل دانلود کنم!

• یک نسلی هم بودن که گوشی باباشونو قرض میگرفتن برای کلاس گذاشتن در مهمانیها و مجالس!!!

• این فیلمای آموزنده صدا و سیما و کانالای ماهواره ای کاری کرده که الان جلو بچه دو ساله عق بزنی میگه: حامله ای؟!

• اگه نصف این علاقه ای که زنا به کمد دیواری دارنو، به شوهراشون داشتن و مردا نصف علاقه ای که به کنترل دارن به زناشون داشتن؛ آمار طلاق اینقده بالا نبود!

• قوانین طلائی همسرداری (برای مردان)

قانون اول:
باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و … خوب باشد.
قانون دوم:
باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید .
قانون سوم:
باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو .
قانون چهارم:
باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد.
قانون پنجم:
خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند !!!



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
خدا عشق را به شما هدیه نداد تا آن را در قلب خویش نگه دارید؛ عشقی که ابراز نشود، عشق نیست.
 
• عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی که عشق برایت این چنین است!
و من می خندم...
به برنامه هایی که هیچکدام، ارزش دیدن ندارند...

• این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم...همانند توست مرا ” دوست ندارد ”...احساسندارد! اما هر چه هست ” دل شکستن ” بلد نیست . . .

• “ حوا ” که باشی بعضی ها “ هوا ” برشان می دارد که “ آدمند”!

• سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شبها را آسوده می خوابد...؟

• نبودنت هستیمو نابود میکرد ولی حالا بودنت... میشه نباشی؟!

• هیچ وقت ، اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودی نمی کنم...! آخه مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم به بدبخت بیچاره ها!

• تو را من “ تو” کردم، وگرنه “ او ” هم زیادت است. پس اینقدر برایم، شما، شما نکن...!

• رفته ای؟! بعضی ها بهش میگن قسمت... اما من تازگیها بهش میگم به درک...

• یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید راست میگه یا دروغ... اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا که با چشمشونم دروغ میگن !

• آنان که “ عوض ” شدنشان بعید است، “عوضی” شدنشان قطعی است... شک نکن!

• وقتی به عقب بر میگردی؛ متوجه میشی که جـــای بعضیا، الان که تو زندگیت خالی نیست هیـــچ... اون موقعشم زیادی بوده...!

• این روزا باید دشمناتو فراموش کنی ! تنها کسی که می تونه تو رو به خاک سیاه بشونه یک دوست کاملاً مورد اعتماده...

• کاش نارو هم مثل لایک زدن بود! میــزدم میزدی، نمیــزدم نمیزدی...

• تقصیر خودمونه! بعضی ها عددی نبودند و ما آنها را به توان رساندیم!

• گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ، ﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎن ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ!

• گفتی: “منو فراموش کن”! اما بپرس “ارزش به یاد موندنو داری؟؟؟”

• حرف زدن با تو از عشق، انگار که آب دادن به گلهای پلاستیکی است …

• به بعضی رابطه ها باید “زمان” داد… ادامه بعضی رابطه ها را نباید ” امان” داد!

• بعضی ها هستن وقتی به ما میرسن با کلی اعتماد به نفس میگن “من با بقیه فرق دارم و مثل همه نیستم”، بعد معلوم میشه تنها فرقشون اینه که از بقیه خیلی بدترن!!!

• علت سقوط ناگهانی من از چشم هایت را فقط باید در جعبه سیاه دلت جستجو کرد…

• تقصیر برگ ها نیست، آدم ها همینند! نفس می دهی، لهت می کنند…

• میگی این یکی با بقیه فرق داره؟؟؟ اشتباه نکن، این یکی فقط بازیگر بهتریه…!
• هیس!

• بی نمک ترین مکان جهان احتمالا “دست من” است!



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

• من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم:

هر دو شکستیم؛ تو قلب مرا، من غرورم را
هر دو رقصیدیم؛ تو با دیگری، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم؛ تو با من، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “حماقت” من، من به “پست” بودن تو
آری، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود…

• دوستت دارم هایت را پس میدهم، بر دلم سنگینی میکند این همه دروغ!

• دردم این است که درکت به دردم نمی رسد…!

• گاهی وقتی کسی از زندگیتان می رود دارد به شما لطف می کند؛ او فضایی خالی

به جا میگذارد برای کسی که لیـــــــاقــــــت آنجا بودن را داشته باشد…

• این روزها تنها هنر آدم ها دل شکستن است…

• خودت رو صد در صد خرج کسی نکن که فقط تا ده بلده بشماره…!

• بعضی از آدمها همونقدر که آرزوی قشنگی ان؛ واقعیت وحشتناکیم هستند…

• یکرنگ که باشی، زود چشمشان را میزنی …

خسته می شوند از رنگ تکراریت، این روزها دوره ی رنگین کمان هاست…

• اگر میبینی هنوز تنهام، به خاطر عشق تو نیست… من فقط میترسم ؛ میترسم همه مثل تو باشند…

• یه وقتایی یه کسایی رو تو زندگیمون راه میدیم که مامان باباهاشون تو خونه به زور راشون میدادن!

• به محض اینکه احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده، کوله بار آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاک! داغ زانو زدنتون رو به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین!

• یکی از اشتباهات زندگی ، آدم حساب کردن اونایی که آدم نبودن، هنوز هم نشدن، بعدا هم نمیشن!

• با موجودات عجیبی زندگی میکنیم!!! موجوداتی که تنها با “بی محلی” آدم می شوند…

• عجب طعم گسی دارد دروغ هایت! وقتی به خورد گوش هایم میرود ، تمام ذهنم را جمع می کند…



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


نفس می کشم ،تا به جای مرده ها خاکم نکنند


بیچاره فرهاد که فکر میکند تنها عاشق شیرین اوست وتنها اوست که جوش شیرین رامیزند اما نمیداندکه نانوایی هم جوش شیرین میزند


فرکانس فارسی‌ وان اگر در ثریا هم باشد، زنانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت.


ایران جاییه که دختر بودن تو دنیای واقعیش، نقطه ضعف حساب می‌شه و تو دنیای مجازیش، نقطه‌ی قوت.
فدات بشم مجازی


‫اینجا ایران است .. احساس عبور باد از لابلای موها،بزرگترین رویای دخترانه است


یه روزی به این نتیجه میرسیم به جای کشتن مگسها باید سعی کنیم بهشون آموزش بدیم که فرق ما انسانها و گ..ه رو بفهمند


فکر نکنم بابام اندازه ای که از درست شدن کانال فارسی1 خوشحال شده از تولد من خوشحال شده باشه


جهان سوم جاییه که وقتی به یک پسر جواب سلامشو نمیدی فرداش میاد بهت گرمتر سلام میکنه


امروز وقتی دیدم صابونم کف نمی کنه کلی کف کردم!
بازم غیرت خودم از این صابونا بیشتره


‫ای کسانی که ایمان آورده اید خوب بخورید و بیاشامید که در ماه مبارک تو این گرما پدر مدرتون درمیاد


دوغ خوردم، تاریخ تولیدش فردا بود! مملکته داریم؟


نامزدتون رو از بین همکلاسی هاتون انتخاب نکنید. وگرنه مجبورین طرف هر تیکه ای که سر کلاس انداخت شما بخندید


از وقتی سیستم اتوماتیک سازی جمع آوری زباله اجرا شد تعداد کارگران شهرداری سه برابر شد.مملکته داریم؟

یک زمانی نگرانی مادرم این بود که کمونیست نشوم
حالا نگرانیش اینه که مجرد نمونم



با بعضی از این پیرزن ها که 10 دقیقه حرف میزنی
می فهمی چرا شوهرشون 10 سال زودتر از آنها مرده

یه جایی خواندم که مغز دو تا کار رو نمی تواند با هم انجام بده(تحلیل کنه)!
پس داداش موقع رانندگی دستت رو توی دماغت نکن



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 


پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت. سنگ‌پشت،‌ ناراضی و نگران بود. پرنده‌ای‌ درآسمان‌ پر زد، سبک؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست. کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی.

من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ نا امیدی.

خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است.

حتی‌ اگر اندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست،‌ تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی.

خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور.

سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندکی...



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

عروس لوس: بع..........له.... (عروسهای لوس رو باید فقط سپرد به داماد ....)

عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: " با پرمیشن از گریت ترهای فامیل ... آو یس (این هم باید به سرنوشت عروس لوس برسه تا شاید آدم بشه)

عروس خجالتی: اوهوم 

عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... 
( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری میپذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش

عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ..... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال میپرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن)




تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است.


دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد.. یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید، به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد؛ این یعنی "نسبیت".


فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.

عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم.

من هوش ِ خاصی ندارم، فقط شدیدا کنجکاوم.

سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید.

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند..
یکی از قویترین عللی که منجر به ورود آدمی به عرصهء علم و هنر می شود فرار از زندگی روزمره است.

مثال زدن، فقط یک راه دیگر آموزش دادن نیست؛ تنها راه آن است.
حقیقت آن چیزی است که از آزمون تجربه، سربلند بیرون آید.
زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
داشتم تو پیاده رو میرفتم که یهو یه موتوری توی عابر پیاده با سرعت از بغلم رد شد و نزدیک بود بزنه به من!

داد زدم اینجا عابر پیادَست ها!!!
جواب داد اینجا ایرانه ها!!!
حرفش تا حدی منطقی‌ بود که کاملا قانع شدم

خارجیا با مخفف کردن Short message service به sms خواستن به دنیا بگن که خیلی تنبلن،
ولی ما با مخفف کردن sms به s جای بحث نذاشتیم براشون...!!

پسره توی قطار به نامزدش میگه: همین که رفتیم تو تونل و گفتم:" نون بده،"

صورتت رو بیار جلو تا بوست کنم .

از تونل اومدن بیرون پسره پرسید: حالا چند تا نون دادی؟

دختره: چهار تا .

پسره: من که فقط یه دونه گرفتم؟

یارو از پشت میگه: دیدم نونوایی خلوته منم سه تا نون گرفتم!!!

 

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر.

شخصیت من چیزیه که من هستم،

اما برخورد من بستگی داره به اینکه "تو" کی باشی!

ماشین جدید خریده بودیم

بعد از اینکه ماشین رو گذاشتیم توی حیاط ،

موقع بستن در حیاط ، سرم خورد به جعبه پست و شکست و کلی خون اومد.

بابام گفت: خدا رو شکر خونریزی هم شد دیگه لازم نیست گوسفند بکشیم

امروز تو تاکسی این ۳۰ دقیقه ای که یارو نشسته بود بغل دستم
کف دستش میخارید میگه پول داره میاد …
گوشش میخارید میگه دارن پشتم حرف میزنن …
کفه پاش میخارید میگه پول داره میره …
اصلا ۱%به ذهنش نرسید که حموم بره شاید درست شه



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()
قبول.. شما با کلاسی، همش لباس های مارکدار میپوشی... اما اینو بدون گاوم پوستش چرم خالصه... ذات آدم مهمه.
 

• رئیس جمهور آمریکا هم بشم این مادر ما بازم میاد میگه ... پسرم کاخ سفید رو رنگشو عوض کن سفید زود لک می شه!

• یه احمقی یه درسی رو اختراع میکنه, هزار تا عاقل نمیتونن پاسش کنن...

• دانشمندان هنوز نفهمیدن چرا ایرانیا وقتی یکی از جای دور بهشون زنگ میزنه با داد حرف میزنن!

• ریاضی 1... 
ریاضی 2...
ریاضی بشقاب پرنده... 
ریاضی چرا نمیخنده... 
انتگرال یگانه... 
انتگرال دوگانه... 
انتگرال سه گانه... 
حالا دسسسس دسسس... 
انتگرال دس، توابع رقص... 
حالا برعکس... 
توابع دس، انتگرال رقص.... 
اون سینوس کسینوسا که دس نمیزنن ایشالا برن زیر رادیکال... 
اثرات زیاد درس خوندنه... خوب میشم، شما زیاد جدی نگیرید!

• یه همسایه داشتیم به خانمش می گفت: "منزل". خانمش اومده بود خونه ما پیش مادرم. اومد دنبالش. داداشم در رو باز کرد. آقاهه گفت: "منزل ما این جاست؟" داداشم گفت: "نه، منزل شما ته کوچه است." بنده خدا در همه خونه ها رو زده بود تا منزلش رو پیدا کنه.....!!

• دیشب خواب دیدم حضرت ایوب اومد به خوابم...
گفتم شما کجا؟ اینجا کجا؟
دیدم چشاش پر اشک شد گفت: تو دیگه روی صبر منو , روسفید کردی، بیا این فیلتر شکن جدید رو بگیر!!

• فکر می کنم خدا یه فرشته داره به اسم " بیلاخائیل "؛ هر آرزویی که می کنیم، اون فرشته انجام وظیفه می کنه!

• واسه من اهمیتی نداره که چند سالمه ….. 
من هیچوقت ناخونک زدن به سیب زمینی سرخ کرده رو ترک نمیکنم!!

• ما تو خونمون سینه خیز میریم تا سماور که کسی نفهمه اگه یکی بفهمه یه سینی چای رفته تو پاچمووون!
گشادی در این حد بیداد میکنه...

• ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻠﺖ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﺎ iphone ﻭ htc ﭼﻪ ﻛﺎﺭﺍ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﻜﻨﻦ، اون وقت جی ال ایکس ﻫﻢ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭﻣﻴﺎﺩ!! ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻘﻴﻪ ﮔﻮﺷﻴﺎ ﺑﺎ ﺳﻴﻢ ﺑﻮﻛﺴﻞ ﺩﺭﻣﻴﺎﻥ!!!

• داشتم پرینت میگرفتم دیدم اشتباهی دارم پرینت میگیرم اومدم لغوش کنم نشد پریدم کاغذو از تو دستگاه بردارم یهو گرفت کشید تو از اینور من زور زدم یهو پرینتر گفت ززززززاااااررررررت کاغذه در اومد پرینتر خورد شد! ینی از یه پرینتر گذشتم و از یه کاغذ نگذشتم! جالبه بعدش اعصابم خورد شد کاغذه رو پاره کردم ریختم دور...!



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

• هیچی بدتر از اون نیست که بدونی یکی یه جایی با یه آهنگی به یادت میفته...
و اون آهنگ کلاه قرمزیه: سلام الاغ عزیز حالت چطوره؟! 
از بس خر بودی تو اون رابطه ...

• اینقدر که ایرانیها با درخت کاج کریسمس و بابانوئل عکس گرفتن و تو فیسبوک شر کردن، خارجیها نگرفتن !!!!!!
کلا ملت شادی داریم!!

• من نمی دونم این چه جریانیه؟
هر وقت من لب به غذا میزنم بابا کنترل رو میگیره میزنه سر راز بقا. مراحل تولید مثل و تولد خاندان مارمولک ها رو میبینه...

• امروز 500 تومن تو سوپر مارکت کم آوردم یه بسته آدامس از کیفم درآوردم دادم به فروشنده دیدم داره چپ چپ نگام میکنه؛ منم گفتم:هاااااااا چیه ؟؟ روز روز انتقامه!!

• رو سنگ قبر یارو نوشتن: در سن 98 سالگی به دیار باقی شـتافت!!
خو لامصب شتافت چیه؟ اینو دیگه به زور بردن ... والا بخدااا!

• یه سوال تخصصی: جمع “اژدها” چی میشه ؟؟!

جواب:

1 - وای چقدر اژدها
2 - اژدهایان
3 - اژدهایون
4 - اژدهاجات
5 - اژدهاها
6 - اژدهاین
7 - چندین اژدها !!!
نه بچه ها واقعا جمع اژدها چی میشه ؟؟!

• یه صفحه درس خوندم بیهوش شدم ...
میترسم وسط امتحانات برم تو کما!!!

• تو توالت عمومی هم آسایش ندارم من !!! روی در نوشته بود:

سمت راستت را نگاه کن سمت راست نگاه می کردی نوشته بود: سمت چپت را نگاه کن سمت چپ نگاه می کردی نوشته بود پشت سرت رو نگاه کن پشت سرو نگاه می کردی نوشته بودن: کارتو بکن چرا اینطرف اونطرفو نگاه می کنی؟؟
والا با این توالتاشون...!

• یه معتاد داشت تریاک میکشید یهو پلیس میاد میگه بی حرکت، معتاده میگه کو تا حرکت؟!

• خبرنگار صدا و سیما میگه آرامش مطلق در دمشق حاکمه، بعد با جلیقه ضد گلوله وایساده جلوی دوربین!

• لذتی که:
تو رقصیدن و قر دادن تو اتوبوس زمان مدرسه در حال رفتن به اردو بود خداییش, تو هیچ دیسکویی تو دنیا نیست!!

• آمار بگیرید میبینید 70 درصد کسایی که کریسمس تبریک میگن نمیتونن به انگلیسی کریسمس بنویسن ... به سوی همین چراغ قسم ...



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

حکیمی در گذرگاه خود مردی را دید که در کنار جوی آب روی زمین دراز کشیده و سر را در جوی خوابانده و مشغول نوشیدن آب است.

حکیم گفت: «ای برادر، با این ترتیب آب خوردن عقل کم می شود.»

آن مرد پرسید: «عقل چیست؟»

حکیم که چنین دید گفت: «عقل یعنی ادامه بده تا سیراب شوی.»


تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

 ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد.

پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

مادر گفت : ۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی

فقط خواستم بگویم تولدت مبارک.

پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.

صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت… ولی مادر دیگر در این دنیا نبود...


تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

* دشمنان خود را دوست داشته باش !!! دیوانه شان میکند …

* صداقت یک هدیه بسیار گران قیمت است، آن را از انسان های ارزان انتظار نداشته باش .

*برای نابود کردن یک فرهنگ، نیازی نیست کتاب ها را بسوزانید. کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند . . .

* باز هم بلند شو. ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است.

* آنکه واقعا تو را دوست دارد به ساز آرام بودنت کفایت میکند و هرگز نمیخواهد رقاصه ی سازهایش باشی …

* خیلی چیزها هستند که وقتی به دستشان می آوری دیگر برای تو نیستند ، تویی که در دست آنهایی …

* انسان سه راه دارد :

راه نخست از اندیشه می گذرد ، این والاترین راه است !

راه دوم از تقلید می گذرد ، این آسان ترین راه است !

راه سوم از تجربه می گذرد ، این تلخ ترین راه است !

* بترس و بلرز … ولی قدمی پیش بذار…

* فانوس هاى ده مى دانند بیهوده روشن هستند و سگهاى ده باخبرند که بیدارى بى فایده است، وقتى در روشنى روز، دزدها به مهمانى کدخداى ده مى روند.

* بچه ها هرگز مادرشان را زشت نمی دانند … سگ ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی کنند … اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی آید …

اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید ، آن را زیبا هم خواهید یافت … زیرا ” حس زیبا دیدن ” همانعشق است … !

* ارزش هر لحظه رو با فکر کردن به لحظه بعد از دست نده . . .

* عکس های قشنگ دلیل بر زیبایی تو نیست … ساخت دست عکاس است... درونت را زیبا کن که مدیون هیچ عکاسی نباشی! (مرحوم خسرو شکیبایی)

* بزرگ ترین مصیبت برای یک انسان این است که، نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد، نهشعور لازم برای خاموش ماندن. (ژان دلابرویه)

* جذابیت همیشه در تفاوت هاست، هیج آهن ربایی قطب هم سانش را جذب نمی کند.

* به جای جنـــس مـــــــخالف بگوییم جنــــس مکــــــمل . . .

* سوزش شلاقی که بیدارم کند بهتر از نوازش دستی ست که خوابم کند …

* پـنـجـره را بـاز کن و از ایـن هـوای مـطـبـوع بـارانـی لـذت بـبـر،خـوشـبـخـتـانـه بـاران ارث پـدر هـیـچـکس نـیـسـت . . .(حسین پناهی)

* کودکی مرحله ای از زندگی ست که تو در آیینه شکلک در میاوری … میانسالی مرحله ای از زندگی ست که آیینه برایت تلافی می کند …

* مردم می گویند عشق کور است، زیرا نمی دانند که عشق چیست. من به تو می گویم ، فقط عشق چشم دارد به غیر از عشق همه چیز نابیناست . . . (اشو)

* تظاهر به خوشبختی دردناک تر از تهمل بدبختی است !

* احساس منفی، ترمز موفقیت ماست؛ ترمزهای خود را رها کنید . (برایان تریسی)

* ﻧﻪ ﻣﺮﮒ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﯿﺮﯾﻦ، ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ به خاطرش ﺷﺮﺍﻓﺘﺶ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ …

* برخی آدمها تنها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند تا به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز آن درسها را یاد نمی گرفتیم . . .

* با خودمان می گوییم، عادت می کنیم و با صراحت زیادی این جمله را تکرارمی کنیم . آن چیزی که هیچ کس نمی پرسد این است که : ” به چه قیمتی عادت می کنیم ؟ “ ( ژوزه ساراماگو )

* هر قدر می توانی شاد زندگی کن و هرگز فکر بیهوده به مغز خود راه نده، چون سلامتیت به خطر می افتد. (چارلز دیکنز)

* از گوش دادن به سخنان دشمنانتان غافل نباشید، آنها اشتباهات شما را به خوبی بیان میکنند ! (شکسپیر)

* میوه ای که در دسترس ماست از میوه بالای شاخه درخت لذیذتر است، ولی میوه بالای درخت از این جهت در نظرمان جلوه می کند که دستمان به آن نمی رسد …

* قضاوت و پیش داوری درباره ی یک شخص مشخص نمی کند که او کیست ، مشخص می کند که شما کیستید . . .

* قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ! این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق !

* حق الناس همیشه پول نیست گاهی دل است . دلی که باید میدادی و ندادی . . .

* برای دادن گل به دیگران، منتظر مراسم تدفین آنها نباشید . . .

* از جنگ بدتر هم هست : کسی که چیزی ندارد تا برایش بجنگد. . .

* هرگز افسوس پیر شدن را نخورید، چرا که افرادی بسیاری از این امتیاز محروم مانده اند . . .



تاريخ : جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


* ترجیح میدم پول سیگاری رو بدم که صادقانه روش نوشته: سرطان زا ؛ تا پول آبمیوه ای رو که روش به دروغ نوشته: 100% طبیعی 

* ﻋﺒﺎﺭﺕ " اصن ﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ " ﭼﯿﺴﺖ؟ ﻗﻄﻌﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ در آن گند زدید!  

* پشت هر مرد موفقی هیچی نیست ! زرنگ بوده، گول دخترا رو نخورده، چسبیده به زندگیش، پولاشو جمع کرده، زندگیش روبراه شده.

* ﺑﺎﺑﺎﻡﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻌﻪ....؟ ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻪ!! ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ...؟ 

* دختر عموم از وقتی دماغشو عمل کرده کمی فارسی یادش رفته بعضی کلمات رو  انگلیسی میگه مثلا میگه : اوه مای گاد تیچر خصوصیم قراره بیاد.

* راستی چرا به ماشین عروس میگن ماشین عروس ؟ مگه ماشین مال داماد نیس؟ 

* این کارمندای وزارت امور خارجه دقیقاً برای چی حقوق میگیرن وقتی که ما با هیچ کس در ارتباط نیستیم؟ 

* خواهرزاده‌ام وقتی میگه این چیه!؟ یعنی اون چیز پنج دقیقه دیگه بیشتر تا پایان عمرش نمونده!

*اینجا سرزمین واژه هاى وارونه است : جایى که گنج،"جنگ"میشود ،درمان،"نامرد"میشود قهقهه،"هق هق" میشود اما دزد همان"دزد"است... درد همان "درد" وگرگ همان "گرگ" .

* کلا با خرسا حال می کنم ۶ ماه میخوابن ۶ ماهم میرن ماهیگیری کلا تو عشق و حالن .

* می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند؟ . . . چون زن ندارن.



تاريخ : جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ | ۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

در خوابگاه‌های پسران کارهایی انجام می‌شود که حتی به عقل جن هم نمی رسد!



تاريخ : جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

• وقتی نمی توانید پاسخ مناسبی پیدا کنید، سکوت گزینه ای طلایی است.

• نگذارید کسی که از رویاهایش دست کشیده شما را هم از رویاهایتان منصرف کند.

• گاهی، دو نفر باید از هم فاصله بگیرند تا بفهمند چقدر نیازمند برگشتن به همدیگرند.

• آیا می دانید چرا خوشبخت بودن مشکل است؟

چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود سرباز می زنیم.

• به جای پاک کردن اشکهایتان، آنهایی که باعث گریه تان می شوند را پاک کنید.

• هرگر از سمت جلو به یک گاو، از سمت عقب به یک اسب و از هیچ سمتی به یک احمق نزدیک نشوید.

• از نشانه های ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقیده ای، به آن احترام بگذارد.

• بخشش کنید، اما نگذارید از شما سوء استفاده شود.

عشق بورزید، اما نگذارید با قلبتان بد رفتاری شود.

اعتماد کنید، اما ساده و زودباور نباشید.

حرف دیگران را بشنوید، اما صدای خودتان را از دست ندهید.

• مردم می گویند، ” آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید.”
اما باید اینگونه باشد، ” خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آن ها را نادیده بگیرید. ”
هیچکس کامل نیست.

• خداوند هیچ دری را نمی بندد مگر اینکه در دیگری را باز کند.

• غرور گفت، "غیر ممکن است.”
تجربه گفت: "خطرناک است.”
عقل گفت: "بیهوده است.”
دل زمزمه کرد: "امتحانش کن.”

• نگران آنچه که دیگران پشت سرتان می گویند نباشید، آن ها کسانی اند که به جای یافتن کاستی های زندگی خودشان، مشغول یافتن کاستی های زندگی شما هستند.

• اگر قول دادید، به آن عمل کنید.
اگر عشقی دارید، قدرش را بدانید..
اگر گفتید تماس می گیرید، این کار را بکنید.
اگر کسی به شما اعتماد کرد، به آن احترام بگذارید.
اگر اشتباهی مرتکب شدید، عذرخواهی کنید.
اگر در طلب اعتماد هستید، بدستش آورید.

• همه کسانی که به زندگی شما وارد می شوند، دلیلی دارد.
یا شما به آن ها برای تغییر زندگیتان نیاز دارید، یا خود کسی هستید که زندگی آن ها را تغییر خواهد داد.

• مشکل فکرهای بسته این است که دهانشان پیوسته باز است.

• هم اکنون که در حال نفس کشیدن هستید، کس دیگری دارد نفس های آخرش را می کشد. پس دست از گله و شکایت بردارید و بیاموزید چگونه با داشته هایتان زندگی کنید.

• از اینکه دنیا در سال 2012 به پایان برسد نمی ترسم… از این می ترسم که دنیا بدون هیچ تغییری ادامه پیدا کند.

• هرگز به خاطر دیگران اصالت خود را تغییر ندهید. چون هیچ کسی بهتر از شما نمی تواند نقش شما را بازی کند. پس خودتان باشید. شما بهترینید.

• رها کردن کسی که برای شما ساخته نشده یعنی رسیدن به این درک که برخی آدم ها بخشی از سرگذشتتان هستند، نه بخشی از سرنوشتتان.



تاريخ : پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

• برای اینکه دوستت داشته باشم و به تو احترام بگذارم، مجبور نیستم با تو هم عقیده باشم.

• وقتی کسی به زندگیتان وارد می شود، خدا او را به دلیلی می فرستد. یا برای درس گرفتن از او یا برای ماندن با او برای همیشه.

• خداوند برای هر چیزی که اجازه اتفاق افتادنش را می دهد دلیلی دارد… ممکن است ما هرگز نتوانیم حکمتش را درک کنیم اما باید به اراده و خواست او اعتماد کنیم.

• گله نکنید که چرا فلانی با شما درست رفتار نمی کند. اگر میدانید لیاقتتان بیشتر است، چرا با او رابطه دارید؟

• دنبال کسی نباشید که همه مشکلات شما را حل کند. دنبال کسی باشید که نگذارد به تنهایی با آن مشکلات روبرو شوید.

• از اینکه خودم هستم خوشحالم. شاید کامل نباشم اما صادق، دوست داشتنی و خوشبختم. سعی نمی کنم کسی باشم که نیستم و تلاش نمی کنم که همه را تحت تاثیر قرار دهم. من خودم هستم.

• سکوت همیشه به معنای "رضایت” نیست.
گاهی یعنی، "خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمی دهند، توضیح دهم.”

• خدا می داند چه کسی به زندگی شما تعلق دارد و چه کسی ندارد. اعتماد کنید و بگذرید. هر که قرار باشد بماند، همیشه خواهد ماند.

• وقتتان را صرف کسانی کنید که شما را در همه حال دوست دارند. آن را بیهوده تلف افرادی که فقط هرگاه منفعتشان میطلبد دوستتان دارند، نکنید.

• با کسی باشید که از شما کینه به دل نگیرد، حرف نزدن با شما را طاقت نیاورد، و بترسد از روزی که شما را از دست بدهد.

• بخشیدن کسی آسان است، اما اینکه بتوان دوباره به او اعتماد کرد، داستان کاملا متفاوتی است.



تاريخ : پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

مقایسه طرز فکر دختر ها و پسرها...

در تنهایی به چه چیز فکر می کنن؟

دختر:یعنی میشه فوق تخصص پزشکی بگیرم و زحمتام به هدر نره

پسر:یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال

۲.تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه...

دختر:مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه.

پسر:اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه.

و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی

۳.تو مغازه لباس فروشی...

دختر:دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن.

پسر:لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره

۴.وقتی از یکی بدشون بیاد...

دختر:سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه

پسر:تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه.

۵.وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)...

دختر: می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدی که خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و فعالیت های علمی بحث میکنن.

پسر:با 20 سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل بی خود بحث می کنن

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

 عکس   اس ام اس خنده دار زناشویی

   اگه یه مرد در ماشین رو واسه خانومش باز کنه ۴تا نتیجه می شه گرفت:
۱ماشین تازه است
۲ زنش تازست
۳ طرف زنش نیست
۴ مرده گلابی و زن زلیله


از کجا می فهمی که خانمی قصد دارد یک حرف هوشمندانه بزند؟
وقتی جمله اش را با  “روزی از یک مرد شنیدم “ شروع کند!

ازدواج تنها جنگی است که در آن می توان
شبها با دشمن در یک سنگر خوابید

اولین دعوای زناشویی زمانی آغاز شد که :
حوا با شورت ادم که از برگ مو بود
دلمه پخت

زن به  شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو میبوسه!
تو چرا این کار رو نمی کنی؟
شوهر میگه: آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !!

ازدواج مثل بازار رفتن است ، تا پول و احتیاج و اراده نداری به بازار نرو!

یه مرد احمق به یه زن میگه ساکت باش اما یک مرد دانا به یه زن میگه نمی دونی وقتی لبهات بسته اند چقدر خوشکل میشی

زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!

برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت :
” این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتونم این کتاب راتمام کنم ” !

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند
در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند!

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند ، بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن
ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند !!!!

مردها سه تا آرزو دارن :
- اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !
- اونقدر که بچه شون می گن پولدار باشن !
و مهمتر از همه اینکه :
- اونقدر که زنشون شک داره زن داشته باشن !!!

مرد اولی : امان از دست این زنها !؟
زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !
دومی : خوش به حالت !
زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!

زن به شوهر : من احمق بودم که باهات ازدواج کردم !
مرد : عزیزم چرا عصبانی می شی !
خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!

*رابطه زن و شوهر:
روزها مثل سگ و گربه شبها مثل پیچ و مهره

یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :
مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!

زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند
ولی اینگونه نمی شود
زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند
مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود

یک زن در بحث حرف آخر را می زند
بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است !!!

قوانین طلائی همسرداری (برای مردان ‎):
قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و … خوب باشد ‎.
قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید ‎.
قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو‎ .
قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد‎ .
قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند ‎!!!

مرداحساس را کشف کرد و زن عشق را،
مرد کار را کشف کرد و زن خانه داری را،
مرد پول را اختراع کرد و زن خرید را،
از آن زمان، مرد چیزهای بسیار زیادی کشف و اختراع کرد،
و زن همچنان در حال خرید است ‎ !!!

برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید
برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید
و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید …

۳ تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه:
اطلاعیه ازدواج
یکی بگیر … ۲ تا هم جایزه ببر!

مرد: زن! تو چرا رفتی باز سه دست لباس نو خریدی،
آخه نمی گی من از کجا پولشو بیارم؟
زن: عزیزم، می دونی من اصلاً آدم فضولی نیستم!




تاريخ : چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

تصور کنین. طبقه پنجم یک برج ۱۵ طبقه.

مامور سرشماری: منزل شما به آب لوله کشی مجهز هست؟

من: «پ نه پ»، چاه داریم توی زیرزمین با دلو آب میکشیم میاریم بالا. 

مامور سرشماری: این که توی قسمت فرزند نوشتین دخترتونه؟

من: «پ نه پ»، دختر همسایمونه، من چون عقده بابا بودن دارم، روزا میاد اینجا من ادای باباشو در میارم.

مامور سرشماری: آیا شما شهرنشین هستین؟

من: «پ نه پ»، اینجا برره ست، ما تابلوش رو عوض کردیم گذاشتیم الهیه.

مامور سرشماری: سرویس بهداشتی داخل منزل هست؟ 

من: «پ نه پ» هر کی هرجا دلش خواست خودش رو ول میکنه

مامور سرشماری: پنجره نورگیر داخل منزل هست؟

من: «پ نه پ»، تمامش رو گل گرفتیم که خودمون رو آماده کنیم واسه خواب زمستانی

مامور سرشماری: سند منزلتون مسکونیه؟

من: «پ نه پ» تجاریه، منتها ما چون عقل نداریم، ازش مسکونی استفاده میکنیم.

مامور سرشماری: آیا منزل شما مجهز به سیستم سرمایشی، گرمایشی هست؟

من: «پ نه پ»، هم دیگر رو موقع گرما “فوت” میکنیم موقع سرما “ها” میکنیم

مامور سرشماری: منزل شما اتاق خواب دارد؟

من: «پ نه پ» ما از اونجایی که مرتاضیم، شبا روی نرده تراس میخوابیم.

مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟

من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن.



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

اینو امروز کشف کردم:
همیشه نفر جلوییت تو صف پمپ بنزین، دست و پا چلفتی ترین و تنبل ترین آدمه روکره زمینه، قبول دارید؟

 

تبلیغ رنگ مو داش نشون میداد تو تلویزیون ایران:
زنه اول روسریش مشکی بود؛ بعد استفاده از رنگ مو روسریش قهوه‌ای شد.

 

دیدین شبا که خونه ساکت میشه اسباب وسایل تو خونه شروع میکنن به صدا درآوردن؟
الهی بگردم ؛ خستگی در میکنن!
عاشق صدای قلنج شکوندن تلوزیونم.

آقا ازدواج هم خیلی سخت شده ! خدمت مامانم عارض شدم دنبال یه دختر باش داداش نداشته باشه.
هی میپرسه چرا؟
توضیح دادنش سخته ولی نمیخوام زنم عمه باشه!

 

تو خونه دانشجویی که 90درصد وعده های غذایی رو کنسرو خوراک لوبیا وتخم مرغ تشکیل میده، احساس نیاز به فن دستشویی از نون شبم واجب تره.

 

 

گوگل پسر بود یا دختر؟
خب اون بدون شک دختره،
چون اجازه نمی ده یه جمله ای رو کامل کنی،
از همون اول شروع می کنه به حدس زدن،
و همچنان حدس زدن،
لامصــب بعضی وقتا حدسایی میزنه که دهن آدم وا میمونه،
مخصوصاً وقتی یکی کنارت نشسته باشه!!!

 

به قلبم گفتم: شب‌ها خواب به چشمم نمی‌‌آید،
قلبم گفت: از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی، زر نزن، بیخودم ادای عاشق ها رو در نیارا!


بچه که بودم بابام منو برد بهداری واکسن بزنم، تا چشمم خورد به آمپول خون گریه میکردم، التماس میکردم، چند نفر گرفته بودنم، منم زجه میزدم (بار روانیش خعلی زیاد بود)، الکل رو که زد به بازوم گفتم تمومه کارم به عنوان آخرین حرفم گفتم: *یـــــــا حـسیــــــــــــــــــن شهیــــــد*
آقا همه پرسنل بهداری از خنده موزاییک میخوردن.

 

یه روز سوار تاکسی بودم داشتم میرفتم سر کار کنار دستم یه زنه نشسته بود یه بچه 4-5 ساله هم تو بغلش بود! تمام مسیر این بچه عرعر میکرد و داد میزد میگفت: ساندیس میخوام! راننده تاکسی هم اومد آرومش کنه گفت: پسرم گریه نکون، الان پیاده میشید مامانت برات میخره! بچه هم نه گذاشت نه برداشت به راننده گفت: تو دیگه گُ...ه نخور!!!

 

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه “عِـه رفت رو پیغامگیرشون” و سریعاً تلفن رو قطع کنه :خخخخخ

 

بچه خواهرم 5 سالشه نه گذاشته نه ورداشته برگشته پرو پرو به بابام نیگا کرده میگه: بابابزرگ یه میمون (منظورش عروسک بود) خریدم قد تو، بابام کم نیاورد گفت: این دفعه خواستی بری بخری سایز بابای الدنگتو بخر بچه.
بعد دید من دارم زیرزیرکی میخندم یه پس گردنی هم به من زد.

 

یه وختایی نمیرم دمه یخچال که پیشه من شرمنده نشه... خدا هیچ یخچالی رو شرمنده صاحبش نکنه.

کاش وقتی یه چیز جدید به یخچال اضافه میشد واسمون یه نوتیفیکیشن میومد !

از این به بعد میخوام یه دستکش آشپزخونه باد کنم هر شب از زیر لحاف بذارم بیرون تا این پشه ها باهاش مشغول باشن سرویس بشن.

 

دانشجوی عزیز !
دوست تحصیل کرده من !
شمایی که فردا میخواین دکتر مهندس این مملکت بشین !
وااااقعاً نمیدونی تو کلاس باید موبایلت رو خاموش کنی؟
نمی بینی خوابیم!!!


موقع امتحان سوالاتی رو که بلدیم با خط نستعلیق می نویسیم، ولی اونایی رو که بلد نیستیم با بدترین خط می نویسیم!



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

می خوام گلکسی نوت بخرم، نه به خاطر امکاناتش، نه به خاطر کیفیتش بلکه به خاطر سایزش. آخه تنها گوشی موجود دربازاره که از سوراخ توالت رد نمیشه! یعنی عمرا بیفته توی چاه


 کاش می شد فهم و شعور را سهمیه بندی کرد. حداقل بعضی ها ماهی 60 لیتر شعور بهشون تزریق می شد.


 ملت ما ملتیست که وقتی توی خیابون زل زل نگات میکنت نمیتونی تشخیص بدی خوشگلی یا احیانا زیپت بازه!


 وقتی توی مجله از مضرات سیگار خوندم...
اونقدر وحشت کردم که قسم خوردم دیگه مجله نخونم!



 کسا‌یی که معتقدن اونی که رفته خودش بر میگرده، نود و نه‌ در صد کفتر بازن!!


 طرف موبایلش آنتن نمیداد ، بهش مسیج دادم : نمیتونم بگیرمت …
جواب داد : به درک! مگه کم خواستگار دارم؟

 

 

یه جمله معروف هست که میگه: همه خانما خوشگلن، فقط بعضیاشون بلد نیستن آرایش کنن...

 

یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه، شما فکر کن مثل مورچه ها رفیق باز بودن...
یه سوژه که پیدا میکردن 800تا از رفیقاشونو میکشوندن اونجا... از همینجا از این اخلاق پسندیده­اشون تشکر میکنم.

 

اولین سوال یک شیرازی از یک مخترع: کاکو چیطو حوصلت شد؟

 

ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﻡ ﺁﺩﺍﻣﺲ ﻧﻌﻨﺎﯾﯽ ﺷﯿﮏ ﻫﻢ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺍﺯﺵ ﺧﻮﺷﻢ ﺑﯿﺎﺩ... ﻭﻗﺘﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺍُﺭﺑﯿﺖ ﺷﺪﻩ ۱۸۰۰ ﺗﻮﻣﻦ.

 

چن روز پیش تا تو تاکسی نشستم دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش. 5 دقیقه بعد اومد کرایه رو حساب کنه و گفت: آقا 2 نفر حساب کنین لطفاً! من بسی خجالت زده دستشو گرفتم و کلی باهاش کشتی گرفتم که: توروخدا شرمنده نکنین!آخه این چه کاریه و این حرفا...
بعد اینکه پولو داد دوباره یک کرایه دیگه هم حساب کرد و گفت: این هم مال این آقا!
تازه فهمیدم دفعه اول کرایه خودش و پسرش رو حساب کرده بود!
یعنی با آفتابه دوغ بخوری اینجوری خیت نشی جلو ملت.




تاريخ : چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

از کلید محترم «پ» در کیبورد می خواهیم یه جارو مشخص کنه واسه خودش و همیشه همونجا بتمرگه که تو هر کامپیوتری جاش عوض نشه


 ولی خداییش بیاییم ظاهربین نباشیم. بعضیا ممکنه در ظاهر بی شعور به نظر بیان اما وقتی باشون می گردیم و بیشتر می شناسیمشون می بینیم که باطنن هم بی شعورن!

 وقتی پشت آیفون می پرسیه «کیه؟» 95 درصد مردم میگن «باز کن»، 5 درصد باقیمونده هم میگن «منم»


 خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابو ببینم، برم پیشش بگم «چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!»


 تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم «برید کنار، برید کنار من پدرشم» وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!


 حساب کنید قیافه دخترای دوران حافظ و سعدی چه جوری بوده که خال کنج لب یار آپشن محسوب می شده!


 این یکی رو هیچ وقت نفهمیدم واسه چی یاد گرفتم. می خوام بدونم کسی هست «ب.م.م» و «ک.م.م» (ریاضی) در طول زندگیش به دردش خورده باشه؟


 این روزا آدم جرات نداره با یکی درد دل کنه. یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ولت نمی کنه


 از مزخرف ترین اتفاقات نصفه شبا، این صدای شکسته شدن قولنج وسایل خونه ست. مخصوصا تلویزیون و وسایل چوبی هی شبا قولنج شون می شکنه، آدم لوزالمعده اش میاد تو حلقش!



تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل کنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان کنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه !!!
 

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میره عید دیدنی بعد از خوردن دو کاسه آجیل و شیرینی و انواع تنقلات پرکالری و در ادامه خوردن شام با مخلفات موقعی که به خوردن نوشابه یا دوغ میرسه جهت حفظ سلامتی دوغ رو انتخاب میکنه!
 

یکى از سرگرمى هاى خاص مردم ایران اینه که :وقتى از مطب دکتر میان بیرون،حساب کنن ببین این دکتره روزى چقد درآمد داره!

فقط یه ایرانی میتونه واسه یه خونه اجاره ای 40 متری یه تلویزیون ال ای دی 60 اینچی با سینما خانگی 8000 وات بیسیم بذاره!!!


فقط یه ایرانی میتونه اول پاییز واسه بچش 500 هزار تومن ایکس باکس بخره بعد تا تابستون نزاره بچهه حتی یه بارم نیگاش کنه!

فقط یه ایرانی میتونه برای ماشین پنج میلیونی که اقساطی خریده ، چهار میلیون لوازم اضافی وصل کنه ولی پول رفتن به دندانپزشک برای معالجه دندان خرابش را نداره!

فقط یه ایرانی میتونه با ماشین خودش بره به محلی که آزمون رانندگی می گیرن که امتحان شرکت کنه!

فقط یه ایرانی میتونه آخر شب بره مسواک بزنه،بعدش بره سر یخچال هرچی دید بخوره بعد بره بگیره بخوابه!!!



تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

آن شنیدم که یکی مرد دهاتی هوس دیدن تهران سرش افتاد و پس از مدت بسیار مدیدی و تقلای شدیدی به کف آورد زر و سیمی و رو کرد به تهران، خوش و خندان و غزلخوان ز سر شوق و شعف گرم تماشای عمارات شد و کرد به هر کوی گذرها و به هر سوی نظرها و به تحسین و تعجب روان گشت به هر کوچه و بازار و خیابان و دکانی.

در خیابان به بنائی که بسی مرتفع و عالی و زیبا و نکو بود و مجلل، نظر افکند و شد از دیدن آن خرم و خرسند و بزد یک دو سه لبخند و جلو آمد و مشغول تماشا شد و یک مرتبه افتاد دو چشمش بهآسانسور.

ولی البته نبود آدم ساده دل خبردار که آن چیست؟ برای چه شده ساخته یا بهر چه کاریست؟ فقط کرد به سویش نظر و چشم بدان دوخت زمانی.

ناگهان دید زنی پیر جلو آمد و آورد بر آن دکمه پهلوی آسانسور به سرانگشت فشاری و به یکباره چراغی بدرخشید و دری واشد از آن پشت اتاقی و زن پیر و زبون داخل آن گشت و درش نیز فروبست.

دهاتی که همانطور به آن صحنه جالب نگران بود، ز نو دید دگرباره همان در به همان جای ز هم واشد و این مرتبه یک خانم زیبا و پریچهر برون آمد از آن، مردک بیچاره به یکباره گرفتار تعجب شد و حیرت چو به رخسار زن تازه جوان خیره شد و دید در چهره اش از پیری و زشتی ابداً نیست نشانی!

پیش خود گفت که "ما در توی ده اینهمه افسانه جادوگری و سحر شنیدیم، ولی هیچ ندیدیم به چشم خودمان همچو فسونکاری و جادو که در این شهر نمایند و بدین سان به سهولت سر یک ربع ساعت، زنی پیر مبدل به زن تازه جوانی بنماید .

افسوس کزین پیش نبودم من درویش، از این کار خبردار، که آرم زن فرتوت و سیه چرده خود نیز به همراه در اینجا، که شود باز جوان، آن زن بیچاره و من هم سر پیری برم از دیدن وی لذت و با او به ده خویش چو برگردم و زین واقعه یابند خبر اهل ده ما، همه ده بگذارند، که در شهر بیارند زن خویش چو دانند به شهر است اتاقی که درونش چو رود پیرزنی زشت، برون آید از آن خانم زیبای جوانی!!"



تاريخ : شنبه ٩ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

 میفرستم مهربان بر محضر تو یک پیام تا که هم جویای احوالت شوم هم داده باشم یک سلام! صبح روز آدینه ات بخیر و شادی

 

سلام من

به آن پرند سپیده وشادمان

که در سپیده با نسیم

ترانه ساز می شود

صبح زیبات بخیر


صبحت بخیر عزیزم ، برات چایی بریزم؟!

گولت زدم عزیز جون ، تو که نیستی خونمون!!

 

امیدوارم روزت رو با یه دنیا امید، یه بغل آرزو

و یه عالمه انرژی مثبت شروع کنی…

صبح نازت بخیر

 

سلام

صبحت زیبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم

و تو خودت را در آینه من آبی

بیا برویم باورمان را قدم بزنیم

تا شانه های خیابان خیال کنند

جنگل و دریا بهم رسیده اند . . .

 

سلام ای دل نورانی خورشید، ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش!

سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بی کران

 

من به تو سلام میکنم تو که تک ستاره دمادم غروبی

ای مهوش غزالها ای ترانه ساز هستی

ای که جادوی کلماتت قلمها را

سرنگون میکند سلام

 

به تو سلام می کنم کنار تو می نشینم

و در خلوت تو شهر بزرگ من بنا می شود .

 

سلام من

به پیچکی که صبح دست سبز او

به سوی آسمان بی کران دراز می شود

 

سلام من

به آن پرند سپیده وشادمان

که در سپیده با نسیم

ترانه ساز می شود

 

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

 

سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی.

 

سلام ،

ببخشید ما داشتیم تو کوچه اس ام اس بازی میکردیم

یکی از سلاما افتاد تو خونتون ! میشه پسش بدین !؟؟

ما منتظریم !



تاريخ : جمعه ۸ دی ۱۳٩۱ | ۱:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

الف.راستگو
امروز خانم معلم گفته است که در مورد صحبت های رئیس جمهور در برنامه زنده تلویزیونی انشا بنوسیم. پدرم بعد از شنیدن موضوع انشا گفت: "آخه این هم شد موضوع انشا؟! زمان ما می گفتند در مورد ماشین مشتی ممدلی که نه بوق داشت و نه صندلی بنویسیم!" 
 
از پدر می پرسم: "ماشین مشدی ممدلی ترمز هم داشت؟!" و پدر گفت: "ترمز نداشت، فرمانش هم طوری بود که باید چندنفره آن را می راندی! فرمان آنقدر سفت بود که باید دو سه نفری آن را می چرخاندی، بنزین هم نداشت و چند نفر باید از عقب آن را هل می دادند!" 
 
به پدر می گویم: "از موضوع اصلی دور نشو!" لطفاً یک چیزی بگو برای انشایم بنوسیم! پدر هم خیلی محترمانه گفت: "اون ممه رو لولو برد! این روزها باید خودت انشا بنویسی!" 
 
من آن برنامه را نصفه نیمه دیدم! راستش وسط هایش هی مثل مجری خوابم می برد! نمی دانم آقای حیدری چرا اینطوری است! در برنامه اقتصادی "پایش" هر چقدر دلش می خواهد انتقاد می کند اما وقتی رئیس جمهور را می بیند اصلاً از او سوال های درست و درمان نمی پرسد! 
 
خانم معلم! ای کاش شما کمی از حیدری یاد بگیری! فکرش هم لذت بخش است! مثلاً هنگام امتحان باشد و تو بدون اینکه سؤالی طرح کنی از ما بخواهی هر چه می دانیم روی برگه ها بنویسیم؛ مطمئناً همه 20 خواهیم شد! 
 
رئیس جمهور در آن برنامه گفت: "کام مردم شیرین شد و قدرت خرید اکثرشان بالا رفت."؛ نمی دانم رئیس جمهور از کجا می داند که من چند روز پیش یک عدد لُپ لُپ خوردم و کامم شیرین شده است! در مورد "قدرت خرید" هم درست است! ما چند ماهی است که قدرت خریدمان بالا رفته است، بدین ترتیب که بابا برای خرید هر چیزی با قدرت تمام خرید می کند! او اینقدر چانه می زند که طرف دلش بسوزد و به ما تخفیف بیشتری دهد! 
 
آقای احمدی نژاد همچنین گفت: "من تاکید می کنم ارتباطی بین هدفمندی و افزایش قیمت ارز وجود ندارد."؛ از ایشان تشکر می کنم که من را از اشتباهی بزرگ در آورد! من خیال می کردم هدفمندی ها باعث کاهش ارزش پولمان شده و در نتیجه دلار قیمتش بالا رفته! ... راستی! حالا که کشف شد افزایش قیمت ارز ربطی به هدفمندی ندارد؛ پس افزایش قیمت ارز به چه چیزی ربط دارد؟! فقط به جمشید بسم الله؟! 
 
آقای دکتر همچنین گفت: "الان اگر کمی کمتر مصرف کنیم و بعداً بخریم مگر چه می شود؟"؛ من همین موضوع را به خواهرم گفتم. او هی به پدرمان می گفت جهاز می خواهد! دکتر راست می گوید؛ خب اگر بعداً بخریم چه می شود؟! فوقش این خواستگار می پرد! چیزی که زیاد است خواستگار! 
 
آقای دکتر همچنین گفت: "ما می خواهیم کار نیمه کاره برای دولت نگذاریم و سر و ته تحریم را هم به هم بیاوریم و کار را شسته رفته به دولت بعدی تحویل بدهیم." و من متوجه شدم دکتر قصد دارد باقی مانده اقتصاد را کلاً آباد کند تا دولت بعدی به زحمت نیفتد! 
 
این بود انشای من، با تشکر از پدرم که اصلاً در نوشتن این انشا کمکم نکرد! 


تاريخ : پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱ | ۱:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

کریسمس

میلاد پیام آور توحیدصلح و مهربانی
سمبل صبر و شکیبایی
پیامبر اولوالعزم
حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)
بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد . . .
.
.
چون به سخن نوبت عیسی رسید / عیب رها کرد و به معنی رسید
عیب کسان را منگر و احسان خویش / دیده فرو بر به گریبان خویش . . .
کریسمس مبارک
.
.
امیدوارم بابانوئل به جای کادوی زیبا
تقدیر زیبا برای تو هدیه بیاره
تقدیر خوب رو نمیتونی الان حس کنی
اما در آینده میفهمی بهترین آرزو رو برات داشتم
کریسمس مبارک
.
.
یک عمر خوشبختی
یک عشق الهی
یک دنیا آروزی خوب
یک کریسمس شاد
برای تو دوست خوبم ، لطفا امضا کن !
تا برای همشون ، هر روز آمین بگم !
کریسمس مبارک
.
.
سلام
این عید پاک رو به پاکترین دل دنیا تبریک میگم
امیدوارم بتونم قدر این پاکی رو بدونم
و سال دیگه هم بهت تبریک بگم
و پاکی رو باهم جشن بگیریم
کریسمس مبارک
.
.
به یه کریسمس سفید فکر میکنم، با هر کارتی که برای کریسمس آماده میکنم، آرزو میکنم که همه ی
روزهات شاد و آفتابی (روشن) باشن، و امیدوارم که همه ی کریسمس هات سفید باشن. کریسمس مبارک
.
.
اگه یه شب بیدار شدی و دیدی یه مرد چاق و گنده داره تورو توی کیسش میزاره
لطفا نگران نشو. چون من به بابا نوئل گفتم تورو برای کریسمس میخوام!
.
.
بیا به سالی که جدید و تازست خوشامد بگیم، بیا تک تک لحظه هاشو گرامی بداریم،
بیا این سال نوی پربرکت رو جشن بگیریم. کریسمس مبارک
.
.
کریسمس نه یه زمانه و نه یه فصل، بلکه یک یادبوده،در واقع گرامی داشتن صلح و
حسن نیت، رحیم و بخشنده بودن، باعث میشه روح واقعی کریسمس رو لمس کنیم.
.
.
هیچ کریسمسی ایدآل نخواهد بود مگر اینکه تو تصمیم بگیری اون رو
به بازتابی از ارزش ها، خواسته ها، علاقه ها و قوانین خودت تبدیل کنی.
.
.
لذت در قلب کسانی که به معجزه ی کریسمس اعتقاد دارند بازتاب میکند.
برای تو تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو میکنم . تغییر فصل رو بهت تبریک میگم
.
.
یه شب ساکت و آروم، یه ستاره بالای سرت، یه هدیه ی پر
برکت از امید و عشق. یه کریسمس پر برکت برای تو . . .
.
.
کریسمس میتونه خیلی چیزا باشهیا میتونه چیز خاصی هم نباشه!
برای تو هر اسباب بازی جدیدی میتونه لذت آور باشهو برای من کریسمس یعنی دیدن تو!
.
.
دو تا چیز که توی چرخش زمین نه تموم میشه و نه تغییر میکنه،
یکیش شکوه تولد عیسی مسیحه و یکیش عشق دوست به دوسته!
.
.
میشه عکستو بدی بهم؟ که بابانوئل دقیقا بدونه برای کریسمس
چی باید بهم هدیه بده. کریسمس مبارک



تاريخ : پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


شب است و لحظه ی حرمان مریم / وطفلی خفته در دامان مریم
وجود نازنینش بکر و بی عیب / خدا می داند و وجدانِ مریم
مسیح خالق و پیغمبر صلح / گلی خوشبوی از بُستانِ مریم
همان طفلی که از روح خداوند / نهالش تنجه زد در جانِ مریم
نه دستی بهر تیمار وجودش / نه دارویی که بُد درمانِ مریم
دلش در معرض اوهام وحشی / ولی چون کوه بُد پیمانِ مریم
ندای لا تَخَف لا تَحَزنوهآ / زسوی خالقِ سبحانِ مریم
شفا بخش دل پردرد او شد / بشد لطف خدا از آنِ مریم
بُوَداو روح «جاوید» خداوند / نبشته این چنین فرمانِ مریم
 


I am dreaming of white Christmas , with every christmas card i write, May your days be merry and bright, and May all your christmases be white.Happy Christmasبه یه کریسمس سفید فکر میکنم، با هر کارتی که برای کریسمس آماده میکنم، آرزو میکنم که همه ی روزهات شاد و آفتابی (روشن) باشن، و امیدوارم که همه ی کریسمس هات سفید باشن. کریسمس مبارک



تاريخ : پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

این شعر طنز، به نوعی بیانگر رانندگی در ایران و رعایت نکردن قوانین هست که توسط یکی از دوستان در گروه
برای ما ارسال شده است. متاسفانه از نام شاعر طنزپرداز این شعر بی اطلاعیم اما سعی کنید شما دوستان
خوندنش رو از دست ندید تا مشکلات ملموس رانندگی عده ای خاص در ایران دستگیرتون بشه ...


اگــــه یـه روز رفتی یــه جــــای دنیــــا
واسه خـودت ماشین خریدی اونجــــــا

یه چی بخر شبیه پیکـــــان بــــــــاشه
صندلیاش مدل جـــــوانـــــان بــــــاشه

وقتی کـــه پشت فـرمونش نشستـی
خواستی بفهمن کـه کجایی هستـی

اوّل کــــــــــار واســــــــه جـــلو پنجـره
یــــــه نعل اسب عــــالی یـــــادت نـره

یـــه وخ خیــــال نکن حـــاجیت جــواده
اون ورِ دنیـــــــــا بــد نظـــر زیـــــــــاده

تسبـیــــحتــو بـــپـیـــچ بدور شصــتـت
موبـــایلــــتم در آر بگیـــر تـــو دستــت

رعــــــــــــــــایت حــق تقــــدم بــــــده
گـــــــــازو بــگیر به هچکی ام راه نـــده

بـا هر کی خواس جلــــو بیفته لـج کن
برو جلوش فرمــونــــو فوری کـــج کـن

یـه دفـه مثــل اسـب وحشی رم کـــن
روی تـمــــــوم آدمـــــــا رو کـــم کـــن

همیشه دوبلـه واستـا راهـو ســـد کن
افسر اگــــــه نبــود چراغـــــــو رد کـن

سبقتو هر جور کــه دلـت خواس بگیـر
از چپ اگــــه مشکــــله از راس بگـیــر

تـــــا می بیـنی راه نمیـرن جمـــــاعت
لایی بکش بــــــرو بــا انـــد ســــرعت

نذار کسی تـــــــورو معـــطـل کنـــــــه
هیچکی نباید بـــا تـــو کـل کــل کنــــه

پشت چـــراغ اگه جلوت واســـــــتـادن
چــراغ که سبــز شد یــهو بـــــوق بـزن

تمــــــــوم آدمــــا بــــه جـــز تــــو خُـلن
نمیــــــــدونن چـــــــراغ چـــــیه مُنگُـلن

همه به جــز تو دست و پـــــــا چُلُـفتن
بـــــوق نـــزنی مـمـکــــنه راه نیــــفتن

راستی کــــــــمربنـــدتـو هــیچوخ نبـند
محل نده بـــــــــه این چیــزای چـــــرنـد

هر کی کمر بندشو بسته هــــــــو کـن
خودت فقـــط روی شکـم ولـــــــــو کـن

همینجوری کـــــه پشت رل نشـستی
بذار هـمه خیــــــــال کنن کــــه بستی

گشنه شدی یه مــــوقه پشــت فرمون
یــه چی بذار تــــــــــو دهنت بلمبــــون

دستــتو بیـــرون ببـــــــــــر از پنجـــــره
هر چقد آشغال داری شـــــوت کن بره

تخـمه اگـــه خوردی لُپاتـــــــــو پُف کن
پوستشو تـا هر جـــا که میره تُــف کن



تاريخ : سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 معروف است که در دوره ناصرالدین شاه قاجار شبی از شب‌های ماه رمضان توپچی از شلیک توپ سحر خودداری کرد.

امیر توپخانه او را احضار کرد و با خشم از او پرسید: چرا توپ در نکردی؟

توپچی با خونسردی پاسخ داد: قربان به هزار و یک دلیل! اول این که باروت نداشتیم.

امیر توپخانه فوری حرفش را قطع کرد و گفت: همین یک دلیل کافی است.

منبع: عصرایران



تاريخ : سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



تاريخ : سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


http://aparatfilm.ir/wp-content/uploads/charli-chaplin1.jpg

چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که :

با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه را نه، 

می توان رختخواب خرید ولی خواب را نه، 

می توان ساعت خرید ولی زمان را نه، 

می توان مقام خرید ولی احترام را نه، 

می توان کتاب خرید ولی دانش را نه، 

می توان دارو خرید ولی سلامتی را نه، 

می توان خانه خرید ولی زندگی را نه، 

می توان قلب خرید، ولی عشق را نه ...


آموخته ام که ... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی.

آموخته ام که ... مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.

آموخته ام که ... هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.

آموخته ام که ... همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.

آموخته ام که ... مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم.

آموخته ام که ... گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.

آموخته ام که ... راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.

آموخته ام که ... زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هرچه به انتهایش نزدیکتر میشویم سریعتر حرکت میکند.

آموخته ام که ... پول شخصیت نمی خرد.

آموخته ام که ... تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.

آموخته ام که ... خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

آموخته ام که ... چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.

آموخته ام که ... این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.

آموخته ام که ... وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.

آموخته ام که ... هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.

آموخته ام که ... زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.

آموخته ام که ... فرصتها هیچگاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب میکند.

آموخته ام که ... لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.

 



تاريخ : سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net



تاريخ : دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

 اگه دیوید بکام اسم پسرش را می ذاشت ایام، صداش می کردند ایام بکام، حال

می کرد

 

 

 

 

 این کتابای ریاضی آسون ترین مثال هارو خودش حل می کرد بعد دیدین سخت ترین مساله ها رو میذاشت ما حل کنیم ؟!


 طرف می گفت دوست دارم بچه ام پسر باشه که نسل بابام باقی بمونه! انگار باباش ببر مازندرانه...


 اولین بار که تو عمرم تقلب کردم ؛ سال اول ابتدایی ؛ امتحان ریاضی: پیس پیس (خطاب به جلوییم) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش؟ جلوییم: چپ! من : چپ کدوم طرفه؟!... همچین اسکلایی بودیم ما !


 یه بار با بابام دعوام شد ولی چون امکانات نداشتم نتونستم خواننده بشم بی خیال شدم باهاش آشتی کردم!


 بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه هامون می کنیم: نیمه می شنویم؛ یک چهارم می فهمیم، هیچی فکر نمی کنیم! و دو برابر واکنش نشون می دیم.


 بابام هنوز معتقده که چون من همیشه پای اینترنتم پول تلفن زیاد میاد!


 بعضی وقتا وقتی یکی میگه «ببخشید اشتباه کردم» بهتره قبول کنید چون «خوب کردم اشتباه کردم» آپشن بعدیه که بهتون ارایه می ده !


 تو بچگی مون از تکلیف عذاب می کشیدیم الان داریم از بلاتکلیفی عذاب می کشیم !

 به عشق در نگاه اول اعتقاد داری یا یه بار دیگه از جلوت رد شم؟!

 تو امتحانا دنبال این نیستن که ببینن چقدر حالیته، هی می خوان ببینن چی بلد نیستی!


 امسال نمایشگاه کتاب نرفتم. خودم تو خونه سیب زمینی سرخ کردم خوردم!!!


 مرد عاشق بشه دنیا رو با خبر می کنه، زن عاشق بشه فقط به نزدیکاش میگه، مرد جدا بشه نزدیک تریناش می فهمن، زن جدا بشه همه دنیا .


خانومه مهمانداره تو هواپیما بهم گف میخوای بخوابی برات بالش و پتو بیارم؟؟ ، گفتم نع!! برام قصه بگو
قهر کرد رف بیشعور



تاريخ : دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()


فک کنم همینجوری نرخ آب و برق و گاز و تلفن بالا بره ، با کپی فیش برق خونمون ، بهمون پناهندگی بدن!!!


بابام به مامانم اس ام اس عاشقانه فرستاده...الان 2 روزه خونمون دعواست 
مامانم گیر داده به بابام که این اس ام اس و کی واست فرستاده بوود؟


دیشب که خوب می خوردین
این چی چیه آوردین ؟
.
.
.
گروه بانوان در مراسم پاتختی در هنگام باز کردن کادو 


تو هوای بارونی
.
.
.
.
خیلی راحت میتونید از پنجره اتاقتون تف کنید رو سر عابرین...!!


شوهر کیست؟
شوهر کسی است که آشغالارو می ذاره دم در و چنان قیافه ای می گیره انگار همه خونه رو تمیز کرده!!


سه تا چیز هست که هیچ وقت آدم نمیتونه فراموششون کنه
صبحانه، ناهار، شام
قرار نیست که همش احساساتی باشه


آیا میدانستید هم اکنون گدایان شهر نیویورک با پول خردهای ته جیبشان میتوانند بمدت یکماه در هتل داریوش کیش، اقامت خوشی را داشته باشند؟!


این کارمندای وزارت امور خارجه دقیقا برای چی حقوق میگیرن !..؟ ما که با هیچ کس در ارتباط نیستیم !!


یادتون میاد یه زمانی یه آهنگ بود میگفت امشب دل من هوس رطب کرده...
الان داشتم به این فکر می‌کردم که اون زمان ظاهراً هلو و اینا تو بورس نبوده احیانا


اینایی که کسی از کاراشون سردرنمیاره،
اینایی که کاراشونو همیشه ساکت و آروم انجام میدن،
اینایی که عشقشون لباس مشکیه،
اینایی که دلشون نمیاد وقتی که خوابی بیدارت کنن،
اینایی که روزا براشون بی معنی شده و شبا فقط کار میکنن،
اینایی که با دیواره خونه ها یه دنیا خاطره دارن،
اینا رو خیلی زیاد مواظبشون باشید،
این لامصبا دزدن


به بقال سر کوچمون میگم جنگ میشه،میگه نگران نباش. اسراییلو میزنیم،امارات و عربستانم میزنیم! احمق فک کرده پِلی استیشنه و دسته بازی اونا خرابه !!


تبلیغات ماهواره در آینده نزدیک ..
نَگَرانه آیَندیَه طَفلان خویش مَباشید !!
اخذ روادید ،
اَقامت ،
کار ،
تحصیل در بهترین مکتب های کابل و قندهار



تاريخ : دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 

برخی مواقع، برخی ها، و مخصوصاً برخی از همین سایت های به اصطلاح تحلیلی و خبری ، برخی(!) اخبار معمولی را خیلی پراهمیت نشان می دهند!

مثلاً همین چند وقت پیش که اتوبوس دانش آموزان در جاده ها چپ شد؛ خب این همه حوادث جاده ای داریم، اینهم روش! مگه علی دایی تصادف نکرد؟! مگه ماشین وزیر راه چپ نکرد؟! مگه پوپک گلدره بوسیله همین حوادث جاده راهی دیار باقی نشد؟!... خب دانش آموزان چه فرقی با باقی اقشار جامعه دارن! بعدش هم! از قدیم گفتن: "لیوان واسه شکستنه! اتوبوس واسه چپ کردن!"؛ چرا الکی فضای جامعه را با پرداختن بیش از اندازه به این خبرها ملتهب می کنید؟!

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

  

من« دوشیزه مکرمه» هستم 
وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و  همزمان قند توی دلم آب می شود.
 
 
من «مرحومه مغفوره» هستم
وقتی زیر یک سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام و احتمالاً هیچ خوابی نمی بینم .
 
 
من «والده مکرمه» هستم 
وقتی اعضای هیات مدیره شرکت پسرم برای خودشیرینی 20 آگهی تسلیت
در 20 روزنامه معتبر چاپ می کنند …
 
 
من «زوجه» هستم،
وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضی دادگاه خانواده
قبول می کندبه من و دختر شش ساله ام ماهیانه فقط بیست و پنج هزار تومان ، بدهد!
  
 
من «سرپرست خانوار» هستم، 
وقتی شوهرم چهار سال پیش با کامیون قراضه اش از گردنه حیران رد نشد
 و برای همیشه در ته دره خوابید.
 
 
من «مجید» هستم، 
وقتی در ایستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد می ایستد  
و شوهرم مرا از پیاده رو مقابل صدا می زند…
 
 
من «ضعیفه» هستم، 
وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگیرند…
 
 
من «بی بی» هستم،
وقتی تبدیل به یک شیء آرکائیک می شوم و نوه و نتیجه هایم 
 تیک تیک از من عکس می گیرند…
  


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



http://www.marshal-modern.ir/Archive/33338.aspx



تاريخ : شنبه ٢ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()



http://www.marshal-modern.ir/Archive/33328.aspx



تاريخ : جمعه ۱ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()

 مردان قبیله سرخ پوست درایالات متحده آمریکا، از رییس جدید قبیله می پرسن: آیا زمستان سختی در پیش است؟
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید»
بعد به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»
پاسخ: «اینطور به نظر میاد».
پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظرقبلی تون رو تایید می کنید؟»
پاسخ: «صد در صد».
رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر جمع کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «آیا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟
پاسخ: بگذارید اینطوری بگیم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!!

رییس: از کجا می دونید؟
پاسخ: چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن!!



تاريخ : جمعه ۱ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فریدون | نظرات ()